انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

زندگي مانند صفحه اي سفيد است كه هرچه بر آن بكشي همان ميشود! ميتواني شادي يا بدبختي را در آن رسم كني! تمام عظمت وجود انسانيت در اين آزادي عمل است!



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)  (دفعات بازدید: 11734 بار)

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

شنیدی که هرچه در عمق بیشتر پیش می ری فشار وارد بر تو بیشتر می شه...
این برنامه برای ما معتادان کله خشک ، همین حالت رو داره .
چطوری؟
خیلی راحت..
تا حالا شده که افکار خودتو در طول روز یادداشت کنی
اگر جرات این کار را داشته باشی
متوجه می شی که از صبح زود که بلند می شی سرت تو رو به در و دیوار می کوبه تا زمانی که نا در بدن نداشته باشی ..
 برای همین هم هست که ما بیماران مثلا در حال بهبودی قدرت بدنی و انرژی مون رو بیشتر از بقیه هدر می دیم و مجبور می شیم به چیز های عجیب دیگر با عناوین مختلف مثل نیروی برتر ، خداوند ، قدرت برتر جلسات ،راهنما و هزار و یک کوفت و زهر و مار دیگر بچسبونیم تا بتونیم در ظاهر امر اون قدرت رو باز یابی کنیم و در وجودمون از اون قدرت استفاده کنیم.
ظاهر امر همیشه نشونگر این بوده که در ظاهر امر بیشتر مواقع آویزان ماندن در دست قدرت برتر چاره ساز است در صورتی که به واقع اینجوری نیست...
زمانی که ما به یک چیزی قوی تر دست اندازی می کنیم بخاطر آن است که بار مسئولیت و کارمان را از روی دوش برداریم و بتوانیم خودمان را تبرئه کنیم ، حقیقت این است که ما هنوز نمی توانیم مسئولیت یک کار کوچک را به عهده بگیریم و از اون استفاده درست و در انجام اهدافمون مسئولیت پذیر باشیم .
در این مبحث من حداقل هزار ساعت می تونم حرف بزنم و بیشتر از صدها صفحه مقاله غیر قابل انکار براتون بنویسم و مسئولیت و نقش ما را در آن روشن کنم.
می تونم بهت بگم که تفاوت دروغ های ما با اون حاجی بازاری تو همین تکه است...
می تونم برات دلیل بیارم که لزومی نداره که بخاطر طرزتفکر تو خداوند و فرشتگان رحمت او دهان تو را مورد عنایت قرار بدهند ...
و میتونم...
برای آن چه می توان کرد؟
به نظر شما چه می شه کرد.
من این بحث را ادامه می دم تا اینکه ببینیم قدم شش و هفت برای ما چه کاری انجام می ده.
با من در نظراتتون شریک بشین و روش دفاعی خودتون رو به من هم یاد بدین ...
ممنون
ارادتمندم
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

عزیزان من سر به سجده...
.
.
.
شاید افراد مذهبی این تکه از دعای عاشورا رو راحت به یاد داشته باشند.
سر آسودن به خاک بابت ریخته شدن غرور از من سراپا غرور می باشد نه از بابت احترام گذاشتن به مذهب و مذهبیون
در نماز ، در ادعیه های مختلف ، در مواقع که احترام به کسی می گذاریم که تا کمر خم می شیم ، وقتی که برای خاطر چیزی خواهش می کنیم و گردنمون رو یکوری می کنیم...
تمام اینا برای اینه که بتونیم با این غرور لعنتی کنار بیایم.
در اینگلیسی برای غرور معنی و مفهوم های مختلف و لغات مختلف ذکر گردیده است.
در فارسی برای این کله ما فقط میتوانیم بگوییم غرور و سرو ته قضیه رو اینجوری به هم بیاوریم
در صورتی که قدم چهارم الکلی ها در کتاب دوازده و دوازده خیلی جالب راجع به این مطلب صحبت کرده
این کلمه که بزرگترین گناه و پیچیده ترین نوع نقص در انسان می باشد و برجسته ترین و خطرناکترین گناه از گناهان کبیره هفت تایی به حساب می اید.
.
شاید بشه راجه به این موضوع و اینکه کله من چطوری اون رو برنامه ریزی می کنه ساعتها صحبت کرد
فعا شما نظراتتون رو بدین تا من این مطالب رو که کامل کردم بعدش بهتون پیشنهادش رو بدم که چطوری و چکار
منتظر نظراتتون هستم...
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

من این مطالب را از روی کتابچه جیبی چگونگی عملکرد قطع جیبی همراه باشماره صفحه آنها نوشتم . مضاف بر اینکه تجربه های پنل خودم را نیز به آن اضافه کردم امیدوارم بتوانم از نظرات سازنده شما در طول نوشتن این دوازده سنت بهره مند شوم...(رضا-بیل)

سنت یکم
منافع مشترک ما باید در راس قرار گیرد ، بهبودی شخصی به اتحاد معتادان گمنام بستگی دارد.!.
*
منافع یعنی چه؟
*چه نافعی مشترک هستند؟
*امر باید چرا؟
*در راس قرار دادن آن چه منافعی دارد؟
*بهبودی یعنی چه؟
*بهبودی چرا شخصی است؟
*اتحاد چرا؟( بدلیل اینکه تجربه فرد برای ما بسیار اهمیت دارد)
*
تشابه سنت یکم و قدم یکم ؟ اتحاد ما باعث پاک بودن ما است زیرا تجربه نشان داده است ما به تنهایی موفق به ترک مواد نمی شدیم.
ما جزئی از کلی به مراتب عظیم تر هستیم.ص:201
برای پاک ماندن به یکدیگر احتیاج داریم.ص:201
همگی ما ، تمام جلسات و گروههای معتادان معتادان گمنام ، مانند حلقه های زنجیری به یکدیگر وابسته اند . تمامی ما از امتیازات مساوی در عضویت ان.ای برخوردار هستیم و منافع مشترک ما ایجاب می کند که اتحاد هر چه بیشتر این انجمن حفظ گردد.اتحاد ، روحیه ای است که هزاران عضو را در سراسر جهان در این انجمن روحانی که قادر به تغییر دادن زندگی انسانها می باشد ، به یکدیگر پیوند داده است.ص:201
*یک رابطه دوطرفه لازم و ملزوم دو انجمن معتادان گمنام وجود دارد.
   یکی از راههای در راس قرار دادن منافع مشترک آن است که بگوییم هر یک از ما در مراقبت از آنچه که به صلاح معتادان گمنام می باشد از مسئولیتی برابر با مسئولیت دیگر اعضا برخوردار است . ما در دوران بازیابی متوجه شده ایم که پاک ماندن بدون پشتی بانی اعضای دیگر ، کاری بسیار مشکل است . بهبودی هر یک از ما به برگزاری مرتب جلسات ، حضور معتادان دیگر در حال بازیابی و راهنمایی که در پاک ماندن به ما کمک می کند ، وابسته است . حتی اعضایی که به دلایلی نمی توانند به جلسات بروند به پشتی بانی بقیه معتادان ، تلفن های آنان و کمک برای ادامه برنامهء معتادان منزوی ان.ای نیاز دارند. همانطور که هر یک از اعضاء برای بقای خود محتاج به انجمن می باشد ، انجمن نیز برای بقای خود محتاج به اعضایش  می باشد.ص:202
*استناد به روش سنت نهم برای حفظ منافع گروه.
   سنت اول تنها اعضا را به حفظ منافع مشترک تشویق نمی کند ، بلکه از گروه ها نیز می خواهد که این خیر همکانی را در راس مسائل ، مورد توجه قرار دهند . اغلب گروههای ما مسائل مربوط را در داخل خود گروه حل و فصل نمایند . بعضی از گروهها طی برخورد با ریزه کاریهای برگزاری جلسات و آمد و رفت هفتگی ، ماهیت کلی و جامع معتادان گمنام را فرا فراموش می کنند . در ساختار کلی انجمن معتادان گمنام ، هر گروه عینا مثل تار و پودی است که ریسمان نجات بخش ان.ای از آنها بافته شده و باعث استحکام آن می شود . بدون این ریسمان ، معتادان گمنام باقی نخواهند ماند . اتحاد ما برای انجمن مان آنقدر ارزشمند است که ما به گروههایمان توصیه می کنیم دید خود را از دنیای کوچکشان وسیع تر کنند و به احتیاجات مشترک معتادان گمنام در سطح جهانی توجه کنند و منافع جامع کل انجمن را به منافع شخصی خودشان ترجیح دهند.ص:202و203
*مفهموم چهارم و ششم : هم فرد برای گروه دارای اهمیت است هم گروه برای فردو...
   رابطه ای که در سنت اول از آن صحبت می شوددوجانبه است . همکاری و تعاون گروهها با یکدیگر باعث تضمین بقای معتادان گمنام می شود و در عوض ، این گروهها از تمامی گروههای دیگر نیرو ، پشتی بانی و انواع خدمات دریافت می کنند . قدرتی که در نتیجه تعهد دسته جمعی ما نسبت به انجمن معتادان گمنام حاصل می گردد . عامل ایجاد اتحادی می شود که با وجود مسائل زیادی که می توانند باعث تفرقه بشوند ، باز هم ما را به یکدیگر پیوند می دهند . منافع مشترک معتادان گمنام وابستگی مستقیم به ادامه رشد و رعایت مصالح تک تک گروههای انجمن در چهار گوشه جهان دارد.ص:203
   علاقه مشترکی که ما به عنوان عضو جلسات به بهبودی و منافع مشترک خود داریم باعث می شود ، هر یک از ما به این دانش برسیم که ادامه ان.ای به نفع شخص خودمان است. این جلسات باعث شده ما جای جدیدی که به آن تعلق داریم ، دوستان جدید و امیدی برای زندگی بهتر پیدا کنیم . ما اینجا یاد می گیریم که به دیگران محبت کنیم ، برای آنها احترام قائل شویم و آنچه که از دستمان بر می آید برای پشتی بانی از یکدیگر و گروهمان ، انجام بدهیم و به نوع عجیبی دلمان می خواهد از یکدیگر و جلسه مان مراقبت کنیم.ص:204
   بعضی اوقات ما فقط با حضور خود باعث ایجاد آرامش و راحتی در دیگران می شویم . گاهی نیز فقط یک تلفن با یک برنامه ساده احوال پرسی از جانب ما ، باعث ایجاد بزرگترین تغییرات در زندگی معتاد دیگری می شود . روابطی که ما با سایر کعتادان پیدا می کنیم ، منبع قدرتی است که به ما برای بهبودی شخصیت مان نیرو می دهد و یاد می گیریم که برای پشتی بانی از باز یابی مان به جلسات و به یکدیگر متکی باشیم . این یگانگی که در جلسات خود می بینیم ، تنها بیان کننده اتکای ما به یکدیگر نمی باشد ، بلکه نشان دهنده اتکایی است که ما بطور دسته جمعی نسبت به اصول روحانی و یک نیروی برتر پیدا کرده ایم.ص:204
*شروع اتحاد :   
   اتحاد معتادان گمنام از وقتی آغاز می شود که ما متوجه ارزش درمانی کمک یک معتاد به معتاد دیگر می شویم . هر یک از ما با راه های مختلفی باعث کمک به دیگری می شود . گاهی اوقات بطور انفرادی به پشتی بانی از یکدیگر می پردازیم ، زمانی که راهنمایی معتادی را به عهده می گیریم ، یا ممکن است با شرکت در فعالیت هایی که باعث تشکیل جلسات جدید می شود دسترسی به ان.ای را برای عده بیشتری از معتادان میسر سازیم . بسیاری از گروههای ما زمانی ایجاد گشتند که اعضای یک گروه جا افتاده تر و قدیمی تصمیم گرفتند یک جلسه جدید راه بیاندازند . این تشریک مساعی در قبول مسئولیت ، باعث ارتقای منافع مشترک ما و ایجاد اتحاد هر چه بیشتر بین اعضایی که این گونه فعالیت ها را به عهده می گیرند می شود . عامل شکوفایی و گسترش گروهها ، پشتی بانی محبت آمیزی است که یک معتاد از خود در کمک به معتاد دیگر نشان می دهد . ما با سهیم شدن در بازیابی یکدیگر باعث تقویت هر چه بیشتر اتحادمان می شویم.ص:205
*شباهت قدم یک و سنت یکم؟
*تفاوت قدم یکم و سنت یکم؟
اتحادی که ما در قدم اول از آن سخن می گوییم با شبیه شدن به یکدیگر و همانند شدن تفاوت دارد . اعضای معتادان گمنام با یکدیگر تفاوتهای گوناگون و عمده ای داشته ، از اشخاص مختلف ، با سوابق خانوادگی و فرهنگی مختلف ترکیب یافته اند و طبیعی است که هرکدام با خود انواع مختلفی از تصورات ، افکار و استعداد ها را به جلسات می آورند . همین گوناگونی باعث غنی شدن انجمن ما می گردد و کمک می کند تا راههای جدید و خلاقی برای دستیابی به معتادی که محتاج کمکمان است پیدا کنیم . هدف ما که رساندن پیام به معتادی که هنوز در عذاب است برای برای خدمت کردن همگی ما جای کافی باقی گذارده است . هر زمان که برای پشتی بانی از این هدف با یکدیگر متحد شویم دیگر تفاوتهایی که میان مان وجود دارد باعث نادیده گرفتن منافه مشترک مان نخواهد شد . کار کردن با یکدیگر نه تنها باعث کمک دوجانبه می شود بلکه عامل یگانگی در معتادان گمنام می باشد.ص:205و206
   با اینکه تصویر ذهنی اغلب ما از اتحاد داشتن ، نوع مخصوصی از احساس یا وضعیت می باشد ، اما باید توجه داشته باشیم که اتحاد اتفاق نمی افتد . اتحادی که زیر بنای رعایت منافع مشترک ما می باشد تنها در نتیجه قبول تعهد و انجام خدمات به گونه ای مسئولانه و منظم ایجاد می شود.ص:206
   تعهد پذیری یکایک ما برای اتحاد ، عامل تقویت جلساتمان می شود که به نوبه خود باعث خواهد شد بتوانیم پیام امید را بـــه نوع موثرتری برسانیم . جلسات مـــا در جو و محیطی که امید در آن موجود است شکوفا یی و گسترش بخصوصی پیدا می کند . انجمن ما در نتیجه اقداماتی که با هماهنگی و یگانگی انجام می شود رشد می کند و منافع مشترکمان هر چه بیشتر توسعه می یابد.ص:206و207
   حفاظت و گسترش منافع مشترک ما ، تا حدود زیادی بستگی به کیفیت و چگونگی ارتباطی دارد که با اعضای دیگر معتادان گمنام ایجاد می کنیم . ما کوشش می کنیم با روحیه روشن بینی ، به عقاید دیگران توجه کنیم . بعضی اوقات گزارش هایی از اتفاقاتی که در دیگر گروهها ی منطقه رخ می دهند دریافت می کنیم ، ولی اگر منافع مشترک ما برای ما مهم باشد نباید فقط به اطلاعات دست دوم اکتفا کنیم . برقراری ارتباط به معنای واقعی ، چیزی بیش از گزارش خوانی است . ما باید به حرفهای بقیه گوش بدهیم و با صمیمیت سعی در بهتر فهمیدن مسائل و مشکلات جلسه خودمان و گروههای دیگر بنماییم . وقتی به نوعی عضو دیگری را تشویق می کنیم که از اعماق دلش حرفهایش را به ما بزند ، این باعث خواهد شد برای کار کردن با یکدیگر بیشتر مستعد شویم . گزارش منظم ، بحث کافی در باره یک موضوع و بطور آگاهانه گوش دادن ، باعث خواهد شد از مسائل جاری درک صحیحی پیدا کنیم و قادر به یافتن راه های هوشمندانه برای حل آنها شویم.ص:207و208
*تصمیمات امروز ما چه تاثیراتی بروی آیندگان دارد؟
   تصمیماتی که ما امروز می گیریم ، روی اعضای فردای معتادان گمنام اثر خواهد گذاشت . وقتی در فکر یافتن راه حلی برای مشکلات جاری خود هستیم معمولا در نظر گرفتن احتیاجات گروه مان ، منطقه مان ، یا حتی کل انجمن جهانی معتادان گمنام ، کار مشکلی نیست ، اما مسئله مهم آن است که باید مصلحت عضو ناشناخته را نیز که در آینده به ما خواهد پیوست در نظر بگیریم . وقتی دست به فعالیتهایی می زنیم که بقای ان.ای را تضمین می کند تنها برای خودمان کار نمی کنیم بلکه خدمتمان شامل حال آنان که در آینده به ما خواهد پیوست نیز می شود.ص:208
*اتحاد چگونه حاصل می شود؟
   اتحادی که باعث حفظ از منافع مشترک ما می شود ، تنها در نتیجه کار و کوشش سخت ، حاصل نخواهد شد بلکه زنگ تفریح و بازی نیز سهم عمده ای در ایجاد آن دارد . دوستی و معاشرتی که ما در خارج از ان.ای با یکدیگر داریم یگانگی انجمن ما را تقویت می کند . فعالیت های جنبی انجمن به ما فرصت می دهد تا با یکدیگر معاشرت کرده ، تفریح کنیم و چند ساعتی را خوش بگذرانیم . شرکت در گروه ها ، با یکدیگر بر سر سفره نشستن و با هم در بعضی مراسم عمومی و اعیاد حضور یافتن در واقع فرصتی است که طی آن نه تنها باز یابی خود را جشن می گیریم بلکه در اجتماع بودن را تمرین می کنیم . گاهی از اوقات این پیک نیک رفتن با رفقا باعث می شود خانواده هایمان نیز با ما بیایند و به این ترتیب احساس اینکه ما نیز جزئی از جامعه هستیم در ما تقویت می شود . هر چه بیشتر وارد زندگی یکدیگر می شویم ، روابطمان قوی تر می شود . آشنایی ، تعلق خاطر و شناخت نزدیکی که در نتیجه این گونه معاشرت های خارج از جلسات نسبت به یکدیگر پیدا می کنیم باعث استحکام هر چه بیشتر اتحاد ان.ای می گردد.ص.208و209
*
*
کاربرد اصول روحانی :
*
تسلیم
*پذیراشدن
*قبول تعهد
*از خود گذشتگی
*محبت
*
گمنامی
   در دوازده قدم معتادان گمنام ما می آموزیم که چگونه اصول را برای بهتر کردن زندگیمان به کار بگیریم . معجزه بهبودی باعث تشویق ما می شود تا به دیگران نیز کمک کنیم تا شاید همین معجزه در زندگی آنها نیز به وقوع بپیوندد و همین علاقه به شریک کردن دیگران ، عصاره و جان خدمات در معتادان گمنام است . اولین عملی که ما برای تقویت اتحاد معتادان گمنام به انجام می رسانیم آن است که با بکار گرفتن اصول ، رفتار شخصی خود را بهتر می نماییم و به همین منوال گروه ها و جلسات نیز از همین اصول برای راهنمایی خود استفاده می کنند . این اصول نوعی احساس یگانگی در ما ایجاد می کنند که به نوبه خود باعث رشد استعداد ما در کمک به دیگران و در نتیجه شکوفا تر شدن منافع مشترکمان می شود . به نظر می رسد تعدادی از اصول اهمیت بخصوصی  در اتحاد معتادان گمنام داشته باشند که عبارتند از :
تسلیم ، پذیرا شدن ، قبول تعهد ، از خود گذشتگی ، محبت و گمنامی.
وقتی ما خودمان این اصول را بکار می گیریم ، هم زمان افراد دیگری را پیدا می کنیم که آنها نیز در راستای تقویت معتادان گمنام فعالیت می کنند.ص:209و210
   تسلیم و پذیرا شدن ، لازمه اتحاد در معتادان گمنام می باشد . هرچه اعتماد ما به یک نیروی برتر بیشتر می شود ، گذشتن از آرمانهای شخصی و نجنگیدن برای آنچه که خودمان می خواهیم آسان تر می شود . سنت اول به ما دور نمایی از معتادانی که در سراسر جهان به منظور پشتی بانی از بهبودی یکدیگر در حال فعالیت هستند نشان می دهد و ما باید سعی کنیم این هدف را در تمام فعالیت های انفرادی یا گروهی خود قویا رعایت کنیم.ص:210
   اگر دریابیم که تمایلات شخصی یا هدف های گروه مان با دورنمای کلی ان.ای در تضاد است ، باید به خاطر بیاوریم که سنت اتحاد هر گونه عقیده ای را که فکر می کنیم باعث پیشرفت انجمن معتادان گمنام خواهد شد بپذیریم . اتحاد انجمن نقش بسیار اساسی در زنده ماندن یکا یک ما دارد و تنها راهی که می توانیم این اتحاد را حفظ کنیم آن است که تصمیم بگیریم جزئی از این کل بزرگ شویم.ص:211
   قبول تعهد نیز سهم بسیار مهمی در حفظ اتحاد معتادان گمنام دارد . تعهدی که هریک از ما به سهم خود در انجام اهداف کلی مان به عهده می گیرد ، خود یکی از عواملی است که ما را به یکدیگر نزدیک می کند . وقتی می دانیم که در ان.ای جایی داریم و نسبت به حضور در آن جا تعهد پذیر می شویم و در آن زمان جزئی از یک کل بزرگتر می شویم . این احساس تعلق ما بطور مستقیم وابسته به آن است که تا چه حد نسبت به بازیابی در معتادان گمنام متعهد باشیم . در سطح گروهی نیز وقتی چند گروه پذیرای چنین تعهدی می گردند ، قدرتی ایجاد می شود که به نوبه خود یکی از موثرترین عوامل خدماتی در معتادان می باشد . ایـــن قدرت ناشی از تعهد پذیری گروه ها ، مــــا را قادر بـــه رساندن پیام امیدی که حامی بهبودی ماست می سازد.ص:211
   تعهد ، تصمیمی است که در نتیجه علاقه به ادامه به روال ان.ای اتخاذ می کنیم و شرکت مرتب در جلسات یکی از راههایی است که توسط آن این تصمیم خود را به عمل می گذاریم . خوشامدگویی به تازه واردان و یا دادن شماره تلفن مان به شخصی که محتاج به کمک می باشد نیز بیان کننده این تصمیم است . راهنما شدن ، صحبت در جلسات و چیدن صندلی ها تماما معرف تعهد ما می باشد . معمولا هر یک از اعضاء ما برای خود بخشی از خدمات را که به راحتی با یک برنامه بازیابی متعادل جور در می آید را انتخاب می کند.ص:212
   ازخودگذشتگی ، عامل دیگری است که نقش بسیار اساسی در اتحاد ان.ای دارد . اصولی که در قدمها یاد می گیریم به ما کمک می کنند تا خود پرستی را پای مال کرده ، در عوض با محبت ، به برآوردن احتیاجات دیگران بپردازیم . اگر بخواهیم گروه مان سالم باقی بماند باید احتیاجات گروه را به خواسته های شخصی خودمان ترجیح دهیم و گروه ها نیز از رعایت این اصل مستثنی نیستند . در سطح گروهی نیز باید احتیاجات انجمن را به خواسته های گروه مان ترجیح دهیم و توجه خود را به آن مسائلی معطوف کنیم که در رابطه با تعالی مشترک انجمن می باشند. به عنوان یک انجمن ، توانایی ما برای بقاء و کمک به دیگران مستقیما به اتحادمان بستگی دارد.ص:212و213
   محبت ، اصلی است که با خوش نیتی و خیر خواهی نسبت به دیگران متجلی می شود . ما در جلساتمان با محبت و علاقه ای که در موقع صحبت کردن با رفتارمان با دیگران از خود بروز می دهیم سهم خود را در اتحادمان به عهده می گیریم . ما سعی می کنیم تا به گونه ای ، توانایی و امیدهای خود را با دیگران به مشارکت بگذاریم که آنها بفهمند در معتادان گمنام بهبودی برای هر کس میسر است . ایجاد یک محیط محبت آمیز و روحیه مراقبت از یکدیگر ، باعث می شود که اعضا احساس راحتی و امنیت کنند . محبتی که ما از خود ابراز می کنیم باعث جلب شخص تازه وارد می شود و مثل یک سوخت باعث کسب نیرو ، اتحاد و گام برداری در جهت منافع مشترکمان می شود.ص:213
   اتحاد ان.ای از اهمیت حیاتی برخوردار است ، حتی اصل گمنامی که اساس سنت های ماست نیز در این مورد خاص تاکید بسیار نموده است . وقتی ما گمنامی را در کاربرد سنت اول رعایت می کنیم ، تفاوتهایی که باعث تفرقه می شدند قابل چشم پوشی می گردند . وقتی به اتحاد خود از دیدگاه گمنامی نگاه کنیم ، معنی اتحاد آن است که در معتادان گمنام بهبودی بدون توجه به هویت در دسترس می باشد . با همین طرز تفکر بود که ما یادگرفتیم پیش داوریها را کنار گذاشته و توجه اصلی خود را روی هویت مشترکی که همگی به عنوان معتاد داریم ، متمرکز کنیم . هر یک از ما از حقی مساوی با دیگران در بهبود و گسترش انجمن برخوردار است ولی باید توجه داشته باشیم که مسئولیت ما نیز مشترک و مساوی می باشد.ص:213و214
   همانگونه که گمنامی اساس روحانی سنت های ما می باشد ، اتحادی که در سنت اول از آن مایه می گیرد ، تمام سنت های بعدی روی ستون اتحاد ما به عنوان یک انجمن بنا گردیده است که هم زمان اهمیت حیاتی منافع مشترک را به یکا یک اعضا و گروه ها خاطر نشان می سازد . وقتی بفهمیم که اتحاد تنها ستون بقای انجمن ماست ، آنگاه به این درک خواهیم رسید که حفظ روابط خوب ما با یکدیگر از تمام مسائلی که امکانا می توانند باعث دوری ما از یکدیگر بشوند ، مهمتر است . ما باید درک کنیم که هیچ مشکل ، جر و بحث یا عدم توافقی به اندازه احتیاجی که به پشتی بانی یکدیگر داریم ، اهمیت ندارد.ص:214
رعایت منافع مشترک در انجمن ما آنقدر اساسی است که هر چه بیشتر در حفظ آن می کوشیم متوجه می شویم که درک ما از یازده سنت دیگر قوی تر می شود.ص:214
آیـــا حرفهایی که می زنیم و یا اقداماتی که انجام میدهیم ، باعث دور شدن ما از یکدیگر خواهد شد یا ما را به هم نزدیکتر خواهد نمود؟ص:215
   اتحاد ، روحیه ای است که اعضای این انجمن روحانی را که قادر است زندگی افراد را عوض کند ، در سراسر جهان ، به یکدیگر پیوند داده است . اگر بکوشیم دیدگاه خود را از دامنه عقاید شخصی و خواسته های گروه مان وسیع تر کنیم به زودی به فهم و درک این مسئله نایل خواهیم شد که منافع مشترک تمامی ان.ای باید در راس قرار داده می شود . اطمینانی که ما به یک نیروی برتر مهربان پیدا کرده ایم باعث می شود قدرت لازم را برای همکاری با یکدیگر در مسیر هدف مشترک بهبودی از اعتیاد ، پیدا کنیم . با اتحادی که از اطمینان نیرو می یابد ، در کنار یکدیگر برای تحقق منافع مشترکمان فعالیت می کنیم.ص:215
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

صداقت یا عدم صداقت...
آیا می تونی انواع صداقت رو اسم ببری؟
صداقت زیر بنای اصول بهبودی است و انواع آن :
         1)-صداقت با خود که خطر ناکترین نوع می باشد.
         2)-صداقت با اجتماع که مخربترین مدل می باشد.
                  *)- علت اینکه صداقت با خود را مطرح کردم چون صداقت از تفکر یک بیمار در حال بهبودی دارای اضلاع چند وجهی می باشد.
میتونم راجع به هر کدام از اضلاع آن این موارد را اشاره کرد :
=>غرور
=>ترس
=>عدم اعتماد به خود
=>عدم باور اعتقادات شخصی
=>پرش از یک موقعیت به موقعیت بعدی برای فرار
=>عدم رشد
=>...
                  *)-راجع به صداقت با اجتماع پیرامون که از خانواده شروع ، به محل کار وارد شده و در اطراف یک بیمار در حال بهبودی در چرخش می باشد نظراتتون رو بدین تا این متن را تکمیل نماییم.
خوشحال می شم وقتی میبینم می تونم نظراتم رو با شما مشارکت کنم و خوشحالترم که بتونم از نظرات شما اطلاع پیداکنم.
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

سنت دوم
در رابطه با هدف گروه ما ، فقط یک مرجع نهایی وجود دارد ، خداوندی مهربان که به گونه ای ممکن ، خود را در وجدان گروه بیان می نماید . رهبران ما خدمتگزاران مورد اعتماد می باشند ، آنان حکومت نمی کنند.!.
*تعریف هدف ؟ رساندن پیام ، سنت پنجم
*ارتباط سنت دوم و مفهوم چهارم و ششم؟
*مفهوم چهارم :‌رهبری موثر در ان.ای ارزشی والا دارد ، ویژگی های رهبری ، هنگام انتخاب خدمتگزاران مورد اعتماد باید مورد توجه قرار گیرد.
*مفهوم ششم : وجدان گروه وسیله ایست روحانی برای دعوت از خداوند مهربان تا بر تصمیمات ما تاثیر بگذارد.
*مفهوم مرجع؟
*مرجع نهایی یعنی چه؟
*مفهوم گونه ممکن ؟
*مفهوم وجدان؟
*چگونه وجدان بیدار می شود؟
*مفهوم رهبر و رهبری در ان.ای؟
*خدمتگزار یعنی چه؟
*اتحاد چگونه بدست می آید؟
*حکومت کردن در داخل و خارج ان.ای؟
   سنت دوم بر اساس کاربرد و قابلیت اجرای سنت اول*منافع ما باید در راس قرار بگیرد ، بهبودی شخصی به اتحاد ان.ای بستگی دارد. بنیان گرفته است . ما از اتحادی که بر مبنای تعهدمان نسبت به بازیابی در معتادان گمنام سرچشمه می گیرد اقداماتمان را شروع می کنیم . درجه تعهد ما از انجام خدماتی که باعث توسعه منافع مشترکمان می شوند آشکار می گردند . خدماتی از قبیل پشتیبانی از یک جلسه ، مشارکت و همدمی اعضای دیگر ، راهنما شدن و خیلی راه های دیگر که از طریق آنها قادر خواهیم بود برای کمک ، به معتادان گمنام دیگر نزدیک شویم . به عنوان گروه نیز هدف ما خدمت کردن و ارائه پیام است و هرکاری که در ارتباط با خدمات در ان.ای می کنیم برای به انجام رساندن این هدف می باشد.بدون داشتن یک جهت معین ، خدماتی که ما انجام می دهیم موثر و با ثبات نخواهد بود . به منظور دریافت راهنمایی به یک نحو مناسب در خدمت دیگران ، ما از یک نیروی برتر استعانت می جوییم.ص:216.217
   خدمت شخصی در نتیجه کاربرد اصول میسر می گردد . نحوه مطلوب انجام خدمات در نتیجه رابطه با همان نیروی برتری که ما را در بهبودی شخصیت مان راهنمایی می کند میسر می گردد . همین نیروی برتر در ضمن قسمت های مختلف انجمن ما را نیز هدایت می کند . راهنمای ما در انجام خدمات ، خداوند خودمان می باشد و تفاوتی نمی کند که ما در سطح شخصی یا گروهی و یا به عنوان هیات خدماتی و یا یک کمیته مشغول انجام خدمات باشیم . هر بار که برای انجام خدمات ، دور هم جمع می شویم و در دعا از این نیروی برتر مهربان درخواست می کنیم که در بین ما حضور یابد و ما را راهنمایی کند . راهنمایی او باعث خواهد شد که ما در تمام اعمال مان جهت صحیح را انتخاب کنیم.ص:217
   هر یک از ما درباره اینکه چگونه می توان خدمات موثری ارائه داد عقیده ای دارد . حال وقتی هر کدام از ما یک نقشه بخصوص برای اقدامات ارائه می کند ، چگونه باید تصمیم گرفت که کدام صحیح تر می باشد ؟ حرف آخر در مباحثات ما با کیست ؟ پاسخ ما آن است که حرف آخر با یک خداوند مهربان است که منبع اتحاد ماست همان نیروی برتری که ما را در بازیابی شخصی هدایت می کند.ص:217
*اصل رای گیری ، گوش دادن به سخنان تمامی اعضائ گروه است.
   اگر به دنبال آن هستیم که از یک مرجع نهایی راهنمایی دریافت کنیم ، باید راه هایی را پیدا کنیم که توسط آنها بتوانیم بطور دسته جمعی آن را بشنویم . سلسله مراحل و مکانیسمی که ما برای رسیدن به این منظور مورد استفاده قرار می دهیم ، وجدان گروهی است . انجام موفق مکانیسم وجدان گروهی وابسته به آن است که ما اعضاء در سطح شخصی اصولا تمایل داشته باشیم که برای آن مسئله از یک نیروی برتر راهنمایی دریافت کنیم . ما همین تمایل را به داخل گروه می آوریم.ص:218
*دلیل رسیدن به بیداری روحانی در حین کارکرد قدمها ؟
*ما چگونه وجدان پیدا می کنیم؟
   وقتی روی قدمها کار می کنیم و یاد می گیریم اصول نهفته در آن را در زندگیمان بکار گیریم جریاناتی اتفاق می افتد ما نسبت به رفتار خودمان و اثراتی که این رفتار روی خودمان و دیگران می گذارد ، بینش و آگاهی می یابیم . به زبانی دیگر ، ما وجدان پیدا می کنیم ، این وجدان انعکاسی است از رابطه ما با یک نیروی برتر ، این وجدان منعکس کننده راهنمایی است که ما از خدای خودمان دریافت می کنیم و همچنین"تعهد در به انجام رساندن آن راهنمایی."ص:218
*وجدان منعکس کننده چیست؟
آن وجدان منعکس کننده رابطه اعضای ما با یک نیروی برتر مهربان است . وقتی که ما بطور مرتب با آن نیرو مشورت کنیم آن وجدان دسته جمعی ، ما را در انجام هدف اصلی راهنمایی خواهد کرد و هم زمان ، باعث حفظ اتحاد و منافع مشترکمان نیز خواهد شد.ص:218و219
*برای درک بهتر وجدان چه باید کرد؟
*وجدان چگونه شکل می گیرد؟
ما می توانیم برای درک بهتر وجدان گروهی ، همان تصوری را که وجدان فردی در ذهنمان داریم بکاریم . وجدان گروهی مظهر آگاهی ، برداشت و تسلیم دسته جمعی در رابطه با اصول روحانی می باشد . وجدان یک گروه وقتی شکل می گیرد و خود را ظاهر می سازد که اعضای آن گروه وقت کافی برای صحبت با یکدیگر در مورد احتیاجات شخصی خود ، احتیاجات گروه و احتیاجات تمامی ان.ای در کل صرف بنمایند . هر عضو در هنگام صحبت و مشارکت با گروه ، از رابطه شخصی خودش با یک نیروی برتر مدد می گیرد.ص:219
هم زمان با آن که اعضا به دقت به حرفهای یکدیگر گوش فرا می دهند و حرفهای شنیده شده را بر مبنای درک خود از یک خداوند مهربان ، سبک ، سنگین می کنند ، یک حالت بخصوص اتفاق می افتد و راه حل های مشکلات پیدا می شود . راه حل هایی که وقتی ارائه می شوند احتیاجات همه آنهایی را که در آن رابطه هستند در نظر گرفته و منظور داشته است.ص:219و220
*
*
*راههای شکل یافتن وجدان گروهی چیست؟
   یکی از مظاهر شکل یافتن وجدان گروهی آن است که بین افراد یک فهم و برداشت که بطور واضح در مورد توافق همگی است ایجاد می گردد . سپس بـــر موازین فهم و برداشتی که در نتیجه اشتراک در این وجدان گروهی ایجاد شده ، گروه می تواند پیشنهاد کند که برای تصمیم نهایی رای گیری انجام شود . اما تحت شرایط خوب معمولا گروه به صحبت درباره موضوع ادامه می دهند تا اینکه تمام اعضاء با یکدیگر هم نظر و متفق العقیده بشوند . راه حلی که بالاخره پیدا می شود احتمالا آنقدر واضح است که دیگر رای لازم نیست.ص:220
   وجدان گروهی چیز ثابت و تغییر ناپذیری نیست . ما می دانیم که وجدان شخصی در طی زمان تغییراتی پیدا می کند و هرچه که رابطه شخص با یک نیروی برتر قوی تر می شود وجدان او نیز آگاه تر می شود . به همین گونه وقتی اعضای یک گروه در بازیابی بلوغ پیدا می کنند ، اعضای جدید می آیند و اوضاع گروه تغییر پیدا می کند و وجدان گروهی نیز در مسیر تکامل دچار تغییر می گردد.ص:220
   وجدان گروهی ، شکل یافتن سلسله مراحلی است که امکان دارد به انواع مختلف ، در شرایط مختلف انجام یابد . این غیر منطقی است که ما انتظار داشته باشیم راه حل امروز یک گروه برای یک مشکل ، همیشه جواب مشکلات مشابه گروههای دیگر نیز باشد . در واقع ، امکان دارد آن راه حل در زمان دیگری به درد خود آن گروه نیز نخورد.ص:220و221
   اصولی که برای رسیدن به وجدان گروهی مورد استفاده قرار می گیرند همیشه ثابت می باشند ، اما زمان و شرایطی که وجدان مان بر طبق آن ما را هدایت می کند ، دائما در حال تغییر هستند و در نتیجه لازم می آید که وجدانمان به ما چیزهای مختلفی در شرایط مختلف بگوید . این مسئله حائز اهمیت است که ما در رشد دادن و آگاه نمودن وجدان گروهی خود تداوم داشته باشیم و هرگاه مسئله ای پیش آمد از یک نیروی برتر مهربان درخواست راهنمایی کنیم.ص:221
   تسلیم شدن در مقابل وجدان گروهی ، بدان معنی است که ما اجازه دهیم انجمن مان توسط یک نیروی برتر مهربان شکل پیدا کند . گاهی اوقات وسوسه می شویم که کنترل جریانات روزمره خود ، هیات خدماتی و یا کمیته مان را بدست بگیریم و باورمان می شود که علاقه زیادی که ما به منافع گروه خود داریم هرگز ما را به بیراهه نخواهد کشاند . با این همه ، هر چه اعتمادمان بیشتر می شود ، بیشتر متوجه می شویم که گروه توسط یک نیروی برتر مهربان هدایت می گردد . اتکا و توکل ما به آن نیروی برترتمایلی که ما نسبت به اجرای خط مشی ای که از طریق وجدان گروهی ابراز گردیده و باور اینکه همه چیز به خیر خواهد انجامید نشان داده می شود.ص:221و222
   توافق زمانی حاصل می شود که ما خودمان را از سر راه کنار بکشیم و اجازه بدهیم که یک نیروی برتر مهربان ما را هدایت کند.ص:222
   فقط وقتی که ما گوش فرا دهیم قادر خواهیم شد که راهنمایی نیروی برتر را بشنویم . وجدان یک گروه وقتی به حداکثر وضوح بیان خواهد شد که تمام اعضای آن گروه با یکدیگر مساوی تشخیص داده بشوند . نیروی برتر از طریق همه ما کارمی کند ، بدون توجه به تجربه یا مدت پاکی ، وجدان گروهی همیشه وجود دارد اما همه اوقات ، ما قادر به شنیدن صدای آن نیستیم . یا دلمان نمی خواهد آن را بشنویم و یا اینکه اصلا نمی خواهیم اجازه دهیم که ظاهر بشود.ص:222
   شنیدن ندای وجدان گروهی معمولا مستلزم صبور بودن و صرف وقت لازم می باشد . برخورداری از روحیه انعطاف باعث آن می شود که ما نیروی برتر و مهربان را دعوت کنیم تا طی سلسله مراحل ایجاد وجدان گروه شرکت جوید.ص:223
*
*
*رشد ما و رشد گروههای ما چگونه اتفاق می افتد؟
   در طی دوران بازیابی شخصی ، وقتی ما پاک می مانیم و رشد روحانی پیدا می کنیم ، افکار و رفتارمان نیز دچار تغییر می شوند . ما نه تنها یک شبه حالمان بهتر نمی شود ، بلکه گاهی اوقات رشدمان درهم و برهم و بدون تعادل یا حساب بخصوصی صورت می گیرد . عینا همین الگوها در مورد رشد گروه ها نیز صادق هستند.ص:223
   هم زمان با رشد و تکامل گروه های مان ، منابع ما و احتیاجاتمان نیز دچار تغییر می گردند . گروه ها بسته به نیازشان ، خدمتگزاران مورد اعتمادشان را عوض می کنند ، نحوه برگزاری جلسه ، محل شان و اگر لازم دیدند کمیته ها انشعاب پیدا می کنند ، منطقه خود را گسترش می دهند و یا کوشش خود را با کمیته های دیگر هماهنگ کرده و به آنها ملحق می شوند . این گونه تغییرات در ظاهر پیشرفت نمی باشند ، اما همانطور که بهبودی شخصی ما همیشه به گونه منظم و حساب شده نمی باشد ، انجمن ما نیز همیشه آن طور که ما انتظار داریم تکامل پیدا نمی کند و هم زمان با آنکه گروه ها و کمیته ها درگیر این مراحل رشد می شوند ، اغلب وجدان دسته جمعی آنان نیز تکامل پیدا می کند . تغییرات حاصل در وجدان گروه نباید مایه نگرانی خاطر شود زیرا آنها فقط قسمتی از سلسله مراحل رشد می باشند.ص:223و224
*منظور از خدمت اعضاء چیست؟
   وقتی ما از اعضا می خواهیم خدمت کنند ، منظور آن نیست که آنها را بهتر از دیگران می دانیم و یا مکان مجزایی نسبت به بقیه اعضا دارند . رهبری در ان.ای یک خدمت است ، نه یک طبقه والاتر عظویت . به همین دلیل ما به رهبران خود نام خدمتگزاران مورد اعتماد را داده ایم.ص:224
*رابطه خدمتگزاران و اعضاء گروه ؟
   رابطه خدمتگزاران مورد اعتماد و اعضاء گروه ، مسئله ای دو طرفه می باشد یعنی از آنهایی که انتخاب شده اند خواسته می شود که با جدیت و امانت مسئولیت خود را انجام دهند و گروهی که این افراد را انتخاب کرده اند نیز هم زمان مسئولیت دارند که از این خدمتگزاران خود پشتی بانی کنند.ص:225
*ما چه نکاتی را هنگام خدمت باید رعایت کنیم؟
   وقتی از ما خواسته می شود که خدمت کنیم ، در می یابیم که در مقابل یک نیروی برتر مهربان که خود را در وجدان گروه ظاهر ساخته است ، مسئول هستیم . ما از طریق خدمتی که در انجام آن از هوای نفس چشم پوشیده و عاشقانه صورت می دهیم ، اعلام قبول مسئولیت می کنیم . رعایت اصولی که در سنتها نهفته می باشد در تمام اقدامات ما مصداق دارد . ما
می توانیم برای انجام مسئولیت هایمان به وجدان شخصی خود یا وجدان دسته جمعی ، برای راهنمایی گرفتن ، رجوع کنیم . به عنوان خدمتگزاران مورد اعتماد ، رابطه ما با وجدان گروهی زمانی تقویت می شود که بطور غیر مقطعی ، اطلاعاتی را که صادقانه و باز می باشند با خود حمل کرده و دنبال خدمت کردن باشیم نه حکومت . ما در یک گروه و یا یک کمیته توسط راهنمایی که از یک نیروی برتر در یافت می کنیم و بوسیله ارائه اطلاعات بی غرضانه و کامل به ایجاد وجدان گروهی کمک می کنیم ، سپس از طریق ارائه برداشتی که از این وجدان کرده ایم ، مسیر و آرمانهایی را که در رابطه با گروه می باشند ، به دیگران نیز انتقال می دهیم.ص:225و226
*
*
*
*
*
*بسیار مهم است.!.
*بهترین نوع رهبری؟
   بهترین نوع رهبری وقتی است که خدمتگزاران مورد اعتماد ما با ارائه نمونه شخصی (خوب) ما راهدایت می کنند . در شرایط مطلوب ، ما آنها را به دلیل وجود آن اصول بازیابی که می بینیم در زندگیشان  کاربرد دارد انتخاب می کنیم . ما خدمتگزاران مورد اعتمادمان را تشویق می کنیم که قلبشان را برای قبول عقاید جدید باز گذارده ، دانش خود را در تمام سطوح خدماتی افزایش داده و بازیابی خود را پیگیری کنند . تمام این صفات بر قدرت آنان برای انجام خدمات تاثیر اساسی دارند.ص:226
*
*
کاربرد اصول روحانی :
*تسلیم
*ایمان
*تواضع
*
*خدمت در سطح شخصی
*اصل روشن بینی
*درستی
*گمنامی
*
*مسائل مهم سنت دوم
   خدمت در سطح شخصی ، در نتیجه کاربرد اصول میسر می گردد . با استفاده از این اصول ، ما می آموزیم که جویای راهنمایی و مشورت بشویم . ما با راهنمای خود صحبت می کنیم ، مسائلمان را با دوستان ان.ای در میان گذارده و به راهنمایی یک نیروی برتر گوش فرا می دهیم . بعضی از اصولی که به نظر می رسند در رابطه با سنت دوم از اهمیت برخوردار باشند ، عبارتند از :
   تسلیم ، ایمان ، تواضع ، روشن بینی و گمنامی.ص:227
*تسلیم
   ما از تسلیم به مرجع نهایی مان ، خداوند بدان گونه که او را درک می کنیم ، خدایی که با او رابطه خصوصی پیدا کرده ایم ، کارمان را شروع می نماییم . در رابطه با این سنت ، ما خود را به رهنمودهای آن نیروی برتر که بصورت وجدان گروهی متجلی شده است تسلیم می کنیم . ما تعهد خود را نسبت به حفظ منافع مشترک ان.ای با مهمتر شمرده احتیاجات انجمن از خواسته های خودمات دوباره احیا می کنیم.ص:227
*ایمان
   ایمان عبارتست از اتکا بـــه یـــک نیروی برتر که به مرحله عمل درآمده است.بکارگرفتن این اصا روحانی به ما اجازه می دهد به وجدان گروه ، بجای ترس با امیدواری تسلیم شویم . ایمان دایما به ما یادآور می شود که هدایت ما نه توسط خودمان ، بلکه توسط نیروی برتر از نیروی خودمان صورت می گیرد . ایمان داشتن شجاعت می خواهد . مگر نه آنکه ما اغلب حتی در عمق نگرانی های مان نیز فعالانه از خود ایمان نشان می دهیم . هرچه ما آثار عملکرد یک نیروی برتر مهربان را در بین اعضای انجمن مان بیشتر ببینیم ، ایمانمان هم به همان نسبت فزونی پیدا می کند.ص:227و228
*تواضع
   تواضع در عمل به معنای آن است که ما توانایی ها و نقاط ضعف خود را بطور صادقانه ارزیابی کنیم که برای ایجاد تمایل در ما به جهت تسلیم ، لازم می باشد . تواضع به ما آمادگی آن را می دهد که خواسته های شخصی را کنار بگذاریم تا بتوانیم به گونه موثر به انجمن خود خدمت کنیم . ابتدا نگاهی به اصل تواضع می اندازیم تا بخاطرمان بیاورد که ما تنهایی ، قادر به انجام دادن و هدایت امور معتادان گمنام نیستیم . بخاطر می آوریم که منبع نیرویمان کیست ، یک نیروی برتر مهربان.ص:228
*نقش تواضع در کوشش هایمان
   ما با بکار گرفتن تواضع در کوشش هایمان جهت خدمت ، برای ایجاد روشن بینی ، فضا ایجاد می کنیم . بیاد می آوریم همانگونه که ما به تجربه بقیه معتادان برای بازیابی خود نیاز داریم برای خدمت کردن نیز محتاج به راهنمایی و عقاید آنها هستیم . ما یادمیگیریم که بطور فعالانه به مهارت خود برای گوش دادن بیفزاییم و در صحبت ها از گوش خود بیش از دهانمان استفاده کنیم.ص:228و229
*اصل روشن بینی
   استفاده از اصل روشن بینی به ما می آموزد که پیش داوریهای شخصی خود را برای آنکه بتوانیم با دیگران کار کنیم ، کنار بگذاریم.ص:229
   وقتی روشن بینی بکار می بریم ، یک روحیه خوش بینی نسبت به دیگران را در خود پرورش داده و در نتیجه تمایل پیدا می کنیم که در خدمت خود منافع مشترکمان را بخاطر داشته باشیم . ما تنها با یک مغز باز موفق خواهیم شد راهنمایی های یک نیروی برتر را تشخیص دهیم.ص:229
*درستی
درستی به معنای آن است که بدون توجه به شرایط موجود ، در کاربرد اصول روحانی از خود پایداری نشان دهیم.ص:229
*بهترین نحوه خدمت و وضوح آن در خدمتگزاران
   بهترین نحوه خدمت ما زمانی است که نسبت به اعتمادی که دیگران به ما ابراز کرده اند ، از خود احترام نشان می دهیم . وفاداری و تعهد نسبت به آن اعتماد ، نشانگر واضح شخصیت و درستی خدمتگزارانمان می باشد . وقتی که به انتخاب اعضاء بـــرای خدمت کردن مـــی پردازیم مـــعمولا روی درستی آنها بـــه عنوان نشانه ای بـــر آنـــکه قابل اعتماد هستند حساب می کنیم.ص:229و230
*گمنامی
   اصل روحانی گمنام یادآور ما می گردد که در معتادان گمنام همگی برابر هستیم . هیچ شخصی یا هیچ گروهی در فهمیدن اراده یک نیروی برتر ، انحصار ندارد.ص:230
*
*
*جایگاه هر عضو
   هر عضو در مراحل ایجاد وجدان گروه ، برای خود جایی دارد . تمام ما در به منصه ظهور رسیدن یک رابطه آگاهانه با نیروی برتری که مطابق با درک خودمان می باشد ، با یکدیگر برابریم.ص:230
*سنت دوم و نقش آن در ایجاد رابطه با دیگران
   سنت دوم ، راهنماییهای لازم برای رابطه با دیگران را به ما ارائه می دهد . یک نیروی برتر ، سرچشمه و اساس اصولی است که ما در ضمن خدمت بکار می بندیم . ما می توانیم هر زمان که احتیاج به راهنمایی داریم از این اصول در سطح شخصی ، گروهی ، هیئت خدمات یا کمیته هایمان استفاده کنیم.ص:230
   خدمت برای آنهایی است که به ایشان خدمت می کنیم . بالاترین نیرو و استعداد ما اعضای ان.ای در آن است که
می توانیم به معتادی دیگر نزدیک شویم . به او بفهمانیم که ما هم مثل او هستیم و ورودش به انجمن را خوشآمد بگوییم ، با معتادی که برای بار اول وارد می شود "خوش و بش" کنیم و کمک کنیم تا تضمین بشود که تازه واردها هر بار پس از بار دیگر باز هم باز خواهند گشت . بـــا راهنمایی کـــه یـــک نیروی برتر مـــهربان بـــه مـــا می کند ، در کمک بـــه دیگران پر بارتر می شویم.ص:230و231
*خدمت در انجمن چه پاداشهایی را به همراه دارد؟
   خدمت به انجمن معتادان گمنام پاداشهای مخصوص به خود را دارد . وقتی که ما اصول روحانی را در زندگی روزمره خود بکار می گیریم ، نتیجتا رابطه ما با نیروی برترمان قوی تر می شود . رابطه ما با گروه خودمان و انجمن نیز تقویت
می گردد . خدمت در ان.ای یک تجربه و یادگیری است که به رشد شخصی ما کمک می کند . در نتیجه خدمت ، شروع به یافتن دیدگاهی می کنیم که گسترده تر از "فقط منافع خودمان" است و نقطه نظرهای خودمحورانه خویش را به منظور خدمت بهتر به جمع ، کنار می گذاریم . ما در عوض خدمت ایثارگرانه خود ، سود روحانی می بریم.ص:231
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

تا بحال در مورد زمان و نقش آن در رندگی یک معتاد فکر کرده اید؟
آیا تا بحال شده این تفکر را به خود القاء کنید که اگر العان این کار را انجام ندهم دیگر نمی توانم آن را انجام بدهم؟
آیا تا به حال خود را اینگونه تحت فشار گذاشته اید که من و کارم و زندگیم الهان تحت فشار هستند و فردا خیلی دیر است؟
آیا تا بحال راجع به فقط برای امروز فکر کرده اید؟
چقدر می توان زمان را کنترل کرد ؟
چقدر می توان نقش خودمان را می توان در آن مشخص نمود؟
کنترل آن توسط چه کسی انجام می گیرد؟
آیا ما دخیل در این جریانات هستیم یا خیر؟
هر روز صبح که از خوا بلند می شم چرا آنقدر افکار در کله من سیال می شود و دست از سر من بر نمیداند تا اینکه یک شک روانی وارد شود و مرا مجددا وارد سیکا معیوب دیگری راجع به فکر کردن یباندازد؟
خیلی جالبه ...
تا بحال آیا ما تونسته ایم برای فقط برای امروز زندگی کنیم؟
چرا؟
چطوری؟
.
..
...
زیباترین کلمه ای که تا بحال شنیده ام از مهدی اولیایی بوده ( بیست و دو سال پاکی الکل/مواد)
                              بیماری ما بیماری افکار است نه بیماری مواد
                                                        .!.
                               ما به دلیل دستکاری در زمان اینجا هستیم
                                                        .!.
                ما رشد خودمان را به دلیل استفاده نادرست زمان به تاخیر انداخته ایم
.
.
.
فکر کردن راجع به این صحبتها در سالهای اول پاکی مرا فقط به سمت مسخره بودن این برنامه و کارکردن مجدد این قدمها سوق می داد...
امروز بهد از سه سال و اندی در برنامه بودن
بعد از حدود دویست تا پنل بودن
بعد از تقریبا هفتاد خدمت ساختاری انجام دادن
در راستای مفاهیم دوازده گانه کارکردن
سنت تکه پاره کردن
قدم زندگی
به این نتیجه رسیده ام
.
اینکه امروز من مواد نمی زنم تمام هدف این برنامه می باشد
.
اینکه من چرا به اینجا آمده ام قسمت خلاء روحانی بدن من می باشد
.
.
.
راهکار آن ...
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

من این مطالب را از روی کتابچه جیبی چگونگی عملکرد قطع جیبی همراه باشماره صفحه آنها نوشتم . مضاف بر اینکه تجربه های پنل خودم را نیز به آن اضافه کردم امیدوارم بتوانم از نظرات سازنده شما در طول نوشتن این دوازده سنت بهره مند شوم...(رضا-بیل)سنت سوم
سنت سوم
تنها لازمه عضویت تمایل به قطع مصرف است.!.
*تنها ، کلمه ای امری و قاطع می باشد.!.
*
عضو شدن یعنی پذیرفته شدن مطابق شرایط متذکر شده و هر عضو باید در چهارچوب واگذار شده به او بعنوان عضو حرکت کند. مانند عضو کتابخانه ، عضو جامعه کار و کارگری و یا عضو انجمن دوازده قدمی دیگر
*تمایل و نقش آن در این سنت ؟
*تشابه سنت سوم و قدم سوم ؟
*آیا سنت هفتم ، سنت سوم را نقض نمی کند؟
*
*
*
توجه اصلی انجمن ما به چه چیز معطوف می باشد؟
   معتادان گمنام انجمنی است که بهبودی از اعتیاد را به معتادان سراسر جهان ارائه می دهد . توجه اصلی ما به خود بیماری اعتیاد معطوف است و نه به ماده خاص مصرفی.ص:232
زمانی که تازه واردی به جلسات ما می آید ، تنها مسئله مورد توجه ما تمایل او به آزادی از اعتیاد فعال و نیز آنکه ما چگونه می توانیم به او کمک کنیم ، می باشد.ص:232
*سنت سوم چگونه ان.ای را یاری می دهد؟
سنت سوم ، از طریق آزاد نمودن ما از اسارت قضاوت اینکه چه کسی عضو ما می باشد ، ان.ای را یاری می دهد که بتواند بهبودی را در اختیار معتادان بسیاری بگارد . سنت سوم برای عضویت در ان.ای هیچ قید و شرطی قائل نیست و هرگونه تقاضانامه یا کمیته تصویب عضویت را حذف می کند . این سنت از ما می خواهد که در مورد صلاحیت یا عدم صلاحیت یک نفر برای بهبودی تصمیم نگیریم . از آنجا که تنها لازمه عضویت ، تمایل به قطع مصرف می باشد ، ما به عنوان یک عضو ، هیچگونه قضاوتی در مورد دیگران را نداریم.ص:232و233
*نقش تمایل
تمایل به قطع مصرف چیزی نیست که بتوان معیاری برای سنجش آن بکار برد . این تمایل فقط در اعماق قلب هر عضو می باشد . درهای بسته جلسات ما بروی هر معتادی که مایل به پیوستن به ماست باز می باشد . چرا که ما هیچ قید و شرطی برای عضویت قائل نیستیم . ما باید همان گونه مراقبت و توجهی را که باعث علاقه ما به جلسات و احساس تعلق به آن گردیده ، نسبت به دیگران ابراز نمائیم . سنت سوم مشوق ما در خوش آمد گویی به معتادان است و این خود سبب رشد و گسترش ان.ای می گردد.ص:233
*کارهایی که باعث تصمیم و تعهد یک معتاد نسبت به بهبودی می شود؟
خوشآمد گویی به تازه واردان ، سبب می شود که آنها از همان ابتدای ورود به جلسه احساس راحتی کنند . همین طور صحبت کردن با معتادان دیگر چه قبل و چه بعد از جلسه و رد و بدل شماره تلفن باعث احساس تعلق خاطر آنان می گردد . سعی ما بر این است که بهترین کوشش خود را بکار بریم تا اطمینان حاصل کنیم هر معتادی که به جلسه می آید دوباره برخواهد گشت و به بازیابی در ان.ای پشت نخواهد کرد.ص:233و234
درجه تمایل هرعضو به قطع مصرف ، به اوضاع و احوال خارجی ارتباط ندارد ، چه چیزی سبب می گردد که یک عضو پاک باقی بماند و عضو دیگری به مصرف مجدد روی آورد؟هیچ یک از ما نمی توانیم قضاوت کنیم که کدام عضو بهبودی خواهد یافت و کدام عضو دیگر به اعتیاد خود باز خواهد گشت.ص:234
هیچ گونه ضمانتی بر اساس تاریخچه مصرف فرد و یا نوع ساده مصرفی بیمار وجود ندارد . هرگز نمی توان قضاوت کرد که کدام گروه سنی پیشرفت بهتری خواهد داشت ، زنان بهتر معالجه می شوند و یا مردان ، آن فردی که مدت کوتاهی مصرف کرده یا دیگری که سابقه اعتیادش خیلی طویل است . نمی توان گفت چه عوامل خارجی در این امر موثر می باشند ، چرا که ما نه می دانیم که تمایل به پاک ماندن در یک فرد تا چه اندازه است و نه آنکه مجاز هستیم تصمیم بگیریم چه کسانی به ما بپیوندند . ما فقط حق داریم بجای قضاوت به همه بگوییم" خوش آمدید".ص:234
ما به دنبال راهی برای کمک به یک معتاد هستیم . کار ما آن است که مثل بادبزن آتش اشتیاق و تمایل به قطع مصرف مواد را در معتادان ، هر چه بیشتر شعله ور کنیم و نه خاموش.ص:235
هر معتادی که به انجمن قدم می گذارد ، حتی یک معتاد در حال مصرف ، با همین آمدنش تا حدودی تمایل خود را نشان می دهد که نمی توان آن را نادیده یا کم اهمیت شمرد.ص:235
*نیامدن مرتب به جلسات ، آیا عضویت ما را باطل می کند؟
با اینکه ما تاکید خود را بر اهمیت پرهیز کامل حفظ می کنیم ، لیکن اگر معتادانی همزمان با مصرفشان به جلسه بیایند ، به آنان خوش آمد می گوییم و مخصوصا آنان را تشویق می کنیم که باز هم باز گردند . بسیاری از معتادان بهبود یافته بهسبب گرفتاری ، ناتوانی جسمی ، موقعیت ببخشیدرافیایی محل زندگی و یا نوع شغلشان ، آمدن مرتب به جلسات برایشان مقدور نیست.ص:235
این گروه از معتادان تا زمانی که تمایل به قطع مصرف دارند از تمام جهات عضو انجمن محسوب می شوند و مانند اعضای دیگر ، مورد توجه و حمایت کامل انجمن هستند . حضور یـــک معتاد در جلسات برای اولین بار به دلایل مختلف انجام می گیرد . این به هیچ عنوان مهم نیست که ما به چه دلیل به ان.ای آمده ایم . ممکن است دلیل آمدن بطور مشخص قطع مصرف نباشد و فقط اشتیاق برای تسکین درونمان باشد ، ولی همین اشتیاق ممکن است ما را در جهت یافتن راهی هدایت کند که در غیر این صورت هرگز به ذهنمان نمی رسید . اغلب با شنیدن حرفهای معتادانی که راجع به بهبودی صحبت می کنند آتش تمایل به قطع مواد در ما شعله ور می گردد . البته افرادی نیز هستند که یکبار به جلسه می آیند ، پیام را می شنوند ، و مجددا به اعتیاد فعال روی می آورند . آن گروه که پس از ری لپس (مصرف مجدد) دوباره به جلسات روی می آورند . اغلب دلیل برگشتشان به جلسات را درد و ناراحتی حاصل از ریلپس می دانند . ما به دلایل مختلفی به ان.ای می آییم اما زمانی که اشتیاق به قطع مصرف پیدا می کنیم و این اشتیاق را در خود حفظ کنیم دیگر برای بازیابی باقی می مانیم.ص:235و236
*ما چگونه می توانیم اشتیاق تازه واردان را برای بازگشت مجدد به جلسات پرورش داد؟
گروه حق قضاوت در مورد در مورد اشتیاق و تمایل کسی ندارد . ما هیات منصفه نیستیم . آمدن یک معتاد به جلسه ، خود به قدر کافی نشانگر اشتیاق او به قطع مصرف می باشد . ممکن است مدت زمانی بطول بیانجامد تا در یک معتاد اشتیاقی ایجاد شود تا او را به جلسات پایبند کند . ما باید به هر معتادی این فرصت را بدهیم تا مدتی که برای او کافی است به جلسات بیاید و این تمایل در او ایجاد گردد . با محبت و پذیرش از جانب ما ، این اشتیاق پرورش می یابد.ص:236و237
*سنت سوم با کدام قدم ما متقارن می باشد؟
عبارت و جمله بندی های سنت سوم انکاسی گسترده از نقطه نظر های قدم اول است . این سنت آنقدر ساده نوشته شده که قادر است معتادان تمام ممالک و فرهنگهای جهان را در بر بگیرد و این مسئله که یک معتاد در فلان گوشه جهان چه ماده ای مصرف می کند مطرح نیست . بـــسیاری از معتادان پیش از بازیابی تصور می کنند که مصرف الکل مشکل آفرین نیست .!. گروهی نیز خیال می کنند موادی که با نسخه می توان آنها را تهیه کرد قانونی بوده و مصرف آنها قابل قبول است . به دلیل نوع جمله بندی این سنت ، ما قادر هستیم حتی معتادانی را که مواد غیر رایج یا بخصوصی را استفاده می کنند جذب کنیم وگرنه بعضی فکر می کردند بدلیل مواد نایابی که مصرف می کنند برای عضویت در ان.ای صلاحیت ندارند .!. لیکن عبارت ساده سنت سوم ما را قادر به جذب هر نوع معتادی و خوش برخوردی با آنها می کند . ما باید به هر معتادی این امکان را بدهیم که برای خودش تصمیم بگیرد که ایا ان.ای برای مورد او پاسخ هست یا خیر . ما نمی توانیم بجای آنها تصمیم بگیریم.ص:237
*ان.ای راجع به مصرف مواد مخدر چه توجیهی دارد و دلیل آن چه می باشد؟
وقتی سنت سوم راجع به اشتیاق به قطع مصرف صحبت می کند ، منظور قطع مصرف مواد مخدر می باشد . ما متوجه هستیم که ان.ای برنامه ای جهت بهبودی معتادان است . گرچه معتاد برای بسیاری از ما که در مسیر بازیابی هستیم بعد از مدتی مفهوم وسیع تری می یابد ، لیکن حائز اهمیت بسیار است که به یاد داشته باشیم که اولین بار به سبب مشکلمان با مواد مخدر به انجمن معتادان گمنام آمدیم . اعضای جدید برای آنکه احساس کنند به ان.ای تعلق دارند نیاز به شنیدن حرفهایی دارند که در نتیجه آنها بتوانند وجه مشترک خود را با گوینده بفهمند . آنان این هویت مشترک خود را با بقیه معتادان به آسانی تشخیص می دهند.ص:237و238
*اولین بار بار ورود به جلسات به دلیل چه مساله ای بوده است و چگونه تداوم می یابد؟
بسیاری از ما وقتی برای اولین بار قدم به جلسات می گذاریم می دانیم که معتاد هستیم ، این چیزی نیست که مجبور به تصمیم گرفتن در مورد آن باشیم بلکه حقیقت زندگی ماست . عضویت در ان.ای مفهومی بس فراتر از آن دارد که فقط بدانیم یک معتاد هستیم . عضویت در ان.ای به معنای تصمیم گیری است . اگر آنچه را که در ان.ای می شنویم به گوشمان آشنا بیاید و بتوانیم با آنهایی که می بینیم ارتباط برقرار کنیم ، ما نیز خواهان آنچه ان.ای ارائه می کند ، خواهیم شد . مادامیکه تعادل به قطع مواد مخدر را داریم ، در تصمیم گیری برای ملحق شدن به انجمن معتادان گمنام آزاد هستیم . زمانی که این تصمیم را گرفتیم ، باید آن را همراه با تعهد نسبت به اصول ان.ای ، دنبال کنیم . با قبول این تعهد ما بطور جدی در مسیر بازیابی قرار گرفته ایم.ص:238و239
*
*
کاربرد اصول روحانی :
*
تحمل(یکدیگر)
*
همدردی
*گمنامی
*تواضع
*
*
مسائل مهم سنت سوم
سنت سوم ما را از قضاوت آزاد می سازد و به سوی خدمت مفید هدایت می کند . رعایت این سنت باعث می شود که ما در کمک به دیگران ، پذیرا شدن یکدیگر و ابراز محبت غیر مشروط از خود سخاوت بیشتری نشان دهیم.ص:239
مسیر کلی خدمت در ان.ای از طریق استفاده از اصول روحانی معین ی گردد . چند اصل مهمتر در این رابطه عبارتند از تحمل یکدیگر ، همدردی ، گمنامی و تواضع.ص:239
*تحمل (یکدیگر)
   اصل تحمل به ما یادآور می کند که نباید راجع به یکدیگر قضاوت کنیم . بیماری اعتیاد هیچ کس را مستثنی نمی کند . همچنین ان.ای هرگز کسی را که علاقه به قطع مصرف داشته باشد از خود نمی راند.ص:239
   عدم پذیرش یک معتاد ، حتی معتادی که در فقط به دلیل کنجکاوی به اینجا آمده احتمالا صدور حکم مرگ اوست . ما یاد می گیریم نسبت به معتادانی که با ما تفاوت دارند ، مانند ما فکر نمی کنند و یا در جلسه به طریق ما به مشارکت نمی پردازد ، ابراز تحمل می کنیم.ص:240
   همدردی سبب می شود که تمام کوشش های ما برای خدمت به دیگران ، با ترحم و شفقت همراه باشد . زمانی که رحم و عطوفت پایه تمام خدمت ما باشد ، آنگاه هر عضوی را با تمام اشکالاتی که دارد متحمل و پذیرا می شویم . خیلی از اوقاتما راجع به تمایل دیگران به بازیابی ، قضاوت عجولانه می کنیم . سنت سوم از ما می خواهد که نیکو کاری و ترحم خود را ادامه دهیم زیرا چیزی که برای عضویت لازم است قابلیت و تمایلی است که ما هرگز نمی توانیم اندازه گیری کنیم . در واقع حق قضاوت راجع به دیگران بر ما حرام شده است.:240و241
دلسوزی سخاوتمندانه نسبت به معتادی که در رنج است بسیار شفابخش تر از بکاربردن قضاوت مجانی در مورد اوست.ص:241
*تواضع
اصل تواضع به ما یادآور می گردد که ما خدا نیستیم و نمی توانیم پیش بینی کنیم که یک معتاد تا چه اندازه برای شنیدن پیام آمادگی دارد . ما باید ترس و گیجی خودمان را در اولین مرتبه حضور در جلسات به خاطر بیاوریم . ما نیازمند به کمک و تشویق یکدیگر هستیم ، نه انتقاد و طرد
آگاهی از نواقص شخصیتی خودوقتی با تواضع همراه باشد ، به ما کمک می کند که روزهای اولمان را بیاد بیاوریم . پذیرا شدن خود که اغلب با فروتنی همراه است ما را از اینکه دوباره دیگران با سخت گیری قضاوت کنیم دور نگه میدارد.ص:241
*گمنامی
گمنامی اصلی است که بـــه باز بودن جلسات بـــه روی همه و خوشآمدگویی یکسان به تمامی شرکت کنندگان کمک می کند . ان.ای هیچ طبقه بندی برای عضویت قائل نیست و به هیچ وجه عضو درجه دو در ان.ای وجود ندارد . وجه مشترک در ان.ای بیماری اعتیاد است و همگی ما اعضای ان.ای بطور مساوی در تیر رس و خطر هستیم . سهم همگی ما در استفاده از حق بهبودی مساویست.ص:241و242
رعایت اصل گمنامی ، به ما یادآوری می کند که اهمیت هیچ عضو یا گروهی به اندازه پیامی که ما حامل آن هستیم ، نمی باشد . اینکه ما برای عضویت فقط یک شرط قائل شده ایم ، تضمین می کند که هیچ معتادی نباید بمیرد بدون آنکه به او یک شانس برای بهبودی داده شده باشد . ما سپاسگزاری خود را از مساوات و آزادی که در دوران بازیابی به ما ارائه شد از طریق خوش برخوردی با هر معتادی که اشتیاق به قطع مصرف دارد ابراز می کنیم.ص:242
این سنت تنها لازمه عضویت را در قلب یکایک اعضاء یعنی جایی که هیچ فرد دیگری ار آن خبر ندارد مخفی کرده است.ص:242
ما لازم نداریم که بجای دیگری تصمیم بگیریم . ما وقت و انرژیمان را صرف این نمی کنیم که چه کسی باید برود و یا چه کسی مستحق کمک است . بجای همه اینها ، عاشقانه و با تمام وجود ، هر کمکی از ما برآید در اختیار معتادانی که به قصد نجات یافتن از این بیماری به انجمن معتادان گمنام قدم می نهند ، می گذاریم.ص:242و243
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

مقدمه کتاب :
 
)- چگونگی عملکرد
2)- معتادان گمنام/چگونگی عملکرد/مترجم:کمیته ترجمه-تهران:ترقی1383
3)- چاپ:مرکز پیام
4)- لیتوگرافی:نوین
5)- نوبت چاپ:اول
6)- با همکاری:نشر ترقی
7)- شابک:8-9-92708-964
8)- مقدمه
9)- ما متوجه هستیم که چه بصورت مکتوب و چه در کلام ، ارزیابی و مورد بررسی قراردادن مراحل"بازیابی"تنها به صرف آن که مسئله ای فردی و
10)- خصوصی است برای همه افراد مفهومی یکسان نخواهد داشت.چ.ع.ق.ج-ص:1
11)- *بازیابی:بازگرداندن آنچه که بصورت ظاهری تغییر یافته ، از شکلی به شکل دیگر و یا از حالتی به حالت دیگر بدون تغییر در
12)- محتوای آن.
13)- قدم ها و سنت ها دارای یک برداشت شخصی می باشد: یعنی عملکرد این برنامه کاملا شخصی و کاملا بستگی به قدرت اجرائی و برداشت
 14)- ما از بازیابی دارد .بصورت کاملا شخصی.
15)- به عنوان یک عضو در معتادان گمنام جایگاه بسیار ارزشمندی دارید.چ.ع.ق.ج-ص:2
16)- *توجه به سنت 9(ص:299)و مفهوم دوم (اختیار نهائی با گروهها می باشد) و مفهوم ششم(وجدان وسیله ایست روحانی)
17)- هدف اصلی ما رساندن پیام به معتاد در حال عذاب می باشدچ.ع.ق.ج-ص:2
18)- *سنت پنجم(هر گروه تنها یک هدف دارد،رساندن پیام به معتادی که در حال عذاب است)
19)- *چگونه همه چیز ممکن می گردد.؟

20)-این هدف،به وضوح وبا قدرت و بـــه تنهائی در وجدان جمعی ما به عنوان تنها چیزی که حقیقتاً مهم است،نقش گرفته.به همین دلیل همه
21)- چیز ممکن می گردد و معجزات به وقوع میپیونددچ.ع.ق.ج-ص:2
22)- *مفهوم ششم:وجدان گروهی وسیله ایست روحانی برای دعوت از خداوند مهربان تا بر تصمیمات ما تاثیر بگذارد.
23)- دلایلی که به واسطه آن برنامه ما کار می کنند بسیارند که اهم آن در وجود یکایک ما، در رابطه ما با یک نیروی برتر ، در قلب و ذهن مان و
24)- در معرفت و بینش دسته جمعی اعضایمان نهفته است.چ.ع.ق.ج-ص:3
25)- *
*
26)- *
27)- *چگونه ما جوابها را دریافت می کنیم.؟
28)- مطالب را با دوستان خود ، راهنمای خود و افراد دیگری کـــه شما راهنمای شان هستید به مشارکت بگذارید.اینگونه است که ما جواب
29)- های خودمان،نیروی برتر خودمان و راه بازیابی شخصی مان را پیدا میکنیم.
30)-هدف قدمها، دعوت از اعضاء به پیمودن مسیر بازیابی و همچنین استفاده از آن بعنوان یک درک شخصی از اصول روحانی دوازده قدم انجمن
31)- معتادان گمنام می باشد.چ.ع.ق.ج-ص:4
32)- بازتابی از بیداری روحانی قدم دوازدهم.چ.ع.ق.ج-ص:4
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

مقدمه کتاب :
 
1)- راهنمای کارکرد قدم
2)- راهنمای کارکرد قدم / نویسنده کمیته نشریات خدمات جهانی(ان-ای):مترجم:کمیته ترجمه – تهران:کوزران1383
3)- 98ص:22ط29س م
4)- ISBN:964-93320-1-4
5)- فهرست نویسی بر اساس اطلاعات فیپا.
6)- عنوان اصلی:
7)- The narcotics anonymous step working guides.
8)- Narrcotics Anonymous
9)- 1-انجمن جهانی ان.ای.2-معتادان – توانبخشی.3-دوازده قدم.(برنامه خودیاری).
10)- الف:کمیته ترجمه-،مترجم.ب:انجمن جهانی ان.ای.دفتر خدمات
11)- Narcotics Anonymous word service office.
12)- 25ر/5801HV                863203/616
13)- کتابخانه ملی ایران          2437-83م
14)- راهنمای کارکرد قدم
15)- مترجم:کمیته ترجمه
16)- لیتوگرافی ::نگین
17)- نوبت چاپ : سوم 1383
18)- تیراژ :5000 نسخه
19)-ناشر : انجمن ان.ای جهانی
20)- باهمکاری : نشر کوزران
21)-شابک : 4-1-93320-964        ISBN:964-93320-1-4
22)- مقدمه
23)- ایده نوشتن این کتاب از لایه های درونی انجمن معتادان گمنام نشات گرفته است. در سالهای آغازین دهه 1980 جزوات و دفترچه های
 24)- متفاوتی از کارکرد قدم های دوازده گانه متعلق به اعضاء به دستمان رسید که همگی نیز دارای یک درخواست مشترک برای انتشار یک راهنمای کارکرد 25)- قدم استاندارد بود تا کل انجمن ان.ای بتواند برای کارکردن دوازده قدم از آن استفاده کند.انجمن تقاضا داشت تا این پروژه در لیست اولویت های
26)- کاری کنفرانس مربوط به کمیته نشریات خدمات جهانی ان.ای WSCLC)) قرار گیرد.در نتیجه نهایتا خدمات جهانی به WSCLC اعلام نمود تا این
 27)- پروژه را در کنفرانس سال 1995 آغازنماید.ر.ک.ق.ص-VII
28)- تیتر کاری این پروژه برای چند سالی راهنمای نوشتن قدم بود . اگر چه ما بعدا تشخیص دادیم که لغت نوشتن برای اعضایی که قادر به
 29)- نوشتن نباشند یا نوشتن را به عنوان راهی برای کارکرد دوازده قدم انتخاب نکنند ، ایجاد محدودیت می کند . بنابراین نام آن را به راهنمای کارکرد قدم 30)- تغییر دادیم.ر.ک.ق.ص-VII
31)- قسمت مربوط به شرح قدم ها برای این است که افکار ما را در مورد سوالات برانگیزد ، نه اینکه چیزی به ما درس دهد.ر.ک.ق.ص-VII
32)- کتاب راهنمای قدم مکمل کتاب چگونگی عملکرد است که شامل بحث جامع و کاملی در مورد هر یک از دوازده قدم
33)- می باشد.ر.ک.ق.ص-VII
34)- اگر کلمه یا جمله ای در کتاب برایمان نامفهوم و یا نا آشنا است مجاز هستیم تا از لغت نامه استفاده کنیم.ر.ک.ق.ص-VII
35)- این راهنما جهت استفاده اعضاء ان.ای در مراحل مختلف بهبودی می باشد ، چه اولین بار باشد که قدم کار می کنیم ، چه مدتها باشد که
 36)- قدم ها را زندگی کرده و آنها را سر لوحه زندگی خود قرار داده باشیم . این کتاب با این نیت نوشته شده که هم به درد تازه واردان بخورد و هم به
 37)- اعضاء با تجربه کمک کند تا درک عمیق تری از دوازده قدم داشته باشند . به هر اندازه که ان.ای از لحاظ تعداد ، تنوع و طول مدت پاکی رشد می کند ، 38)- به همان نسبت به نشریاتی نیاز دارد که بتوانند به انجمن کمک کند ، نشریات هم باید همگام با انجمن رشد کند.ر.ک.ق.ص-VII
39)- اگر چه سعی کردیم در نوشتن این راهنما تا حد امکان رک و جامع باشیم ، اما به این نتیجه رسیدیم که هرگز قادر نخواهیم بود که تجربه
 40)- کلیه اعضاء در رابطه با قدم ها را پوشش دهیم . در واقع ، حتی اگر فکر می کردیم که این کار امکان دارد باز هم سعی نمی کردیم این کار را انجام
 41)- دهیم . این کتاب شامل راهنمای کارکرد دوازده قدم جهت نیل به بهبودی است و شامل خود بهبودی نیست . بهبودی فقط در تجربه شخصی هر یک از 42)- اعضا در کارکرد قدم ها یافت می شود.شما می توانید طبق دلخواه خود به مطالب این راهنما بیفزایید ، از آن کم کنید ، یا همانگونه که هست از آن
 43)- استفاده کنید . حق انتخاب با شماست.ر.ک.ق.ص-VII
44)- احتمالا فقط یک طریق نادرست برای استفاده از این راهنما وجود دارد : و آن به صورت انفرادی و تنهاست . ما نمی توانیم بیش از حد بروی
 45)- اهمیت کارکرد قدم ها با یک راهنما تاکید کنیم . در واقع در انجمن ما راهنما به عنوان اولین و بهترین گزینه جهت کارکرد قدم ها بشمار
46)- می آید.ر.ک.ق.ص-VII
47)- مطالعه کلیه اطلاعات در دسترس در مورد قدم های دوازده گانه ، هرگز به تنهایی قادر نیست که منتج به تغییر واقعی در زندگی ما و
 48)- رهایی از بیماریمان گردد . هدف ما این است که قدم ها را جزئی از وجود خود کنیم . جهت انجام این کار باید آنها را کار کنیم . در این راه می توانیم
 49)- از راهنمای کارکرد قدم استفاده کنیم.ر.ک.ق.ص-VIII
50)- مانند تمامی نشریات ان.ای این کتاب هم توسط معتادان و برای معتادان نوشته شده است.ر.ک.ق.ص-VIII
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #9 : 03 نوامبر 2010، 09:12:16 am »

دلایل حال خرابی - حال خراب برای من - من چرا حالم خراب می شود - چگار کنم که حال دیگران را خراب نکنیم - اگر حالم خراب است چه می توانم بکنم ...
اینها سوالاتی بود که دیروز بعد از چند مرتبه تماس با رحیم برایم پیش آمده بود
بیکاری یکی از مهمترین دلایل حال خرابی برای ما است
چرا ؟
چون تمام چراغ قرمزهای من هنگام بیکاری روشن می شود
اولا تنهایی
دوما خستگی
سوما قضاوت از خود
چهارم توجیه و انکار
پنجم ...
آنقدر موارد زیبا و مورد اعتباری در این برنامه وجود دارد که گاهی اوقات آدم از شنیدن موارد تکراری آن خسته می شود
آنقدر موارد ساده و راحت عنوان شده اند که قبول آن برایمان سخت و تقریبا غیر قابل باور می شود
جالبه که بدانید من کمتر پاراگرافی را در کتاب چگونگی عملکرد دیده ام که در آن کلمه زندگی بکار برده نشده باشد
جالب است بدانید که در ترازنامه قدم دهم این مسئله رابارها و بارها برایمان تکرار کرده است که منظور ما از گرفتن تراز از خود زندگی کردن به روش انسانهای سالم می باشد . فقط برای امروز را یاد بگیریم و در العان زندگی نمائیم.
خیلی جالب است که بدانید تحقیقات نشان داده اگر ما در جایی نشسته باشیم و تمام تمرکز فکری خود را بروی ورزش خاصی متمرکز کنیم دقیقا به اندازه یک ورزشکار در حال انجام آن ورزش انرژی مصرف می کنیم و به شدت ضعیف می شویم .
چون یک ورزشکار فقط یک ورزش را انجام می دهد در صورتی که ما چندین ورزش و هنر را با هم تلفیق کرده و آن را انجام می دهیم.
قبلا هم متذکر شده ام...
اگر می خواهم بیماری کسی را برآورد و اندازه گیری کنم بهتر است که تفکر او را بشناسم و اصطلاحا ببینم چقدر کله می زند...
دیروز رهجوی من با من تماس گرفت
قرار برای شب که باو کار کنم
و من هم بهشدت در مقابل آن عمل مقاومت کردم.
دلایل آن بسیار ساده و راحت بیان می شود...
وقت شناسی و ارزش گذاشتن برای آن
وفای به عهد و تعهد متقابل داشتن
اشتباه نگرفتن راهنما را با سطل آشغال
انتظارات نابجا نداشتن و منطقی عمل کردن
اینها دلایلی بود که بنده به شدت با ایشان برخورد کردم
بهد از چهار سال و هشت ما در برنامه بودن این رهجو هنوز تعهد را یا نگرفته است
هنوز متوجه جایگاه خود و کاری که به دوش خودش گذاشته می شود آگاه نیست
ایشان ساعت تماس هر روزه شان ساعت هفت و نیم تا نه صبح می باشد
اگر ساعت ده تماس گرفت و با صدای خواب آلوده ای که از آن خستگی خواب بیشتر از اندازه مشخص باشد چه باید کرد و چه باید گفت...
دوستان عزیز برای ادامه مطالب با من صحبت و مشارکت نمائید
در اشتیاق شنیدن نظرات شما هستم
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #10 : 03 نوامبر 2010، 09:13:28 am »

اینها رو دوست عزیزم آقای مسعوود خان برای جواب این پست مرقون فرمودند :
.
.
.
سلام اقا رضا :

سر صبحی خدا رحمت کنه همه ی  اموات  رو  علی الخصوص : یه پدر بزرگ داشتم ،یکی از نصیحت هاش این بود  که بابا :کله ی ادم بیکار خونه ی شیطونه .واسه همین  خدا بیامرز تا زنده بود حتی در دوران کهولت سن ،صبح  ها نماز  رو در مسجد میخوند  میومد خونه صبحانه میخورد و میرفت دم مغازه یه بنده خدایی که میوه فروش بود و البته بقالی هم بود .مینشست تا ظهر بادوم میشکست و پوست میگرفت .این شعر رو هم خیلی با حال و زمزمه ی قشنگی میخوند سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود
طلب از گمشدگان لب دریا می کرد
مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تایید نظر حل معما می کرد
دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست
و اندر آن آینه صد گونه تماشا می کرد
گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد
گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند
جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد
(بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد)
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست
گفت حافظ گله ای از دل شیدا می کرد
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #11 : 03 نوامبر 2010، 09:29:56 am »

چند روز پيش اتفاق جالي براي من افتاد
من از روز اول ورود به برنامه تمام مطالعات خارج از چهارچوب دوازده قدم را متوقف كردم
تمام مجلات و حل كردنهاي جدول را به دور انداختم
سعي كردم كه خودم را از دنياي ساخته شده قديمم دور كنم
تمام فيلمهايي كه جمع كرده بودم به دور انداختم
تمام تمركز خودم را به كتابها و مطالب انجمن متمركز كردم
بعد از مدتها
حافظه من شروع به ضعيف شدن كرد
و بعد از مدتي ديگر رنجشهاي من كم رنگ شد
چون ديگه چيزي تو حافظه من نمي موند
چون ديگه هيچ چيزي براي من اهميت نداشت كه تو اون رابطه كار كنم
اما حالا بهد از سه سال تو برنامه بودم شروع به آشتي با محيط دوروبرخود كرده ام
حافظه من برگشته
و رنجشهاي من زياد شده
تمركزم زياد
وكنترلم افراطي شده
و...
پيام بذاريد تا با هم راجع به اين مطلب صحبت كنيم
راهكارهايي كه بدست آوردم
مطالب جالبي كه دلم مي خواد آن را با شما در ميان بذارم
پس با هم در تماس باشيم..
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #12 : 03 نوامبر 2010، 10:16:36 am »

ترانه ، اي ترانه زيبا:
ميدوني كه بيماري اعتياد چيه ؟
بيماري اعتياد بيماري است كه از گردن به بالا است وگرنه از گزدن به پايين ما مانند ساير حيوانات هستيم و هيچ گونه تفاوتي با ديگران نداريم.
ترانه مهربان:
اگر كسي راجه به سن و سال تو ازت سوال بكنه تو فكر مي كني چه جوابي بايد بدهي؟
اگر تو سريال يوسف را نگاه كني دلت مي خواد نقش كداميك از آن اعضاء را داشته باشي و يا كدام شخصيت براي تو جالب تر است و تو را بيشتر به سمت آن جلب مي كند؟
ترانه :
آيا راجه به تفكر معتاد وار كه من در اوائل ورودم به اين وبلاگ توضيح دادم مطالب را مطالعه كرده اي...
خواهش مي كنم نه يك بار ، نه ده بار بلكه بارها و بارها ، روزانه پيش خود تكرار كن كه من انساني هستم فراتر از شما ، داراي روحي بزرگ با بخشش فراوان ، محبت بيدريغ و به پشتوانه قدرتي كه تا كنون من را پاك نگهداشته زندگي مي كنم ...
هر روز و هرروز اين را پيش خودت تكرار كن.
هر روز و هر روز اين را تمرين كن.
من توي همين بلاگ راجه به بيماري اعتياد يك نظر رك و صريح را نقل قول از يكي از بچه هاي انجمن با بيست و دو سال پاكي دادم.
من تاييد همان نظر را از ديدگاه يك پروفسور روانكاو كه در حدود چهل سال در كار ترك معتادان آمريكا مي باشد تاكديد كردم.
عزيزم:
بيماري ما بيماري توهم و انكار است.
ما بيشتر مي فهميم ، ولي عملكرد نداريم.
ما بيشتر مي خواهيم ، ولي به زمين چسبيده ايم.
ما از ديگران انتظار داريم ، ولي خودمان انتظار ديگران را برآورده نمي كنيم.
ترانه من:
سن پاكيت را برايم بنويس ، چند قدم كار كرده اي ، از روي كدام كتاب كار مي كني ، با چه انجمن هاي دوازده قدمي ديگر ارتباط داري و آنها را پيگيري مي كني ، و از همه مهمتر فيلمي را در تلويزيون كانال چهار ايران قسمت ماوراء پخش كرد به نام راز(The Secret) . خواهش مي كنم به مدت يك ماه هر روز موقع بيدار شدن و هر شب موقع خواب رفتن حتما آن را گوش كن تا ضمير خودآگاه و ناخود آگاهت تو را بهتر هدايت كند و انتظاراتت برآورده شود.
به خدا خوشحالم از اينكه دوستان خوبي دارم ، بي اشگل ، همه شمارا دوست دارم.
رضا-بيل
از: ناحيه ده ايران - كميته محلي چهار(مشهد)
 
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #13 : 03 نوامبر 2010، 10:17:07 am »

پيچيده ترين قدم به نظر من ، قدم يكم است .
هر چه بيشتر در برنامه فرو مي رويم بيشتر با اين قدم آشنا مي شويم.
جالب است كه بدانيم :
بيشتر از دويست و پنجاه انجمن دوازده قدمي وجود دارد كه به صورت فعال در دنيا دارند خدمات خود را به بيماران خاص خود ارائه مي كنند مانند : نيكوتيني ها ، الكلي ها ، سكسي ها ، معتادان ، هروئيني ها ، همجنس بازها ، كراكي ها ، بدهكاران ، شرم گينان ، منزوي ها و ...
دليل تمام اين انجمن ها و تفاوت اين انواع بيماري در حقيقت كاركردن قدم يك براي تمام بيماران آن انجمن مي باشد.
علت پيچيده بودن قدم يك اين است كه در خود كتاب چگونگي كاركرد قدم نيز متذكر شده :
ما بعد از سالها پاكي باز هم احساس مي كنيم كه بايد اين قدم را مجددا كار نماييم.
اگر به طور دقيق و واضح به آن نگاه كنيم متوجه اختلاف آنها مي شويم.
قدم يكم ، قدم بيماري...
قدم دوم ، قدم اشتباهات بيماري...
قدم سوم ، قدم چنگ زدن به نقطه يا جايي تحت عنوان نيروي برتر به خاطر پر كردن خلاء روحاني جايگزيني بيماري...
قدم چهارم تا قدم هفتم در واقع من كي هستم و چه كرده ام ، چه مي كنم ، مي خواهم چه بكنم است.
تكامل ما از قدم چهارم شروع مي شود و اين روند ادامه دارد تا اينكه به قدم هفتم مي رسيم.
در خود كتاب روابط عمومي و همچنين از اعضاء قدمي مي شنويم كه در كتاب پايه ما از الكلي ها تشكر كرده است و تفاوت ما را با آنان در دوچيز ميداند...
الكلي ها بيل ويلسون را به عنوان پيامبر ترك بيماري الكليسم(الكليزن) مي شناسند.
خود بيل ويلسون ندعي اين است كه خدا پدر دو انجمن آكسفرد گروه و كاليفرنيا را بيامرزد.
گروههاي آكسفرو و كاليفرنيا 4 قدم و شش قدم داشتند.
بيل ويلسون قدمهاي دوازده گانه الكلي ها را از روي آنها وام گرفت.
آمار نشان مي دهد كه خروجي ما با آن دو گروه يكسان است.
و...
و...
و...
پس ما مشكلمان را در يك قبول مي كنيم و مشكلات ديگر را در آنجا حل مي كنيم .
در حقيقت اين قدم قدم عجز ما راجه به مواد مخدر مي باشد.
متشكرم.
رضا-بيل
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #14 : 03 نوامبر 2010، 10:18:36 am »

هميشه خدا من يك شعري رو بصورت روزانه البته نه با زمان بندي مرتب بلكه مثل يك ورد يا يك دعا و يا چيزي كه از ذهنم ميآد و ميره پيش خودم تكرارش مي كنم.
مولانا ميگه :
هيچ گندم كاري و جو بر دهد؟                   ديده اي اسبي كه كره خر دهد؟
تا همينجاي مثنوي كافي است...
بخدا مفهوم اين بيت كه بارها و بارها من را تكان مي دهد فقط يك چيز بوده
قوانين سه گانه نيوتون...
1)هيچ انرژ‍ي نيست و نابود نمي شه بلكه از حالتي به حالت ديگه تبديل مي شه.!.
2)به اندازه فشاري كه شما به يك جسم وارد مي كنيد ، آن جسم هم بر شما فشار وارد مي كند.!.
3)اگر نيرويي بر جسمي وارد شود آن جسم نيرويي انتقال مي دهد برابر خود آن نيرو و در خلاف جهت آن.!.
آيا دنيا غير از اين سه نيرو مي باشد و آيا محيط اطرافمان غير از آن را جواب ميدهد.
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست
 

این صفحه در 0.1 ثانیه 20 نمایش داده شد.