انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

من می خواهم بگویم :
 فقر به همه جا سرک می کشد ،
فقر گرسنگی نیست
عریانی هم نیست
فقر چیزی را نداشتن است
ولی آن چیز پول نیست
طلا و غذا نیست
فقر کتیبه ای سه هزار ساله است که بر روی آن یادگاری نوشته اند
فقر پوست موزی است که از پنجره اتومبیل به خیابان انداخته می شود
فقر شب را بی غذا سرکردن نیست
فقر روز را بی اندیشه سر کردن است
"دکتر شهید – علی شریعتی مزینانی"



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: افسردگی - اعتیاد (بررسی رابطه علت و معلول)  (دفعات بازدید: 8803 بار)

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

    افسردگی  - اعتیاد (بررسی رابطه علت و معلول)
.
.
    کسانی که  به مصرف الکل و سایر مواد مخدّر وابستگی دارند غالباً از بیماری‌های روانی نیز رنج می‌برند. عدم  درمان بیماری‌های روانی این افراد، درمان اعتیاد آن‌ها را نیز مشکل‌تر و  پیچیده‌تر می‌سازد.
  افسردگی یکی از مسائل رایج در  بین معتادان است. تشخیص بین افسردگی حاد و آشفتگی هیجانی ناشی از اعتیاد به دلایل زیر  می‌تواند مشکل باشد:
  اکثر داروها از جمله الکل،  مسکّن‌ها و آرامبخش‌ها خودشان اثر شل‌کنندگی و رخوت‌آور دارند.
  بسیاری از نشانه‌های افسردگی  در خلال ترک اعتیاد ظاهر می‌شوند. برای مثال، متعادان به کوکائین معمولاً سه تا پنج روز  پس از آخرین مصرف، دچار خواب آلودگی و رخوت شدید می‌شوند.
  مصرف الکل یا مواد مخدّر یک  نوع بی‌خیالی ایجاد می‌کند که تأثیر هیجانی رویدادهای روزمره را کاهش می‌دهد. بدون  مصرف این مواد، همان هیجان‌ها و احساسات دوباره برای فرد وجود خواهد داشت و  او ممکن است آن‌ها را غیرعادی بپندارد.
  دوران اعتیاد، تراژدی‌های  زیادی از قبیل طلاق، از دست دادن حضانت فرزندان، از دست دادن کار و ... به همراه دارد که  باعث غم و اندوه زیادی می‌گردد.
  از دست دادن ارتباط با دیگران  می‌تواند سبب غم و اندوه گردد. الکل و دیگر مواد مخدّر معمولاً به صورت «بهترین دوست»  فرد در می‌آیند. دوستی که همیشه حاضر است و باعث آرامش و تسکین می‌گردد.
  بسیاری از نشانه‌های افسردگی  معمولاً با پرهیز از مصرف الکل و دارو از بین می‌روند.
  ● افسردگی حاد چیست؟
  افسردگی حاد یا افسردگی عمده  یک نوع بیماری است که بدن، ذهن و فرایندهای فکری را درگیر می‌کند. برخورد و خوراک و  خواب فرد، بر نحوه نگاه کردن به خود و بر نحوه تفکر تأثیر می‌گذارد. اختلال  افسردگی مشابه حالت غم و اندوهی که گاهی برای هر کس پیش می‌آید نیست. این  اختلال نشانه ضعف شخصی نیست و وضعیتی نیست که آرزوکنیم خود به خود برطرف  گردد. افرادی که دچار افسردگی می‌شوند نمی‌توانند به آسانی «خود را جمع و  جور کنند» و بهتر شوند. نشانه‌های افسردگی در صورتی که درمان صورت نگیرد می‌توانند  هفته‌ها، ماه‌ها یا حتی سال‌ها باقی بمانند.
  ● نشانه‌های افسردگی
  هر کس که دچار افسردگی می‌شود  لزوماً همه نشانه‌های افسردگی را با هم ندارد. بعضی‌ها فقط چند نشانه و برخی دیگر  تعداد بیشتری از نشانه‌ها و عوارض بیماری را پیدا خواهند کرد. همچنین شدّت عوارض  نیز از یک فرد به فرد دیگر و در طول زمان متفاوت است.
  ▪ این نشانه‌ها عبارتند از:
  ـ احساس غمگینی، اضطراب یا  «خالی بودن» مداوم
  ـ احساس ناامیدی و بدبینی
  ـ احساس گناه، بی‌ارزش بودن  یا بی‌پناهی
  ـ از دست دادن علاقه به  فعالیت‌هایی که قبلاً خوشایند بودند.
  ـ کاهش انرژی، خستگی و کندی
  ـ مشکل در تمرکز، یادآوری یا  تصمیم‌گیری
  ـ بی‌خوابی یا خواب بیش از  حدّ
  ـ تغییر در اشتها و وزن
  ـ فکر خودکشی یا مرگ و یا  اقدام به خودکشی
  ـ تندخویی، تحریک‌پذیری،  زودرنجی، بیقراری، بی‌حوصلگی
  ـ عوارض جسمی و فیزیکی  ماندگار که به درمان جواب نمی‌دهند، مثل سردرد، اختلال گوارشی یا دردهای مزمن
  ▪ شیوع افسردگی
  اغلب پژوهش‌ها نشان می‌دهند  که میزان افسردگی حاد در بین معتادان (الکل یا مواد مخدّر)، چهار برابر بیشتر از دیگران  است. همچنین میزان افسردگی در بین زنان معتاد، دو برابر مردان است. این نسبت  در بین غیرمعتادان نیز برقرار است. هنگامی که فردی که به الکل یا مواد  مخدّر وابستگی دارد دچار افسردگی حاد می‌شود، علاوه بر درمان وابستگی  شیمیایی بدنش باید تحت درمان سلامت ذهنی نیز قرار گیرد.
  ● تشخیص افسردگی
  تشخیص دقیق بسیار حساس است.  اگر این نشانه‌ها و عوارض افسردگی را در خود یافتید، باید حتماً توسط یک روان درمانگر  که در زمینه وابستگی به الکل و مواد مخدّر نیز تجربه داشته باشد تحت  معاینه و سنجش قرار گیرید.
  ● درمان‌های موجود
  معمولاً افسردگی در معتادان  (الکل یا دارو) از طریق روان درمانی و داروهای ضد افسردگی، درمان می‌گردد. مطالعات نشان  داده‌اند که درمان از طریق داروهای ضدافسردگی در کاهش افسردگی بین الکلی‌ها موثر  است. البته باید توجه داشت که دارو درمانی، تنها بخشی از طرح و برنامه درمان  است و نمی‌تواند جایگزین روان درمانی گردد. درک این نکته حائز اهمیت  است که دارو درمانی باید توسط متخصصی که آشنایی کامل به سوء مصرف و  وابستگی به مواد دارد صورت گیرد زیرا برخی از داروهایی که برای درمان افسردگی  تجویز می‌گردند خودشان ممکن است اعتیادآور باشند.
 
 
  ترجمه : کلینیک الکترونیکی  روان‌یار
  Facts about Addiction and Depression”, Mental Health Center, Hazelden  Foundation

 
« آخرين ويرايش: 16 فوریه 2011، 08:08:16 am توسط رضا - بیل »
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
ارتباط متقابل افسردگي و اعتياد
« پاسخ #1 : 16 فوریه 2011، 08:08:54 am »

ارتباط متقابل افسردگي  و اعتيادمطمئنا در اطراف خود  يا در کوچه و خيابان افرادي را مي بينيد که گرفتار اعتياد شده اند.  اما اين افراد با هم بسيار متفاوت هستند. عده اي از اين افراد بسيار گرفته و غمگين هستند و عده اي ديگر  دچار روحيه اي شادتر نسبت به گروه اول هستند. افراد گروه اول مدت زمان بيشتري گرفتار اعتياد شده اند  و دچار بيماري  روحي و رواني هستند ولي گروه دوم تازه به دام اعتياد افتاده اند و بيماري روحي و رواني ندارند يا تازه دچار آن  شده اند. هنگامي که فردي هم اعتياد و هم علاوه بر آن، يک بيماري رواني مثل افسردگي داشته باشد، پزشکان مي گويند که«تشخيص  دوگانه» دارد. حال براي شناخت اين«تشخيص دوگانه» بايد ديد افسردگي چيست؟
 
 
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
تعريف افسردگي
« پاسخ #2 : 16 فوریه 2011، 08:09:21 am »

تعريف افسردگيافسردگي احساس وحشتناک  و آزاردهنده اي است که پزشکان آن را چنين تعريف مي کنند: «احساس  دلتنگي و ناخوشي که حداقل براي دو هفته ادامه داشته باشد.» اين  البته با احساس فشار رواني يا غمگين بودن درباره يک چيز يا يک موضوع متفاوت است.  افسردگي معمولا به نظر مي رسد که بدون دليل موجهي بروز مي کند. شخص احساس غمگيني  مي کند بدون آن که دقيقا علت آن را بداند. فعاليت هايي که درحالت عادي براي او خوشايند  بودند ديگر او را خوشحال نمي کنند. حتي  بيرون آمدن از رختخواب نيز مي تواند مشکل گردد. نشانه هاي افسردگي  شامل موارد زير  هستند:
  - احساس افسردگي در اغلب اوقات شبانه روز و تقريبا هر  روز. اين نشانه در  کودکان و نوجوانان مي تواند به صورت تندخويي و تحريک پذيري باشد.
  - از دست دادن علاقه نسبت به فعاليت هايي که قبلا  خوشايند و دلپذير بودند.
  - افزايش يا کاهش زياد وزن.
  - مشکل در خوابيدن يا خوابيدن بيش از حد.
  - احساس خستگي، تقريبا هر روز.
  - احساس بي ارزش بودن يا احساس گناه بدون دليل موجه.
  - مشکل در تمرکز و فکر کردن.
  - صحبت کردن يا حرکت کردن کندتر از حد معمول.
  - به فکر خودکشي يا مرگ افتادن.
 
 
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
تشخيص دوگانه
« پاسخ #3 : 16 فوریه 2011، 08:09:50 am »

تشخيص دوگانههنگامي که فردي هم  اعتياد و هم علاوه بر آن، يک بيماري رواني مثل افسردگي داشته باشد، پزشکان  مي گويند که«تشخيص دوگانه» دارد. اين عبارت به پزشکان، پرستاران و ساير کادر درماني يادآوري مي کند که اين  بيمار در مسير بهبود خود با چالش ها و موانع اضافي روبروست. افسردگي و ساير بيماري هاي رواني، خطر ابتلاء به اعتياد را  افزايش مي دهند. در بين تمام افرادي که يک نوع بيماري رواني براي آن ها تشخيص داده شده است، 29  درصد داراي سوء مصرف الکل يا دارو مي باشند. بيش از 37 درصد کساني که سوء مصرف الکل دارند و 53 درصد افرادي که سوء مصرف دارو  دارند، حداقل داراي يک نوع بيماري رواني جدي مي باشند. افسردگي در بين کساني که داراي سوء مصرف  الکل يا دارو هستند بيشتر از مردم عادي شايع است.
 
 
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
چرا افسردگي مي تواند به اعتياد بينجامد؟
« پاسخ #4 : 16 فوریه 2011، 08:10:20 am »

چرا افسردگي مي تواند  به اعتياد بينجامد؟
 
  برخي از مردم براي رفع عوارض و نشانه هاي افسردگي به  استفاده از الکل و
  دارو هاي غيرمجاز روي مي آورند. پزشکان به اين پديده«خود درمانگري»  مي گويند. اثرات  الکل يا دارو مي تواند موقتا احساس غمگيني، گناه يا بي ارزش بودن را کاهش دهد. اما هنگامي که اثر آن ها از بين  رفت، احساسات بد دوباره باز خواهند گشت. اين چرخه مي تواند به استفاده مداوم و نهايتا معتاد شدن بينجامد. پيامدهاي افسردگي  نيز مي تواند شخص را به سوي اعتياد سوق دهد. افراد افسرده معمولا از ارتباطات  اجتماعي کناره مي گيرند و حتي ممکن است در حفظ شغل خود نيز مشکل پيدا کنند.  آن ها در بيشتر اوقات گوشه گير و تنها  هستند و بدون داشتن يک شبکه اجتماعي پشتيبان، براي آسايش و راحتي به  الکل يا دارو  متوسل مي شوند. براي اين گونه افراد، وقت گذراني با کساني که آن ها نيز سوء مصرف الکل يا دارو  دارند راحت تر و آسان تر است زيرا انتظارات اجتماعي از آن ها کمتر است. حتي براي کساني که از  الکل يا دارو براي خود درمانگري استفاده نمي کنند و ارتباطات اجتماعي شان را از دست نداده اند، افسردگي احتمال خطر ابتلاء به  اعتياد را افزايش مي دهد. بسياري از پزشکان فکر مي کنند که همان چيزهايي که فرد را در مقابل  افسردگي آسيب پذير ساخته است، آن ها را بيشتر در معرض سوء مصرف الکل يا دارو قرار مي دهد. کساني که افسردگي ندارند مي توانند  داروي غيرمجاز مصرف کنند يا به طور مرتب مشروبات الکلي بنوشند بدون آن که با مشکلات بلند مدتي روبرو  گردند اما انجام همين کارها براي کساني که افسردگي دارند به احتمال زياد به اعتياد آن ها منجر  مي شود.
 
  چه موقع اعتياد به افسردگي مي انجامد؟
 
  نشانه هاي اعتياد و افسردگي ممکن است بسيار شبيه هم  باشند. هنگامي که  افسردگي به طور مستقيم به سوء مصرف الکل يا دارو ارتباط داشته باشد  و به طور مستقل  وجود نداشته باشد، «تشخيص دوگانه» در نظر گرفته نمي شود بلکه به عنوان پيامد اعتياد محسوب مي  گردد. براي مثال، چند مشکل رواني مستقيما به کوکائين ارتباط دارند. سوء مصرف کوکائين مي تواند  به توهم، اضطراب، مشکل خواب، مشکل در روابط جنسي و يک نوع اختلال در خلق و خو که شامل افسردگي  است منجر گردد.  اما پس از آن که فرد مصرف کوکائين را قطع کند، مشکلات رواني عموما بهتر مي شوند. آمفتامين ها و داروهاي تنفسي،  همگي داراي اثرات مشابهي با کوکائين هستند.
 
 
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
درمان
« پاسخ #5 : 16 فوریه 2011، 08:10:51 am »

    درمانهنگامي که فرد هم اعتياد و هم  افسردگي داشته باشد، يکي از نخستين گام هاي درمان، دريافتن اين نکته است که کداميک از  آن ها اول به وجود آمده اند. اين اطلاع مي تواند از پرونده بيمار و تاريخچه  مشکلات او به دست آيد. بيمار شايد بتواند احساس افسردگي که پيش از معتاد  شدن داشته است را تشريح کند و يا ممکن است به توصيف خوددرمانگري با دارو  يا الکل بپردازد. گاهي اوقات لازم است که ابتدا به فرد کمک شود تا مصرف  الکل يا دارو را کنار بگذارد و سپس براي افسردگي مورد ارزيابي قرار گيرد.  اگر معلوم باشد که افسردگي، پيامد اعتياد بوده است، درمان اعتياد معمولا تنها کاري  است که بايد انجام شود. اگر افسردگي به عنوان يک مساله جداگانه هم مطرح  باشد البته بايد به آن نيز پرداخت. در اين حالت درمان از طريق مشاوره هاي  تخصصي و داروهاي ضدافسردگي صورت مي گيرد. ترکيب اعتياد و افسردگي،  درمان و بهبود را دشوارتر مي سازد. هنگامي که فردي احساس نوميدي، غمگيني يا  درماندگي مي کند، مقابله با اعتياد او کار بسيار دشواري است. اما با دانستن  ارتباط بين اعتياد و افسردگي، آگاهي از احتمال تشخيص دوگانه، و اتخاذ درمان  هايي که هر دو جنبه را پوشش دهد مي توان راه بهبودي را هموار نمود.
 
  تبیانبيماري‌هاي رواني - مصرف  موادمخدر (مقالات)





خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
درمان افسردگي به روش جيم‌کري
« پاسخ #6 : 16 فوریه 2011، 08:11:43 am »

    درمان  افسردگي به روش جيم‌کري
     «مادري بيمار داشتم و هميشه مي‌خواستم او  احساس بهتري داشته باشد، اوايل فکر مي‌کردم اگر استراحت کند و يک مشت قرص  و دارو بخورد، حال‌اش بهتر مي‌شود. گاهي کنارش‌ مي‌رفتم و برايش دعا مي‌کردم.  گاهي وقت‌ها هم دلقک‌بازي درمي‌آوردم. از در و ديوار آويزان مي‌شدم تا  خنده به لب‌اش بيايد....
 
  من اولين بچه خانواده 6 نفري‌مان  بودم. پدرم ساکسيفون مي‌زد و به خاطر پرداخت چک‌هايش هميشه مقروض بود و در سن 51  سالگي همين شغل‌‌اش را هم از دست داد. از دست دادن شغل پدرم، زندگي‌مان  را تحت تاثير قرار داد. 16 ساله بودم که مدرسه را ترک کردم. خيلي وضعيت بدي  بود. انگار ترمز دستي خانواده‌ام را کشيده بودند. ما در حال تجربه فقر و  بدبختي بوديم
  اين قصه تلخ مربوط به چه کسي  مي‌تواند باشد؟! باور کردني نيست اما اين قصه را يکي از بهترين کمدين‌هاي اين روزگار مي‌گويد؛  کسي که بازي‌هايش او را به مرد 25 ميليون دلاري هاليوود تبديل کرده، کسي که صفت‌هاي  بچه بي‌پروا، صريح، رک‌گوي خوشحال و «يکي از بزرگ‌ترين کمدين قرن  اخير» را به خودش اختصاص داده: جيم کري.
  جيم‌کري، کارهاي خنده‌دار  بسياري را به طور ذاتي از خودش بروز مي‌دهد و به غير از صفت‌هاي گفته شده، به خودخواهي، کله‌خرابي  و احساساتي بودن هم معروف است و شما مي‌توانيد دورن او ذره‌اي از هر کدام از اين  صفت‌ها را به مقدار کم و زياد پيدا کنيد.جيم کري و فلسفه زندگياو درباره فلسفه زندگي‌اش مي‌گويد:  «تنها در لحظه باش و در زمان حال زندگي کن؛ به خاطر اينکه همه چيز در اين لحظه  وجود واقعي دارد و تو بايد از زمان حال خودت لذت ببري؛ مثل کاري که بچه‌ها مي‌کنند  و دست آخر اينکه براي خودت بايد معتبر باشي!» جيم کري ادامه مي‌دهد: «اگر شما در  لحظه‌هاي زندگي‌تان حضور نداشته باشيد، يا در حال نگاه کردن به آينده‌اي  محتوم هستيد و يا برگشتن به گذشته‌اي که پر از درد است و تاسف و  پشيماني!» کري با تمام وجودش اين دو نگاه را درک کرده و از ميان اين  نگاه به گذشته و آينده هر دو را کنار زده و زندگي در «حال» را انتخاب کرده  است.
  جيم کري و افسردگياو در پاسخ به اين سوال که  «چه چيزي کمک کرد که استعداد تو کشف شود؟» مي‌گويد: «افسردگي! من مادري مريض و بيمار  داشتم. مي‌خواستم مادرم حال بهتري داشته باشد. اوايل فکر مي‌کردم اگر استراحت کند  و يک مشت قرص و دارو بخورد حال‌اش خوب مي‌شود، گاهي برايش‌ دعا مي‌کردم،  گاهي از در و ديوار آويزان مي‌شدم تا او بخندد و حال‌اش بهتر شود اما همه  مشکل زندگي‌ام بيماري مادرم نبود. پدرم که نوازنده ساکسيفون بود کارش را در  51 سالگي از دست داد و همه زندگي ما تحت تاثير بي‌کاري و بي‌پولي پدرم قرار  گرفت. 16 ساله بودم که مدرسه را ترک کردم و من و خانواده‌ام در معرض تجربه‌اي  تازه قرار گرفتيم:  فقر و بيچارگي‌! من اولين بچه در خانواده 6 نفري‌مان بودم. درس و مدرسه را در  16 سالگي ترک کردم و همه براي گذراندن زندگي کاري پيدا کرديم. بيشتر اهالي خانه‌مان در گارد امنيتي کار  پيدا کردند و من از اين موضوع خيلي عصباني بودم و بيشتر از همه از دنيا  عصباني بودم؛ دنيايي که کار پدرم را از او گرفته و ما را به اين وضع انداخته  بود. آن‌قدر حال‌ام بد بود که دل‌ام مي‌خواست سر يک نفر را به ديوار  بکوبم!» اما چه شد که جيم‌ کري از آن همه درد و بدبختي و غم رها شد و تبديل به  کسي شد که با فيلم‌ها و بازي‌هايش صدها هزار نفر را دور تا دور دنيا مي‌خنداند؟  پاسخ او اين است: «هر آدمي براي انجام هر کاري نياز به انگيزه دارد و من فکر نمي‌کنم هيچ آدمي بتواند  بدون داشتن اندکي افسردگي بفهمد که چه مي‌خواهد. به نظر من، افسردگي يک جزء لازم براي فهم و درک زندگي  و ساختن آن است. اگر شما دچار اين افسردگي نباشيد، نمي‌توانيد هيجان را  هم درک کنيد.» او در 17 سالگي دچار اين حالت شد؛ زماني که سعي مي‌کرد تا  هم خودش و هم خانواده‌اش را حمايت کند و در کلوپ کمدي تورنتو کار کند. او در 21  سالگي اولين تجربه بازي‌اش را در «نمايش امشب» به اجرا گذاشت؛ بازي‌اي که  درخشان، خيره کننده و موفقيت‌آميز بود اما کري نمي‌خواست يک چهره مشهور  باشد. نمي‌خواست سرمشق و الگوي ديگران باشد: ‌«من توانستم 2 هزار نفر را در کار  خودم پايين بکشم اما نمي‌‌خواستم به دنيا بگويم من از آنها برترم، بلکه  به نظر خودم همه آنها از من جذاب‌‌تر و بامزه‌‌تر بودند‍!» کري تا به  امروز 28 فيلم بازي کرده و ميليون‌ها دلار پول به دست آورده، جايزه اول  گلدن گلاب را برده اما هنوز در حال گذراندن کلاس‌هاي بازيگري است و مي‌گويد  هدف‌اش لذت بردن مردم از بازي‌هاي جديد او است: «در زندگي قله‌هاي بسياري  وجود دارد و دره‌هاي بسياري. خيلي از آنها مي‌توانند تو را لت‌وپار کنند و  اين شروع مرحله نااميدي است؛ مثلا وقتي نمي‌تواني جوابي براي سوال‌هايت  از کائنات پيدا کني. اما تو مي‌تواني بخندي چون سالمي. من هم توي اين  مرحله.قرار گرفتم؛ مثل همان وقتي که مادرم مريض بود و پدرم کارش را از  دست داده بود. اما از آن گذشتم. ولي خيلي‌ها در همان نااميدي مي‌مانند براي  سال‌ها و سال‌ها و گاهي براي هميشه
 
  جيم کري درباره گذشتن از  افسردگي مي‌گويد: «راستش من فقط به خودم مي‌گفتم همه چيز خوب است! البته مدتي هم قرص مصرف  کردم و مدتي هم تحمل کردم. من زندگي سالمي دارم. تنها نوشيدني‌اي که مي‌خورم  قهوه است و خيلي جدي با نوشيدني‌هاي الکي مخالف‌ام. اهل هيچ موادي نيستم و فکر  مي‌کنم، زندگي به خودي خودش‌، خيلي زيبا است و يقين دارم که معجزه اتفاق  مي‌افتد؛ حتي اگر شما به آن معتقد نباشيد
  جيم کري و اسکروچاو امسال در فيلم «کريسمس  کارول» بازي داشت؛ فيلمي که بر اساس شخصيت‌ کلاسيک يکي از داستان‌هاي چارلز ديکنز به  نام رابنز اسکروچ ساخته شد. کري در اين فيلم نقش اسکروچ را دارد. شخصيتي  عصبي، بداخلاق و بدتر از همه، خسيس. کري درباره بازي در اين نقش مي‌گويد:  «مهم‌ترين نکته‌اي که نقش اسکروچ دارد اين است که همه ما يک اسکروچ کوچک درون  خودمان داريم. من هم اين اسکروچ را داشتم، اسکروچ در طي فيلم درون من رشد  کرد و روز به روز بزرگ‌تر شد
 
  هفته نامه سلامت
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
اختلال شخصیت افسرده
« پاسخ #7 : 16 فوریه 2011، 08:12:23 am »

    اختلال  شخصیت افسرده
 
  (Depressive personality disorder )
 
 
ویژگی اصلی افراد دارای این  شخصیت صفات مادام العمر طیف افسردگی است.
 
  این افراد بدبین ، بی لذت ،  وظیفه شناس ، مردد به خود و به شیوه ای مزمن ناشاد و ناخشنودند.
 
  این شخصیت را پیش تر شخصیت  مالیخولیایی ( ملانکولیک ) می نامیدند.شیوع این شخصیت در مرد و زن تقریبا به یک اندازه  است.این افراد بیشتر اوقات بی کس ، جدی ، عبوس ، سلطه پذیر و بدبین هستند و  خود را دست کم می گیرند.به زودی پشیمان می شوند و احساس بی کفایتی و نا  امیدی می کنند.اینان اغلب موشکاف اند و در جست وجوی عیوب و نقایص خود ،  دیگران ، اجتماع و جهان مته به خشخاش می گذارند.
 
  مانند شخصیت های وسواسی –  جبری کمال طلب و زیادی با وجدان اند و دائما به کار می اندیشند و با شدت وحرارت احساس  مسئولیت می کنند و با پیش آمدن موقعیت های جدید خیلی زود حال شان گرفته می  شود.
 
  همیشه از این می ترسند که  مورد تایید دیگران قرار نگیرند.بدون این که حرفی بزنند در درون خود رنج می کشند وحتا ممکن  است خیلی زود اشک شان درآید. هرچند به طور معمول در حضور دیگران چنین کاری نمی کنند.
 
  شک و تردید و بلا تصمیمی و  احتیاط باعث می شود که احساس نا امنی ذاتی آن ها بیشتر شود.
 
  خلق غالب معمول اینان عبارت  است از اندوه ، دلتنگی ، افسردگی ، فقدان شادی و ناخشنودی.
 
  درک شان از خود حول محور  باورهایی چون بی کفایتی، بی ارزشی و عزت نفس پایین دور می زند.
 
  نسبت به اجتماع چون خود سخت  گیر و موشکاف و عیب جو هستند .شخصیت افسرده منتقد همیشگی خود و دیگران است.دایم در فکر  و خیال بوده ومستعد و آماده ی نگرانی و دچار احساس گناه شدن است .این  شخصیت بدبین و منتظر رخدادهای منفی ست.
 
  ویژگی های شخصیتی افسرده حتا  تا مرز اختلال در بسیاری از مشاهیر و اندیشمندان تاریخ وجود داشته است.
 
  خیام و کافکا و صادق هدایت و  فروغ فرخزاد از این جمله اند.
 
 
  معیارهای پژوهشی  DSM - IV - TR برای اختلال  شخصیت افسرده :
 
 
 
  الگوی ژرف و پایدار شناخت ها  و رفتارها مبتنی بر افسردگی که از آغاز بزرگ سالی شروع شده و در زمینه های گوناگون وجود  داشته باشد که با دست کم پنج مورد از حالات زیر مشخص می شود:
 
  ۱) ویژگی های معمول خلق افسرده ی چیره چون اندوه ، دلتنگی  ، افسردگی ، نداشتن شادی ، ناخشنودی۲) درک از خویشتن حول محور باورهای بی کفایتی ، بی ارزشی  و عزت نفس پایین
 
  دور می زند.
 
  ۳) نسبت به خود عیب جو و تحقیر کننده است و در همه حال  خود را مقصر و گناه کار می داند.
 
  ۴) دایم در اندیشه و گمان و مستعد نگرانی است.
 
  ۵) منفی کار ، عیب جو و نسبت به دیگران نکته بین ، نقاد و  موشکاف است.
 
  ۶) بدبین است.
 
  ۷) مستعد احساس گناه یا پشیمانی است.
 شخصیت افسرده داریم یا مبتلا به اختلال خلقی هستیم؟
 
  افراد دارای شخصیت افسرده با صفات همیشگی در طول عمر که  در طیف افسردگی
  قرار می گیرند مشخص می شوند (شخصیت به عنوان یک برچسب تشخیص کلی  برای رفتار قابل  مشاهده و تجارب درونی قابل بیان ذهنی مورد استفاده قرار گرفته است). شخصیت افسرده به  تازگی در مبحث شخصیت در  dsm-iv-tr طبقه بندی شده است، اما شخصیت ملانکولیک را روان پزشکان  اروپایی نظیر ارنست کرچمر در اوایل قرن  بیستم ، توصیف کردند. شخصیت افسرده را می توان بخشی از یک طیف  اختلالات عاطفی  تصور کرد که در آن اختلال افسرده خویی و اختلال افسردگی اساسی انواع شدیدتر آن هستند.
  سبب شناسی:
  به طور کلی نقش عوامل ارثی در این شخصیت به اثبات رسیده  و طبق نظریه های  زیست شناختی به محور هیپوتالامیک – هیپوفیز – آدرنال مربوط می گردد.  این در حالی است  که نظریه های شناختی به احساس فقدان در اوایل زندگی، ضعف ایفای نقش پدری و مادری و همچنین  وجدان تنبیه گر و احساس فوق العادۀ گناه اشاره دارند.
  تشخیص و ویژگیهای بالینی:
  این افراد از شادی طبیعی زندگی سهم اندکی برده اند ،  تنها، غمگین و خود  ملالتگر هستند. مستعد ابراز احساس پشیمانی و نا امیدی هستند. غالباّ  احساس مسؤلیت می  کنند. به آسانی ، هر چند نه در حضور دیگران ، اشک می ریزند. میل به تردید و احتیاط احساس  ناامنی ذاتی آنها را فاش می کند.
  به طور کلی می توان آنها را آرام، درون گرا، غمگین،  بعضاً بدبین، نکته بین و منتقد نفس، شکاک، اهل انتقاد از دیگران و راضی  نشدنی، باوجدان، مسـؤل و اصلاح گر اجتماعی، خود نظم بخش، اندیشه ورز، تسلیم نگرانی و دل مشغول رویدادهای منفی توصیف کرد.
  افراد دارای شخصیت افسرده از ناشادی مزمن شاکی هستند.  یافتن چیزی شاد  کننده، امید بخش یا خوشبین کننده در زندگی برای آنها دشوار است.  احتمال دارد  کارشان ، خودشان و روابطشان را با دیگران تحقیر کنند. از خود انتقاد می کنند و کندی روانی حرکتی  غالباً نشان دهندۀ خلق پایین آنهاست.
  شخصیت افسرده می تواند زمینه های خود شیفتگی مشهود ،  جامعه گریزی (انزواطلبی) و گاهاً شخصیت وسواسی هم داشته باشد. نمونۀ بارز این شخصیت در تاریخ کافکا  است.
  درمان:
  اگر این سبک شخصیتی شکل افراطی پیدا کند و در کارکرد  عادی فرد مشکل ایجاد  کند نیاز به درمان دارد. روان درمانی روش انتخابی برای شخصیت افسرده  است و این افراد  به روان درمانی بینش گرا پاسخ می دهند چون واقعیت سنجی آنها خوب است، می توانند نسبت به عوامل  روان پویشی بیماری خود وقوف پیدا کرده و اثرات آنها را در روابط بین فردی خود تشخیص دهند.  شناخت درمانی به فرد کمک می کند تظاهرات شناختی بدبینی خود را درک کند. سایر درمانهای مفید عبارتند از گروه درمانی ، درمان روابط  بین فردی و بعضی از این افراد به روشهای خودیاری پاسخ می دهند.
 
  برگرفته از خلاصه روان پزشکی کاپلان
 
  دکتر اطهری
 
 
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
چگونه زندگی خود را پر انرژی و فعال کنیم؟
« پاسخ #8 : 16 فوریه 2011، 08:13:05 am »

    چگونه  زندگی خود را پر انرژی و فعال کنیم؟
     اگر  زندگی شما یک نواخت، کسل کننده و خالی از انرژی است رعایت نکات زیر می تواند به  پویایی شما کمک کند:
 
  ۱- روزانه ۱۰ تا ۳۰ دقیقه به قدم زدن بپردازید، و در این حین  لبخند بزنید. این برترین داروی ضد افسردگی ست.
  ۲- حداقل ۱۰  دقیقه در روز با خود خلوت کنید، در صورت نیاز از قفل در غافل نشوید.
  ۳- با استفاده از ویدئو برنامه های تلویزیونی آخر شب و  مورد علاقه تان را ضبط کنید، و خواب بیشتری کنید.
  4- صبحها که از خواب بیدار می  شوید این جمله را کامل و تکرار کنید: « امروز قصد دارم….»
  ۵- با سه E زندگی کنید؛ Energy (انرژیEnthusiasm (شوقEmpathy (فهم و همدلی با دیگران)، و همینطور با سهیعنی Faith (ایمانFamily (خانواده) و Friends (دوستان).
  ۶- امسال بیشتر از سال پیش به تماشای فیلمهای عمومی  (مناسب برای تمام سنین)، بازی با دوستان و خواندن کتاب بپردازید.
  ۷- زمانی را به مراقبه و نیایش اختصاص دهید. اینها سوخت  روزانه برای انجام زندگی پر مشغله مان را فراهم می کنند.
  ۸- با افراد بالای ۷۰ و زیر ۶ سال  اوقات بیشتری صرف کنید.
  ۹- وقت بیداری بیشتر رویا ببینید.
  ۱۰- از غذاهایی که از گیاهان و درختان بار می آیند بیشتر  مصرف کنید، و ازآنها که در کارخانه ها تولید می شوند کمتر.
  ۱۱- مقداری چای سبز و مقادیر بسیار فراوان تری آب بنوشید.  ایدا اریزا (نوعی زغال اخته آبی رنگ)، غذاهای دریائی، گل کلم، بادام و  گردو و خشکبار مصرف کنید۱۲- تلاش کنید هر روز حداقل سه نفر را به لبخند وادارید.
  ۱۳- از خانه گرفته تا داخل ماشین و روی میز کار همه را  مرتب و تمیز کنید، بگذارید انرژی تازه ای وارد زندگیتان شود.
  ۱۴- انرژی پرارزشتان را بر سر شایعه سازی، هیولاهای انرژی  خوار، مسائل مربوط به گذشته، افکار منفی و یا آنچه بدان کنترل  ندارید هدر ندهید. در عوض انرژیتان را صرف همین لحظه مثبت اکنون کنید.
  ۱۵- این را درک کنید که زندگی یک مدرسه است و شما اینجائید  تا بیاموزید، تا همه امتحانهایتان را بگذرانید. مشکلات تنها بخشی از  این دوره آموزشی اند که درست مثل کلاس درس جبر می آیند و می روند، منتها  درسهائی که از این کلاس فراگرفته می شود عمری با شما باقی خواهد ماند.
  ۱۶- صبحانه تان را چون یک شاه، ناهارتان را چون یک شاهزاده  و شام تان را چون بچه دانشگاهی ای بخورید که کارت اعتباریش ته کشیده باشد.
  ۱۷- بیشتر لبخند بزنید و بیشتر بخندید. این هیولاهای انرژی  خوار را ازتان دور نگه خواهد داشت.
  ۱۸- زندگی چندان عادلانه به نظر نمی رسد، با این حال  زیباست.
  ۱۹- زندگی کوتاه تر از آنیست که وقتمان را صرف تنفر از  دیگران کنیم.
  ۲۰- خودتان را خیلی جدی نگیرید، دیگران هم اینکار را در  مورد شما نمی کنند۲۱- مجبور نیستید همه بحث ها و منازعات را به نفع خود تمام  کنید. با مخالفتها موافقت کنید.
  ۲۲- با گذشته تان از در سازش در آئید، آنوقت دیگر اکنونتان  را خراب نخواهید کرد.
  ۲۳- زندگی تان را با زندگی دیگران مقایسه نکنید. شما از  موضوع و هدف این سفر آنها هیچ نمی دانید.
  ۲۴- از شمع هایتان استفاده کنید، خوشگل ترین ملافه تان را  کنار نگذارید، برای روز مبادا و یا روزی خاص نگه شان ندارید، امروز  همان روز بخصوص است.
  ۲۵- جز شما کس دیگری مسئول خوشبختی تان نیست.
  ۲۶- همه باصطلاح بدبختیها را با این جمله قالب دهید: «آیا  تا پنج سال آینده، هیچ اهمیتی خواهند داشت؟»
  ۲۷- همه را به خاطر هر چیز و همه چیز ببخشید.
  ۲۸- افکار مردم در مورد شما، هیچ ربطی به شما ندارند.
  ۲۹- زمان حلال همه مشکلات است. به همه چیز زمان دهید، زمان.
  ۳۰- یک موقعیت هر چقدر خوب یا بد، بالاخره تغییر می کند.
  ۳۱- زمان بیماری، این شغل نیست که به دردتان می رسد،  دوستانتان هستند. با آنها در تماس باشید.
  ۳۲- از شر هر آنچه سودمند، زیبا و شادی بخش نیست، خلاص  شوید.
  ۳۳- حسادت هدر دادن وقت است. شما الان به همه آنچه نیاز  دارید رسیده اید.
  ۳۴- بهترینها هنوز در راه اند.
  ۳۵- هر حسی که می خواهید داشته باشید، بلند شوید، شیک کنید  و بزنید بیرون.
  ۳۶- کار درست را انجام دهید!
  ۳۷- با خانواده در تماس باشید.
  ۳۸- شبها قبل از خواب این جمله را کامل و تکرار کنید: «به  خاطر… ممنونم.» «امروز به … دست یافتم
  ۳۹- یادتان باشد، برکتهای زندگی آنقدر هست که استرس و  نگرانی را بدان راهی نباشد.
  ۴۰- از سفر لذت ببر. بهترین استفاده را از آن کنید و از  سفرتان لذت ببرید.
 
 
  راضیه مخبریان - کارشناس ارشد  روانشناسی بالینی
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

    مصرف  الکل - بررسی اثر برطرف کننده غم و ناراحتی
     برخلاف  اين باور قديمي كه نوشيدن الكل به افراد كمك مي‌كند غم خود را فراموش كنند، الكل  خاطرات ناگوار را ماندگارتر مي‌نمايد.
 
  محققان ژاپني مي‌گويند براي  فراموش كردن خاطرات نامطلوب بهترين راه اين است كه در مراحل اوليه خاطرات مثبت را بجاي  خاطرات منفي در ذهن خود ثبت كنيد. اين محققان دريافته‌اند برخلاف اين باور قديمي  كه نوشيدن الكل به افراد كمك مي‌كند غم خود را فراموش كنند، الكل خاطرات  ناگوار را ماندگارتر مي‌نمايد.
 
  به گزارش خبرنگار سایت پزشکان  بدون مرز به نقل از خبرگزاري فرانسه ، محققان دانشگاه توكيو دريافتند ماده مست‌كننده  اتانول در الكل برخلاف باور عموم حافظه را كاهش نمي‌دهد بلكه آن را حبس مي‌كند.
 
  اين محققان به سرپرستي نوريو  ماتسوكي استاد داروشناسي به دسته‌اي موش آزمايشگاهي شوك خفيف دادند تا آنها را در  برابر ترس شرطي كنند. در نتيجه وقتي موشها داخل قفس گذاشته مي‌شدند از ترس  درجاي خود ميخكوب مي‌شدند و خود را جمع مي‌كردند.
 
  محققان سپس به موشها اتانول  يا آب نمك تزريق كردند.
 
  محققان دريافتند موشهايي كه  الكل در خونشان بود در مقايسه با ساير موشها مدت طولاني‌تري ترسيدند و ترس آنها بطور  ميانگين دو هفته ادامه داشت.
 
  به گفته آنان اگر اين يافته‌ها  را به انسانها تعميم دهيم، بدان معنا خواهد بود كه حتي اگر كسي الكل مصرف كند تا خاطره  ناگواري را فراموش كند، حتي اگر فرد در آن زمان شاد باشد، اين خاطره تلخ با  قدرت در ذهن باقي مي‌ماند و روز بعد آنها آن خوشي‌ها را به خاطر نخواهند آورد.
 
  اين يافته‌ها درسهايي در مورد  كنار آمدن با خاطرات بد به ما مي‌آموزد و آن اينكه مصرف الكل را بايد كنار گذاشت.
 
  اين يافته‌ها در مجله  دانشگاهي "‪ "Neuropsychopharmacologyمنتشر شده است.


خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
تصورات نادرست درباره الكل
« پاسخ #10 : 16 فوریه 2011، 08:14:03 am »

تصورات نادرست درباره  الكل
 

    تصورات  نادرست درباره الكل
 
  جام جم آنلاين: انگليسي ها  براي پنهان كردن اين واقعيت كه از افسردگي رنج مي برند به مشروبات الكلي پناه مي  برند.
  به گزارش گاردين به نقل از  گزارش بنياد بهداشت رواني ، افزايش نسبت افراد الكلي نسبت مصرف الكل در 50 سال گذشته به  دو برابر افزايش يافته نشان اين است كه اين مردم مي كوشند شخصا ناراحتي هاي  روحي ، رواني خود را برطرف كنند در حالي كه با اين كار ناخواسته مشكلات خود  را تشديد مي كنند.
  تحقيق انجام شده براي بنياد  فوق نشان مي دهد يك دهم مردم انگليس حدود پنج ميليون نفر هر روز مشروب الكلي مي خورند.  همين نسبت مردم مي گويند اين كار را مي كنند تا از احساس اضطراب و افسردگي  خود كم كنند و قطع مصرف الكل براي آنان خيلي سخت است.
  اين تحقيق همچنين نشان مي دهد  برخلاف تصور، فقط 3 درصد از جمعيت 18 تا 34 ساله انگليسي مشروب الكلي مي نوشند در حالي  كه اين نسبت براي افراد بالاي 55 ساله 15 درصد است.
  براساس اين تحقيق احتمال اين  كه افراد داراي اختلالات روحي رواني دائم الخمر باشند دو برابر مردم عادي است.
  70 درصد مرداني كه خود را مي  كشند پيش از اين كار مشروب الكلي خورده اند.
  تحقيق فوق نشان مي دهد 40  درصد افراد به الكل رو مي آورند تا كمتر احساس اضطراب كنند، 26 درصد براي اين كه از  افسردگي خلاص شوند و 30 درصد براي اين كه مشكلات خود را فراموش كنند.
  حدود 88 درصد از بيش از هزار  نفري كه از آنان نظرسنجي شد گفتند ترك كامل الكل براي آنان دشوار است.
  آمار دولت انگليس نشان مي دهد  38 درصد مردان و 16 درصد زنان اين كشور بيشتر از ميزان توصيه شده(!؟) الكل مصرف مي كنند  و 1.1 ميليون نفر در انگليس وابسته به الكل (دائم الخمر) هستند.
  اندرو مك كولوك ، رئيس بنياد  بهداشت رواني انگليس گفت : مردم براي اين مشروب الكلي مي خورند تا با مشكلات روحي و  رواني و موقعيت كه نمي توانند با آنها كنار بيايند غلبه كنند و از اضطراب و  افسردگي خلاص شوند.
  گاردين مي افزايد: اما  استفاده از الكل براي از بين بردن اضطراب و نگراني موثر واقع نمي شود زيرا الكل مي تواند  اعصاب انتقالي را كه مغز به آنها نياز دارد تا از اضطراب افكار نگراني آور  خلاص شود، ضعيف كند. به اين دليل است كه بسياري از مردم پس از بدمستي بشدت  احساس اضطراب و نگراني مي كنند.
  اين گزارش در هفته ملي  افسردگي در انگليس انتشار يافت.
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

    افسردگي  و کشيدن سيگار به يک اندازه مهلک هستند
     پژوهشگران  دانشگاه برگن در نروژ و انستيتو روانپزشکي کالج کين لندن دريافتند که افسردگي مي‌تواند به اندازه  کشيدن سيگار مرگبار باشد.
 
  به گزارش سرويس بهداشت و  درمان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه کرمانشاه، در تحقيقات به عمل آمده در اين  خصوص پژوهشگران دريافتند که آمار مرگ و مير ناشي از افسردگي و کشيدن سيگار  در مواردي به يک اندازه است.
 
  از نکات جالب اين تحقيق  مقايسه تاثيرات مخرب افسردگي صرف و ترکيبي از افسردگي و نگراني بر سلامت انسان بود و در  اين خصوص تاکيد شد که ترکيب افسردگي و نگراني در قياس با افسردگي صرف مي‌تواند خطر  کمتري براي فرد به همراه داشته باشد و در واقع نگراني در اين مورد خاص  براي فرد جنبه مثبت در برخواهد داشت.
 
  پژوهشگران معتقدند که علت اين  مسئله روشن و شفاف است؛ افرادي که صرفا افسرده هستند در جستجوي کمک براي رفع مشکل  خود برنمي‌آيند، اما آنهايي که در کنار افسردگي دچار نگراني نيز مي‌باشند،  درصدد دريافت کمک براي رفع مشکل خود برخواهند آمد.

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
نقش حيوانات خانگي در درمان افسردگي
« پاسخ #12 : 16 فوریه 2011، 08:15:13 am »

    نقش  حيوانات خانگي در درمان افسردگي
     تحقيقات  گسترده محققان در نقاط مختلف جهان نشان داده كه ميتوان پاره اي از مشكلات  عاطفي و اختلالات روحي افراد را بوسيله حيوانات خانگي درمان نمود. در علم روانشناسي و روانپزشكي واژه  pet therapy (درمان با حيوانات  به عنوان همدم)  مدتي است كه جاي خود را باز كرده و روز به روز مورد علاقه محققان قرار  گرفته است.
  برقراري پيوند عاطفي با حيوان  همدم در افراد منزوي،آنها را از حالت سكون خارج نموده و قسمتي از نيازهاي روحي وي را  برآورده ميكند. يك حيوان  دست آموز  قادر است با رفتارهاي خود محبت صاحب خود را جلب نمايد و آن انسان با تلطيف عواطفش  و برقراري رابطه عاطفي با آن حيوان، احساسات فرو خورده خود را ارضاء سازد. يكي از معضلات زندگي صنعتي و شهرنشيني،  احساس تنهاپي در ميان آدميان هست و اين احساس تنهاپي در دراز مدت آثار مخربي  بر روح و روان انسان ميگذارد و كم كم انسان افسرده شده و راندمان  كاريش پايين ميايد. در جوامع غربي مدتهاست كه حيوانات دست آموز به خانه هاي  مردم راه يافته و اشخاص زيادي علاقمند به داشتن حيوانات خانگي ميباشند  (در كشور فرانسه شمار سگ و گربه هاي خانگي بالاي 40 ميليون بر آورد شده  است). غربي ها توانستند قسمتي از خلاء روحي و عاطفي خود را با داشتن اين  حيوانات پر نمايند.
  تحقيقات نشان داده در دو گروه  از افراد اين حيوانات سودمند تر هستند يكي بين سالمندان كه به نوعي احساس تنهايي كرده  و دچار افسردگي هاي خفيفي ميشوند. گروهي از روانپزشكان كالج سلطنتي انگليس  ،سالمندان مرد يك آسايشگاه رواني را از نظر رواني بررسي و  بطور تصادفي آنها را به سه دسته تقسيم نمودند،بطوريكه به يك دسته بصورت  تمام وقت سگ ماده از يك نژاد و يك سنين در اختيارشان قرار دادند به دسته دوم  گربه ماده داده شد و به دسته سوم ماهي آكواريمي در اختيارشان قرار دادند،پس  از 9 ماه رفتار اين سالمندان مورد مطالعه قرار گرفت. دسته اول كه سگ در  اختيارشان قرار گرفته بود در ميان آنها حس دگر خواهي قويتر شده بود در  ميان دسته دوم رفتار افزايش جنب و جوش گاهي شيطنت هاي بچگي! در بين شان ديده  ميشد و به آنهاپي كه ماهي آكواريومي داده شده بود رفتارهاپي مثل زيبا دوستي و  تحسين هنر در بين شان تقويت شده بود. در ضمن در بين هر سه گروه از سالمندان  آثاري از نشاط و كاهش افسردگي هم مشاهده گرديد.
  كودكاني با علايمي از  اختلالات روانپريشي و افسردگي هم در درمان با حيوانات خانگي مورد توجه قرار گرفته اند و  علايمي از بهبودي در بين شان مشاهده گرديده است. البته هنوز محققان  اختلافاتي در نتايج درماني اين كودكان عنوان ميكنند كه جا براي مطالعه در  اين زمينه فراوان است.نتايج سودمند در اين بين ،در بين كودكاني با معلوليت جسمي و حركتي  و معلوليت هاي حسي بيشتر مشاهده گرديده است.
  غير اين امروزه باز در جوامع پيشرفته سگ ها به خدمت  نابينايان آمده و آنها را بطور صحيح به مقصد ميرسانند و باعث افزايش اعتماد  به نفس در نابينايان گرديده است.
  در كشور ما اين شاخه از علم  روانشناسي به هيچ وجه مورد توجه قرار نگرفته بسياري از محققان كشورمان با واژه  pet therapy كاملا غريبه  هستند و حتي برخي اين روش از درمان را مورد تمسخر قرار ميدهند. من  و ديگر همكاران دامپزشك متاسفانه بسيار با افراد و بخصوص با نوجوانان  و جواناني برخورد كرده ايم تنها به دليل ابراز وجود و به خاطر جلب توجه  ديگران در خيابان اقدام به گرداندن حيوانات خانگي در شهر ها كرده و پس  از ارضا ء شدن اين حس ديگر علاقه اي به داشتن حيوان خانگي ندارند. بارها  مشاهده كرده ام كه پديده حيوان آزاري حتي در بين آنهايي كه در خانه يشان از  حيوانات نگه داري ميكنند امر شايعي است.شايد اين رفتار از پرتاب سنگ  به گنجشكان و گربه ها در كودكي شروع شده و ديدن صحنه هاي سر بريدن و مثله كردن  حيوانات در معابر عمومي(مانند قرباني كردن) تداوم گر اين عمل زشت حتي در  بزرگسالي باشد.
  در جاپيكه بخوبي محققان نشان  دادند حتي علاقه مندي و نگه داري از حيوانات باعث كاهش عارضه هاي قلبي و عروقي شده  است(بخاطر كاهش هورمون هاي استرس) جا دارد روانپزشكان و روانشناسان كشور ما نيز  دست به مطالعاتي در اين مورد بزنند و نتايج اين تحقيقات را با توجه به  فرهنگ كشورمان مد نظر داشته باشند تا حداقل اندكي از بيماران روحي و  رواني و بچه هاي معلول و نابينايان با ياري از اين نعمت الهي به زندگي اجتماعي  باز گردند.
 
  روزي يك علاقمند به نگه داري  از حيوانات از من پرسيد( يقينا استثناها از عام سوا هستند) آيا كسي كه حاضر نيست ذره  اي حيوانش دچار درد و رنج بشود آيا ميتواند دست به جنايت شنيع انساني  بزند؟؟!!

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

    محققان  ادعا كردند:
  نگهداري از حيوانات خانگي  براي سلامتي مفيد است
 
 
  محققان ادعا كرده‌اند: داشتن  يك حيوان خانگي مي‌تواند در حفظ سلامتي موثر باشد.
 
  به گزارش سرويس بهداشت و  درمان ايسنا، پژوهشگران مي‌گويند؛ داشتن يك حيوان خانگي در طول زندگي، انسان را  تندرست و سرحال نگه مي‌دارد.
 
  نتايج يك تحقيق جديد نشان  داده است: نگهداري از حيوانات اهلي و خانگي باعث كاهش فشار خون مي‌شود، انسان به ورزش كردن  ترغيب مي‌كند و همچنين بهداشت رواني را بهبود مي‌بخشد.
 
  ربكا جانسون، استاديار  دانشگاه ميسوري در اين باره خاطرنشان كرد: حيوانات خانگي بويژه در زمان مشكلات و بحرانهاي  اقتصادي سخت مفيد هستند.
 
  وي افزود: حيوانات خانگي باعث  مي‌شوند كه در انسان يك علاقه و پذيرش ناخودآگاه بوجود آيد و اين احساس كاملا  بخشي از پاسخ‌هاي لازم براي مشكلات اجتماعي مانند بي‌تحركي و چاقي است.
 
  اين پژوهش با هدف بررسي نحوه  تعامل بين انسان‌ها و حيوانات انجام گرفته و كارشناسان بين المللي در حال بررسي اين  ارتباط و فوايد يا مضرات آن هستند.
 
  محققان در اين پژوهش‌ دريافته‌اند؛  كساني كه در خانه حيوان اهلي دارند بيشتر تحرك دارند و راه مي‌روند كه اين امر  براي سلامتي مفيد و موثر است.


خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
مشکلات جنسی بیماران دچار افسردگی
« پاسخ #14 : 16 فوریه 2011، 08:16:18 am »

    مشکلات  جنسی بیماران دچار افسردگی
     ترجمه :  جعفر پاک نیت(همکاری افتخاری)
  از WEBMD.COM
 
 
  اگر افسرده گی بالینی و  همچنین تجربه مشکلات جنسی دارید ، شما تنها نیستید. مشکلات جنسی از قبیل اختلال عملکرد نعوظ یا  ناتوانی در رسیدن به اورگاسم، اغلب با افسردگی همراه بوده است. خبر خوب  این است که پزشکان معمولا می توانند مشکلات جنسی که با افسردگی همراه  است را درمان کنند.
 
  ارتباط بین مشکلات جنسی و  افسردگی چیست؟
  فکر می کنم مغز یک اندام  جنسی بسیار حساس است. میل جنسی در مغز آغاز می شود و از همانجا به پایان میرسد. چونکه  انتقال دهنده های عصبی، مواد شیمیایی خاصی هستند که در مغز وجود دارند.  این مواد شیمیایی ارتباطات بین سلول های مغز را افزایش میدهند و خون  بیشتری را به اندامهای جنسی به جریان می اندازند. مشکل این است که ، این مواد  شیمیایی مغز با افسردگی و اختلالات خلقی دیگر، ناهماهنگ میشوند.
 
  خیلی از مردان و زنان مبتلا  به افسردگی، میل جنسی ندارند و یا کم دارند. و خستگی عجیبی در روابط جنسی دارند.
 
  آیا داروهای ضد افسردگی باعث  مشکلات جنسی میشوند؟ همانطور که داروهای ضد  افسردگی در تقویت روحیه فردی و یا احساس اعتماد بنفس مفید هستند، برخی از انواع داروهای ضد  افسردگی، برای مثال مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین  (SSRIs)عوارض نامطلوبی دارند.  عوارض جانبی آنها می تواند به مشکلات جنسی منجر شود.
 
  داروهای ضد افسردگی با تغییر  تعادل مواد شیمیایی مغز، باعث کمک به بالا بردن خلق و خوی افراد مبتلا به افسردگی می  شود. اما همان مواد شیمیایی در واکنشهای جنسی نقش دارند. داروهای ضد  افسردگی که تغییر تعادل بیش از حدی دارند ، معمولا باعث اختلال عملکرد جنسی  میشوند. عوارض جنسی داروهای ضد افسردگی، به نظر می رسد با افزایش دوز  دارو، افزایش می یابد.
 
  چه نوع از مشکلات جنسی با  داروهای ضد افسردگی همراه هستند؟
  مشکلات جنسی با داروهای ضد  افسردگی ممکن است شامل :
 
  * ناتوانی در آغاز و یا لذت  بردن از رابطه جنسی
  * اختلال عملکرد نعوظ در  مردان
  * کاهش میل جنسی
  * ناتوانی در رسیدن به اوج  لذت جنسی
 
  چگونه مشکلات جنسی همراه با  افسردگی، درمان می شود؟
  راه هایی برای مدیریت عوارض  جنسی داروهای ضد افسردگی بدون افت درمان، وجود دارد. به عنوان مثال ، به دلیل برخی از  عملکردهای متفاوت داروهای ضد افسردگی جدیدتر، ممکن است عملکرد جنسی را  تحت تاثیر قرار ندهد. بنابراین دکتر ممکن است دارو ضد افسردگی را تغییر  دهد ، نوعی که اثر کمتری در کاهش توانایی جنسی دارد. همچنین داروهائی وجود  دارند که می توانند همراه با ضد افسردگی مصرف شوند و موجب بهبود عملکرد  جنسی شوند. برای رسیدن به آن باید با دکتر صحبت و تقاضای کمک شود.
 
  بدون دانستن وجود مشکل جنسی،  دکترنمی تواند در مورد آن کاری بکند. آشکارا با همسر و دکتر خود گفتگو شود. سپس از دکتر  درخواست شود که به این وضعیت کمک کند.
 
  هرگاه که مبتلایان درک کنند،  مشکلات جنسی مرتبط با دارو می تواند درمان شود ،  بسیاری از آنها داروهای ضد افسردگی را انتخاب و مصرف آن را ادامه خوهند داد.
 
  مشکلات جنسی بیماران  روانپزشکی تحت درمان(اخبار)

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست
 

این صفحه در 0.1 ثانیه 21 نمایش داده شد.