انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

یک روز رسید غمی به اندازه کوه
یک روز رسد نشاط اندازه دشت
افسانه زندگی همین است عزیز
در سایه کوه باید از دشت گذشت



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: قدم 08کتاب کارکرد قدم  (دفعات بازدید: 1132 بار)

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
قدم 08کتاب کارکرد قدم
« : 06 مارس 2011، 10:20:29 am »

قدم 08کتاب کارکرد قدم        قدم8- 1- آیا به هیچ شکلی در کارکرد قدم هشتم مردد هستم چرا؟ با   اینکه یکبار این قدم را کار کرده ام باز هم قدری ترس دارم به دلیل   وسواسهای فکری احساس میکنم انطور که باید و شاید آن را درست انجام نداده   باشم در دوران اعتیاد فعال من بسیار آرام و غالبا بی تفاوت و در تنهایی و   خلوت خود شناور بودم با اینکه سعی کردم به کمک راهنمایم هر کسی که به او   خسارت زده بودم در لیستم بگنجانم ولی لیست طول درازی نشدالبته به این دلیل   که من نمیجنگیدم و زندگی ام کاملا یکنواخت شده بود تنها مواد میزدم که   زندگی کنم و زندگی میکردم که مواد تهیه کنم و در این راه هم به کار کسی   کاری نداشتم و دوست داشتم در آرامش کامل باشم زیرا که آرامش را در مصرف   مواد میدیدم و زندگیبدون آن را بلد نبودم تا به انجمن رسیدم و راه دیگری   یاد گرفتم البته به انحطاط روحانی و احساسی هم رسیده بودم زیرا دختری را هم   که دوست داشتم با تمام تلاش معتادگونه ام نتوانسته بودم بدست آورم بهرحال   خداوند مرا دوست داشت و اجازه نداد خسارات سنگینی جز به خودم و نزدیکانم   بزنم نقل این داستان برای من قدری شبه ایجاد میکند که شاید من فرق میکنم   اما برای روشن شدن و کارکرد این قدم و هرچه که خواست نیروی برترم باشد   کاملا آمادهام زیرا قدم سه ایی خود را سپردهام زیرا جز او هیچ نیروی قادر   به راهنمایی و هدایت من به مسیر درست نبوده است امروز فقط دنبال چسبیدن به   خدا هستم و کارکرد این قدم باعث میشود کمتر از او دور شوم با او باشم البته   من دزدی نکردم کسی را کتک نزدم به کسی خیانت نکردم به کسی بی احترامی   نکردم و پول مواد خود را هم کار کردم و از دست رنج خود پرداختم و به لطف   خدا  اوضاعم خیلی درب و داغان و آشفته ای بیرونی نشد اما از درون به شدت   خراب بودم و ویرانه شده بودم  بیشترین خسارت را به خودم زدم و به مرحله   خرابکاری اساسی نیفتادم و البته از خدا میخواهم هیچگاه به دیگران خسارت   نزنم  زیرا من موجودی آرام و تنها هستم و آزارم به مورچه هم نمیرسد
2-      آیا نیاز به تأمل و مشورت   با راهنمای خود را قبل از آغاز جبران خسارت ، تشخیص می دهم ؟ آیا در هیچ   شرایطی بواسطه تعجیل وشتاب در جبران خسارت باعث بروز خسارات جدیدی شده ام ؟   آن شرایط چه بوده اند ؟ بله کاملا درک میکنم حتما باید بدون   خودمحوری و با مشورت کامل با او شروع به نوشتن تمام گوشه کنار زندگی ام کنم   و برای تشخیص خسارات از او کمک بگیرم البته من از خانواده ام جبران کردم   که همه چیز به خیر و خوشی پیش رفت اما در مورد زن پ که یکبار به شدت عصبانی   شدم و به دلیل رفتارهایشان از کوره به در رفتم و خود را خالی کردم البته   از طبقه بالا با داد بیداد غیر مستقیم بر سر خواهرم نه او وقتی برای جبران   رفتم یک ساعت مرا به باد نصیحت و ارشاد و خالی کردن خود و حب و بغضهای شخصی   خود نمود و در نهایت امروز من تصور میکنم که نتوانسته ام طرف را درست و   حسابی شیر فهم کنم و تنها فرصت دادم که عقده هایش را خالی کند بعد در مورد   خواهرم هم نتوانستم درست و حسابی رابطه بگذارم البته بعد از پاکی و من به   آنها احترام میگذرم همیشه سلامشان میکنم اما جواب سلام مرا هم نمیدهند   البته من سعی نمیکنم که آنها را تغییر دهم تا مطابق میل من رفتار کنند و با   شرایطی که دارند پذیرفتمشان با برادرها و پدرم اما توانستم رابطه بهتری   بگذارم و جبران خسارت کنم راستش را بخواهید مایلم راهنمایم حسابی مرا هدایت   نماد که این قدم را خو کار کنم و به امید و لطف خدا امیدوارم
3- فهرست رنجش هایی که بر سر راه تمایل شما جهت جبران خسارت وجود دارند را بنویسید . ج که به من توهین کرد ح   به دلیل اینکه بی احترامی میکند و همینطور ل  که بی احترامی میکنند آدم   فکر میکند به ایشان بدهکاراست و حتی جبران خسارت هم درموردشان وضع را بدتر   میکند و پر رو میشوند
4-آیا می توانم در حال حاضر از این رنجش ها رها شوم   ؟ اگر نه آیا تمایل دارم که به هر حال نام این افراد را در فهرست خود   بنویسم و بعداً نگران جبران خسارت از آنها باشم ؟ بله میتوانم   ومیدانم که آنها هم بیمارند و من  همیشه رها میشوم و تمایل دارم نام آنها   را بنویسم و نگران نیستم چون خداوند و راهنما دارم که راه را به من میگوید
5-       آیا کسی هست که من به او   جبران خسارت بدهکار باشم ولی او تهدیدی برای سلامت یا امنیت من باشد ، یا   مورد دیگری وجود داشته باشد که من نگران حال آن شخص باشم ؟ ترسهای من چیست ؟   شاید ش که او را به دلیل بیماری ام آزردم اما راهنمایم گفت جبران خسارت   ندارد(1سال بعد   دوست شدیم و کل داستان تغییر کرد )
6-  فهرست افرادی را که به آنها خسارت زده اید با ذکر نوع و طریق خسارت بنویسید . 1-   ش ع کسی که دوستش داشتم و نتوانستم با او رابطه بگذارم و همیشه به اشکال   خوردم دوست خوبی برایش نبودم 2- م معشوقه  ام او را هم درگیر خودم کرده ام   3- پ آرزوهایش را بر باد داده ام 4- م پسر خوبی برایش نبودم 5- - دوستان   زمان مصرفم که به واسطه بهبودی با آنها قطع رابطه شده ام
7-   چرا عذرخواهی تنها ، برای   جبران خسارتی که زده ام ، کافی نخواهد بود ؟ زیرا چگونگی دقیق خطاهایم و   الگوهایمو در نتیجه  رفتارها و عملکرد من باعث صدمه و آسیب شده و مضافا بر   اینکه امکان تکرار آن در صورت عدم تغییر و فقط گفتن اینکه شرمنده ام وجود   دارد در حقیقت من باید حتما سرچشمه را درست کنم تا با رفتارهای معتادگونه   ام که بارها و بارها باعث خسارت و صدمه به دیگران شده ام دیگر آنرا تکرار   نکنم
8-  چرا تغییر رفتار تنها ، برای جبران خسارتی که زده ام ، کافی نخواهد بود ؟ زیرا   اثر زخم و ناراحتی ناشی از خسارتی که زده ام بر روح و جسم و روان آن فرد   باقی است و اینطور نیست که با تغییر رفتار گمان کنم که قضیه تمام است باید   از دل طرف در آورم و حتما  جبران مافات کنیم و درک کنیم
10-       بعضی از جبران خسارت هایی   که بدهکاریم ممکن است به اشخاصی باشد که آنها نیز به ما صدمه زده باشند .   اینها معمولاً خسارتهایی هستند که ما بیشترین مشکل را جهت پیدا کردن تمایل   به جبران آنها داریم . به نظر می رسد که هربار که ما به فکر جبران خسارت از   آنها می افتیم ، آنقدر از آنچه که آنها با ما کرده اندعصبانی می شویم که   بطور کل جبران خسارت کردن را فراموش می کنیم . اما لازمه بهبودی ما تمرین   اصل روحانی بخشش می باشد . از طریق دعا و کمکهای جانبی دیگری که در دسترس   ما هستند ، می توانیم در خود ظرفیت بخشش کسانی که به ما صدمه زده اند را   بیابیم .
11-       آیا به کسی جبران خسارت   بدهکار هستم ، که او نیز به من صدمه زده باشد ؟ چه اقداماتی جهت پیدا کردن   تمایل برای اینگونه جبران خسارت انجام داده ام ؟ بله شکوفه که مرا   به روز سیاه نشاند برایش دعا میکنم و برای تمایلم هم دعا میکنم جعفر که   پولم را خورد و توهین کرد من هم دچار اشتباه شدم و  دیگر موردی نیست
12-      تشخیص چگونگی دقیق   خطاهایمان ، به چه شکل در قدم هشتم برای ما ارزشمند است ؟ چرا ضروری است که   نقش و مسئولیت من در مسائل برایم واضح و آشکار باشد ؟ زیرا من میخواهم سهم و نقش خود را پیدا کنم و خود را درست کنم و وجدان خود را رهایی بخشم تا بتوانم به زندگی ادامه دهم
13-       چند مثال از صداقتی که در قدمهای قبلی تجربه کرده اید را بنویسید ؟ چگونه از آن تجارب در این قدم می توانید استفاده کنید . من   با شکستن دیوار انکار پذیرفتم بیماری دارم به نام اعتیاد و با صداقت   اعتراف کردم که سلامتی عقل ندارم و نیاز به بازگشت ایمان توط نیروی برتر را   احساس کردم من صادقانه تصمیم گرفتم اراده و زندگی ام را به مراقبت خداوند   بدانگونه که اورا درک میکنم بسپارم و صادقانه به تهیه ترازنامه اخلاقی   بیباکانه و جستجوگرانه از خود اقدام کردم و صادقانه آنرا به خود خداوند و   یک انسان دیگر اقرار نمودم و صادقانه از او خواستم نواقص اخلاقیام را برطرف   کند و با صداقت با خود با فروتنی حاصل از آن از خداوند خواستم کمبودهای   اخلاقی ام را برطرف کند و در این قدم با صداقت اقدام به تهیه لیست کسانی که   خسارت زدم نمودم و صادقانه برای تمایل به جبران آن دعا نمودم صداقت   مهمترین اصل روحانی و محرک دیگر اصول روحانی است و لازم و ضروری است
14-  چند مثال از شهامتی که در قدمهای قبلی تجربه کرده اید را بنویسید ؟ چگونه از آن تجارب در این قدم می توانید استفاده کنید .    اقرار به عجز و تسلیم شدن باور به نیروی برتر و اعتماد به راهنما و کاربرد   اصول روحانی سپردن به خداوند و ادامه شرکت در جلسات و کارکرد قدمها 4 و 5   نوشتن تراز و اقرار آن و دیدن سهم و نقش خودم و در قدم 6 و 7 نواقصو   کمبودهای خود را مورد بررسی و عاجزانه از خداوند جهت برطرف کردن آن با   شهامت دعا کردم
15-       آیا اسمی هست که من هنوز به فهرست خود اضافه نکرده باشم ؟ آیا تمایل دارم که اکنون اضافه کنم ؟ آیا فهرست من کامل است ؟   خیر مگر اینکه کلیه فامیل و همکاران و کسانی که به نوعی با من ارتباط   داشته اند زیرا من همواره با بیماری ام با آنها برخورد داشته ام
16-  چه اقداماتی جهت افزایش تمایل خود انجام داده ام ؟ دعا کرده ام و با دوستان و راهنمایم مارکت و مشورت نموده ام کتابخوانی کرده ام
17- در مورد دعا کردن برای پیدا کردن تمایل چه احساسی دارم ؟ احساس خوبی دارم احساس میکنم با خدا دوست شده ام و نیرو میگرم و مراقب من است دوستش دارم
در این مرحله از بهبودی امکان دست یافتن به یک روحیه با   ملاطفت و با شفقت وجود دارد . قبل از اینکه قدمهای قبلی را کار کنیم ،   آنقدر با احساس رنجش ، سرزنش ، و تأسف به حال خود درگیر بودیم که نمی   توانستیم به دیگران فکر کنیم . در حالیکه توانائی احساس یک انسان معمولی   بودن را پیدا می کنیم ، در همان حال می توانیم تشخیص دهیم که دیگران نیز   دارند بیشترین سعی خود را برای انسان بهتری بودن ، می کنند . ما می دانیم   که به طور متناوب در معرض شک و تردید در مورد خود و احساس عدم امنیت هستیم .   این مسئله در مورد دیگران نیز صدق می کند . ما می دانیم که خیلی از مواقع   قبل از اینکه فکر کنیم ، حرف می زنیم . دیگران نیز همینطور . ما درک می   کنیم که آنها نیز مثل ما از این حرکات خود پشیمان و متأسف می شوند . ما می   دانیم که مستعد درک و تعبیر غلط از شرایط و اتفاقات ، و نشان دادن عکس   العملهای افراطی یا تفریطی نسبت به آنها هستیم . درنتیجه ، امروز وقتی می   بینیم کسی از روی نواقص شخصیتی خود عمل می کند ، بجای اینکه عصبانی یا   خشمگین شویم با او همدلی و همدردی می کنیم ، برای اینکه می دانیم که چه چیز   باعث اینگونه رفتار شده است . قلب ما وقتی که می بینیم با دیگران ، رؤیاها   ، احساسات ، ترسها ، علائق ، و یا اشتباهات مشترکی داریم ، پر از رحم و   بخشش می شود .
18-   آیا احساس وصل بودن یا مربوط بودن به دیگران می کنم ؟ توضیح دهید . بله خیلی زیاد خود را در کنار انسانها احساس و از آنها میدانم مثل کودکی پاک و شاد و آرام
19-   آیا احساس همدلی و ملاطفت برای دیگران دارم ؟ توضیح دهید . بله خیلی زیاد با آنها پیوند خورده و دوست شده ام و همه را دوست دارم و درحال بهبود هستم
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

cghx0y2drte

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +1/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 146
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • uvw421
a right track
« پاسخ #1 : 19 مه 2016، 01:43:40 am »

under the high speed, turn a corner, is not a wide road, and recently in the road construction. The rain is a bit muddy, Zhiqiang slowed down. Suddenly, a familiar sound engine sound came from behind. Zhiqiang a surprised, suddenly anger dally upwards, while the right foot hit the throttle. CTS followed, left and right to feel tight customers. Zhiqiang blushed, followed by pulling the steering wheel,ugg pas cher, left and right, would not make CTS super. So,hogan outlet online, in a straight path, opened about two kilometers.
 the sky under a drizzle. Zhiqiang drive "Hyatt", run smoothly on the inner ring. Allison is like sitting in the back seat, tired, crooked head asleep. Every weekend, Allison Zhiqiang will shuttle to the children's palace to learn painting. He felt, for preschool children, can not miss the best period of learning and cultivate interest hobby.
 "boom......" A continuous engine noise, from far and near, interrupted Zhiqiang thoughts. In the rearview mirror at a glance to see is a big red "Cadillac CTS", with about 2 yards to the speed. Less than three seconds, approaching the "hyatt". Zhiqiang unconsciously pulled the direction, let CTS through. At the same time, looked at the car owner, golden hair, up, wearing sunglasses, looks like twenty head.
 about five minutes later to the exits. Because the ramp of only one lane,golden goose sneakers, so there was a certain degree of congestion, and also slow Zhiqiang path. At this time, CTS and squeezed from the side,air max femme pas cher, want to force inserted in front of him. Some Zhiqiang Wohuo, did not move the steering wheel, also did not slow down, or close to the front of a car, a heart secretly strength.
a right track
"Mama
 "Oh, smelly boy, love to laugh!" Zhiqiang whispered. CTS passed, he also added the accelerator, followed by the other lane on the other.
 in front of the intersection has to throw off this car fork, Zhiqiang annoying CTS. So no direction lights, pull direction turned. Did not see, there is a big pond in the middle of the road. Get ready to dodge, in a twinkling, the CTS suddenly rushed straight to the reservoir pressure. At this moment, truly reflects the off-road vehicle chassis, high advantage, overtaking at the same time, the pond mud splashed the Hyatt.
 from the endoscope, watching some indecent look tired, sleeping daughter, Zhiqiang face not covered with a smile.
! And you don't Lao Tzu!" John's pride in shock, but also increase the throttle to run. In the CTS on the left side,sac goyard pas cher, tightly pushed,scarpe hogan outlet, golden also holding the steering wheel not resigned to playing second fiddle, try to add >.
 drops!" CTS growled, glanced toward the golden Zhiqiang, ignored. CTS do not give up,hogan outlet, continue to go to the front of the front insert hyatt. Zhiqiang still don't let, when touched, CTS continuous "drop", finally stepped on the brakes. Hyatt finally successfully incorporated under the ramp,hogan outlet online, followed by CTS. (Article Reading Network:)
Related Articles:
 
 
   If only su
 
   Seize the passbook
 
   Who should be the who's disaster, who became who they read
 
 
  I is a like the trouble to write on the paper, will happily put in the side, home in the countryside, corn is the harvest season, watching all this let me think of the past, although now living conditions are good, but I yearn for the previous life, even for picking corn corn is also a fun, what kind of agrestic breath now how also can not find.
خارج شده است
 

این صفحه در 0.108 ثانیه 20 نمایش داده شد.