انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

خداوندا کمکم کن تا به دیگران کمک کنم...
.
از تو تقاضا دارم به من کمک کنی تا بتوانم به قشنگ ترین لغات فکر کنم و به زیباترین الطافی که می توانم انجام دهم تا روز را روشنتر کنم
خواهش می کنم به من کمک کن تا بتوانم به معنی واقعی یک انسان باشم و هر وقت شخصی با محبت و افکارش بطرف من می آید از تو استدعا دارم به من کمک کنی تا بتوانم به حرفهایش گوش کنم و ترتیب اثر دهم
و هر وقت شخصی به عنوان کمک و شراکت به طرف من می آید ، کمکم کن استحقاق آنرا داشته باشم و ـا آخر باو وفادار بمانم و همیشه در زندگی سخاوتمند باشم و از تو می خواهم به من قدرتی عطا کنی که اگر کسی از من کمک خواست به او کمک کنم
همانطور که تو به من کمک کردی هر گاه که به تو احتیاج داشتم
.
قانون #62



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: برداشتهای شخصی از کتاب....  (دفعات بازدید: 5109 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
برداشتهای شخصی از کتاب....
« : 22 اوت 2011، 11:33:26 am »

سلام ،
خوبه شاید مطالب که تو این فصل هست نشوندهنده علمی بودن برنامه ما باشه که فعلا متاسفانه خیلی از بچه ها فقط تجربه رو قبول دارن نه علمی بودن برنامه رو و همچنین شواهددیگه هم برای این مطلب وجود داره که بجاش با هم صحبت خواهیم کرد ...
.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : برداشتهای شخصی از کتاب....
« پاسخ #1 : 22 اوت 2011، 11:34:05 am »

نظریه یک پزشک ...
1)- "
در میان گذاردن این ایده ها با الکلی های دیگر قسمتی از بهبودی او را تشکیل میداد" . ص:23
.
2)- "
این مردان در واقع قادرند راه حلی برای هزاران مورد از مواردی که گفته شده عرضه کنند" . ص:24
.
3)- "
مائیکه از شکنجه الکلیسم رنج برده ایم باید بدانیم که جسم الکلی هم مانند افکار او کاملا غیر طبیعی است . وقتی که به ما می گفتند  در کنترل مشروب خواری ،
   
         درست کنار نیامدن با زندگی[/r]   ،
            فاصله زیاد با واقعیت ها[/r]  و یا
            مغز معیوب ما بوده است[/r]   ،
            برایمان قابل قبول نبود[/r]" . ص: 24   
.
4)- "با آنکه راه حل ما زمینه ای روحانی و همچنین انسانی دارد اما ما برای بیماری که شدیدا متشنج است و یا افکارش غبار آلود است بیمارستان و بستری شدن را مناسب می دانیم .
در بیشتر مواقع بیرون آوردن مغز الکلی از حالت غبار آلود امری حیاتی است زیرا در این صورت شانس بیشتری برای درک و قبول پیشنهاد ما خواهد داشت" . ص: 24
.
5)- .
ص :‌ 25
.
6)-
از خود گذشتگی ، در کار نبودن هر گونه انگیزه انتفاعی و احساس همبستگی آنها واقعا برای من که سالهاست در رشه مداوای الکلی ها زحمات کسالت آوری کشیده ام بسیار الهام بخش است .

آنها به خود اعتقاد دارند[/r] و
  خیلی بیشتر از آن به نیرویی ایمان دارند که الکلی های مزمن را از ددروازه های مرگ بیرون می کشد [/r] . ص : 25
.
.   
« آخرين ويرايش: 22 اوت 2011، 11:38:07 am توسط رضا - بیل »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : برداشتهای شخصی از کتاب....
« پاسخ #2 : 22 اوت 2011، 11:39:29 am »

نظریه یک پزشک ...
1)- "
در میان گذاردن این ایده ها با الکلی های دیگر قسمتی از بهبودی او را تشکیل میداد" . ص:23
.

   

[/q][/q]
 
 
تجربه :
.
1)- یادم نره که خیلی مهمه مشکلات امروزم رو با راهنما و دوستان بهبودی در میون بزارم ، چون این ایده قسمتی از بهودی منو انجام می ده و اگر ما روند برنامه وبهبودی رو مانند پازل در نظر بگیریم ، این تکه ای از پازل است که قطعات دیگر اون رو جور چین می کنند و حتما ، حتما باید این کار رو انجام بدم . تجربه نشون داده که می تونیم روشی شخصی برای این کار پیدا کنیم ، مثلا با دوستی بهبودی که نمی شناسیم و بعنوان تجربه از اون راهکار بگیریم و یا در مشارکت های روزانه در جلسه این عمل را به سر انجام برسونیم و با اینکه از تجربیات راهنما در این زمینه استفاده کنیم و به او اعتماد داشته باشیم . "پنج تا کار روزانه ، یکیش اینه ..."
« آخرين ويرايش: 22 اوت 2011، 11:51:24 am توسط رضا - بیل »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : برداشتهای شخصی از کتاب....
« پاسخ #3 : 22 اوت 2011، 11:41:37 am »

نظریه یک پزشک ...
.
2)- "این مردان در واقع قادرند راه حلی برای هزاران مورد از مواردی که گفته شده عرضه کنند" . ص:24
.
  .
   
2)- ما باید قبول کنیم که این برنامه دوازده قدمی کامل ترین و بی نقص ترین برنامه ای ائیه که به ما کمک می کنه "حداقل تا راهکار جدیدی برا ما پیدا نشده و یا نقطه ای که بتونیم به اون اعتماد بکنیم " ، تا کنون مطابق آماری که اعلام شده بیشتر از سیصد و پنجاه انجمن دوازده قدمی وجود دارد که می تواند به آنها و میلیونها نفر نیازمند به این انجمن کمک کند ، پس اگر به اونها در زمینه های دیگه هم کمک کرده مطمئنا برای من هم امروز کار میکنه ، س..ک..س ، سیگار ، پول ، مشروبات ، وابستگی ، همبستگی ، الکل ، هروئین ، پرخوری و . و . و هزاران مورد از این دسته ...
ایمان و اعتماد به برنامه و بکارگرفتن آن مطابق قدم اول تا سوم در باره هر کدوم از نواقص اخلاقی " قدم ششم و هفتم " به ما به شدت کمک می کنه که حداقل راهکاری هر چند ساده برای اون داشته باشیم و به مرور می تونیم از اونها استفاده کرده و راه کارهای جدیدی را بدست بیاریم ...
قبول این برنامه اولین شرط توهمی اینکه من می تونستم رو از جلو چششمون پاک می کنه و به دومین اصل که ما می تموانیم می رساند . قبول کن و حرکت کن تا این ایده دکتر ویلیام . د. سیلک ورث در مورد قادر بودن ما بر یافتن راهکاری برای هزاران درد از این دسته تحقق یابد ...
« آخرين ويرايش: 22 اوت 2011، 11:42:48 am توسط رضا - بیل »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : برداشتهای شخصی از کتاب....
« پاسخ #4 : 22 اوت 2011، 11:48:33 am »

نظریه یک پزشک ...
.
3)- "مائیکه از شکنجه الکلیسم رنج برده ایم باید بدانیم که جسم الکلی هم مانند افکار او کاملا غیر طبیعی است . وقتی که به ما می گفتند  در کنترل مشروب خواری ،
   

        درست کنار نیامدن با زندگی  ،
            فاصله زیاد با واقعیت ها
و یا
            مغز معیوب ما بوده است   ،
            برایمان قابل قبول نبود" . ص: 24   
.
[/r]
3)- در حقیقت شاید بتوان دلیل موفقیت این برنامه را نسب به دیگر انجمن های دوازده قدمی همین بند دانست ، ویار و فعالیت جسمی بیمارگونه ما که هماهنگی شدیدی با روح و روان ما دارد و ما را بعنوان بیماران دوازده قدمی مجبور به قبول یک سری از پیشنهادات و تفکر در مورد یک سری واقعیات می کند ، قسمت جسمی بیماری من در مورد افراط و تفریط بیماری و حرکاتی اشتباه در اجتماعی که در آن زندگی می کنم مانند محل کار ، منزل ، انجمن و جلسه می باشد ، تو با خواندن سه رشته مختلف و هنوز تثبیت نشدنت داری اینو به نمایش می ذاری و من با ارسال بیشتر از 1850 ارسال و با فشارهای بدنی و عصبی که باعث شده امروز استراحت کامل ندارم و تفکر و تعقل و زندگی من تحت فشارهای  عصبی و روانی نظم ساعت است و باید برای آن حالت تعادلی پیدا کنم . باید بتوانم بااین مشکلات امروز کنار بیایم .
شاید این تعریف دقیق ترین تعریف در مورد اعتیاد می باشد :
بیماری که دو مولفه کاملا شاخص دارد :
الف ) – هر کسی که زمان را دستکاری کند و قصدش این باشد که سریعتر از موعد به نتیجه برسد و یا رهی کوتاهتر را بپیماید را 50% این بیماری می توان به او چسبانید . مثال واضح این متن ، رد شدن از چراغ قرمز ، در انتظار بودن همیشه برای اینکه بتوانیم زمان را سپری کنیم و آنهم به سختی ، و یا اینکه نمی توانیم از کنار هر چیزی بی تفاوت بگذریم و همیشه در گیر زمان هستیم و دوست داریم از آن رد شویم برای همین خوشی های  ما کوتاه و دردهای ما طولانی است و همیشه کینه های طولانی مدت و دعوا های زمان دار به انجام می رسانی ...
راهنمای من این مساله رو باین موضوع تکمیل می کنه : " ما انسانهایی هستیم که با پاهای کوتاه به دنیا آمده ایم و این برنامه دوازده قدمی کمک می کنه که به تدریج هر دوتا پای ما با تناسب برسند ، اگر با کسی که کار می کنیم و یا با کسی زندگی می کنیم اشخاصی باشند که تحت تاثیر این برنامه نباشند "کار نکنند " ، و یا بیماری را از طریق ما به آنها منطقل شده باشد و به سمت بهبودی پیش نروند ، ما همیشه لنگ می زنیم ، یعنی یک پای ما به رشد خود ادامه می دهد ولی پای دیگر نا رشدش متوقف خواهد شد ...
ب)- لذت های زندگی بسیار عمیق تر از این هایی است که ما برای آنها تلاش می کنیم ، مثلا : مصرف مواد ما را سریعا به اون خلسه مورد نیاز می رساند ، غم و درد و انزوا و انزوا طلبی ما را از رشد اجتماعی دور می کند ، فرار از واقعیت و .... هزاران موقعیت اینگونه . در صورتی که ما می دانیم اگر نتانیم به رشد اجتماعی برسیم بازهم ما انسانهایی ناقص و با استناد به بند اول 50% تتمه این کار باعث 100% بیماری در ما می شود ...
.
حقیقت مطلب بسیار پیچیده تر از اینی است که در این پاراگراف جای بگیره ، این مطلب در حقیقت می خواد بگه شروع قدمها رو باید با چند تا فاکتور مهم شروع می شه :
الف : قبول عجز مان و دیدن ایرادها در خودمان
ب : اینکه ما به تنهایی قادر نبودیم این مساله را حل کنیم
ج : تنها راه نجات ما نیروی برتر است  ، اگر و اگر تنها از او بخواهیم

این سه تا وعده و یا به قولی توهم مصرف کنندگان و لغز کنندگان است که در صفحه نود و یک کتاب الکلی ها ازش اسم برده است و برای اون راهکارهای ساده ای پیشنهاد داده ...
.
اول از همه انکه برای وارد شدن به جلسات باید حتما چندین ساعت از زمان مصرفش گذشته باشه که دلیل اونم واضحه ، مصرف مواد یا الکل یا ه کدوم از نواقص مانند خود آزاری و یا دروغگویی و یا ... که هرکدوم برای ما نقش خداوند یا همون نیروی برتر رو بازی می کنه و چون اون در حالتی که ما درگیرش هستیم غالبتر از نیروی برتر جلساته ، تو همینجا هم می تونی قدرت الکل شاه "به روایت کتاب لاتینش " رو ببینی .
دوم از همه باید متوجه باشی که برای چی به جلسات می آیی ، یعنی در حقیقت برای آمدن باید عجز داشته باشی که برای هر کسی به نوعی اتفاق می افته ، من خودم بخاطر مصرف الکل/مواد به جلسات نیومدم بخاطر این آمدم که دیدم با اجتماع دوروبرم مشکلاتی دارم که کسان دیگر که شرایط یکسان و مساوی با من رو دارند این حالت درآنها صدق نمی کنه ، چرا من با پدر و مادرم مشکل دارم ، چرا من نمی تونم خیلی راحا اشتباهات اونای دیگر رو ببخشم ، چرا اینقدر راحت از کنار مشکلات رد می شم و بی تفاوت میشم و درد می کشم و هیچ تلاشی نمی کنم و ...
سوم از همه قبول کنی که راه دیگه ای نداری ، این آخرین راه ممکن و تنها دریه که فعلا بروی تو باز شده ... تا بعدا یک راه جدید پیدا بشه  و اونو قبول کنیم .
.
.
اینکارهارو انجام دادن باید بدونی که همونجوری که خود برنامه هم به تکرار بهش اشاره کرده در حقیقت یک فراینده ، یعنی به یکباره اتفاق نمی افته و آرام ، آرام باید پیش رفت تا به نتیجه رسید و برای همین صبر و حوصله فراوانی هم می طلبه . راجب به بیماری اعتیاد و مولفه ای اون " دوتایی که در هر کسی وجود داشته باشه ما می گیم طرف معتاده ، قبلا صحبت کردم " برای همین هم خیلی خیلی برای ما مشکله که صبر کنیم و نتیجه دلخواهمونو بگیریم ، یعنی این ...
دلیلی که امری حیاتی ، بیرون آوردن مغز بیماران از خالت غبار است برای نکاتی است که اشاره شد ...
و دیگه ؟
.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : برداشتهای شخصی از کتاب....
« پاسخ #5 : 22 اوت 2011، 02:57:36 pm »

 
4)- "با آنکه راه حل ما زمینه ای روحانی و همچنین انسانی دارد اما ما برای بیماری که شدیدا متشنج است و یا افکارش غبار آلود است بیمارستان و بستری شدن را مناسب می دانیم .
در بیشتر مواقع بیرون آوردن مغز الکلی از حالت غبار آلود امری حیاتی است زیرا در این صورت شانس بیشتری برای درک و قبول پیشنهاد ما خواهد داشت" . ص: 24
.

.
4)- در این بند شدیدا توصیه به این است که نباید مساله روحانی رو اونقدر پیش بگیری که از راه انسانیت ور بشی ، در حقیقت به نوعی در کنار هم بودن این ها رو پیشنهاد داده . ما قبول باید یکنیم که امروزه می تونیم فردی دارای جایگاه و موثر در اجتماعمان هستیم ، باید قبول بکنیم که وظایفی از خودمان ، خانواده ، دوستان ، اجتماع و محل کار و زندگی بر دوش ماست و ما باید تا جای ممکن سعی  تلاش مان را در راستای جمع و جورکردن اون صرف کنیم ... اینها حقایقی هستند که باید همیشه مد نظر داشت و از جلو چشممون دورش نکرد تا اینکه مسیر بهبودی رو که توصیه این دوکار را با هم داره بتونیم پیش ببریم وگرنه باز هم لنگ خواهیم شد " قضیه رشد پاها یادته که ؟ " ، اما این نکته رو هم از نظرمون دور نکنیم که شدت و ضعف بیماری در هر کسی به نوعی های مختلف و متفاوت بروز می کنه . حتما تو نباید مصرف کننده باشی و یا تو نباید با الکل آشنا باشی ، خاصیت خود آزاری هم خودش به نوعی تحت تاثیر همین قانون و قاعده اس ، خاصیت افکار پریشان و دیگر آزاری هم و ... "هزاران مورد را مطابق نظر دکتر سیلک ورث می تونیم اینجا بگونجونیم ." ، ضمن اینکه برای هر کسی و هر بیماری هزاران راه برای درمان و افتادن در وادی بهبودی هست و ما نباید بیهوده از همه انتظار داشته باشیم که مسیر ما رو طی کنند و یا اینکه از روش ما جواب بگیرند ، بستگی به درک ، فهم ، موقعیت اجتماعی ، فهم و شعور خانوادگی و شدت و ضعف بیماری ، حتی می توان آب و هوا را هم در این مساله دخیل دانست ، بیماری ما تغییر می کند ...فقط باید به مدت حداقل چند ساعت هم که شده باشد پاک باشد تا بتوانداز جلسات استفاده کند در غیر این صورت ممکن نخواهد بود ...
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : برداشتهای شخصی از کتاب....
« پاسخ #6 : 23 اوت 2011، 09:19:27 pm »

نظریه یک پزشک ...
  .
5)- . ص :‌ 25
.
 از خود گذشتگی ، در کار نبودن هر گونه انگیزه انتفاعی و احساس همبستگی آنها واقعا برای من که سالهاست در رشه مداوای الکلی ها زحمات کسالت آوری کشیده ام بسیار الهام بخش است .

 

5)- شاید پیچیده ترین حرفی که علمی ترین حرف کتاب هم حساب می شود همین تکه باشه که بصورت مستقیم که نکته ای شاره داره که پیچیده ترین نقص یک معتاد/الکلی به اون وابسته اس ...
غرور ، خشم ، ترس ، خود محور ، خود بزرگ بینی ، حس تکامل پرستی و و و ... هزاران نکته که آنها را مجموعا در پن فلت مثلث خود مشغولی می تونی ببینی و مجموع اونو در اونجا به نحو زیبایی تجربه بگیری ...
یک سری برای موردی خاص پیش دکتر روانکاوی رفته بودم که با اون صحبت کنم و اون مختصری در مورد من اطلاعات و آگاهی داشت ، درمورد اینکه من بصورت موقعیتی مشروب و مواد مصرف می کردم و اینکه العان در انجمن حضور دارم باز هم بیشتر از این نه  ... خیلی جالب بود اون نزدیک به چهل و پنج دقیه ای با من صحبت کرد و در انتهای کار وقتی که تمام شد و بلند شدم اولین حرفی که زد گفت آقای فلانی این غرور شماست که باعث شده خیلی از مشکلات امروز سر راهتون قرار بگیره و من از شما دعوت کردم بیایین اینجا چون بیوگرافیتونو خوندم " من اونو تو انجمن قرار داده بودم ولی به دلیل بی احتیاطی مسئول تالار و آدمین اون قسمت بطور کامل از بین رفت ..." ، بهر حال مطلب بسیار جالب بود و فهمیدم که ایرادات من خیلی خیلی پیچیده تر از اونیه که به ظاهر دیده می شه چون در بیشتر مواقع فقط غرور تنها نیست ، ترس بعنوان زیر بنای اون دخالت می کنه ، ترس از اینکه ،‌نکنه پر رو بشه ، نکنه انتظاراتش زیاد بشه ، نکنه نفهمه ، نکنه بازم بخواد ، نکنه ، نکنه ، نکنه و من تو هچل اونم می افتادم که در باره اون تو اشارات قدم سوم بهش اشاره کردم ، مثل اینکه بهت گفتم به دختر کوچولوت بعنوان یک نیروی برتر نگاه کن خودش خیلی از الهامات رو برات داره ...
بله من اونجا متوجه شدم و تو این تالار هم متوجه شدت و ضعف اون در بچه ها شدم که احتیاج به یک روانشناسی اخلاقی برای معتادان/الکلی ها به شدت لازم است وگرنه بازم این ها تبدیل به بچه هایی با جسم هایی بزرگ شده ایم که بسیا خطر ناکتریم ، چون انتظارات دیگران از ما امروزه به خاطر توقعات آنها و خودمان بسیار زیاد است و چون نمی توانیم برآورده سازیم تبدیل به موجودات وحشی و خونینی میشویم که دیگر قابل کنترل و تسلط نیستسم ..." به قول راهنمام تبدیل به سگهای دوبرمن ، با استناد به 12 قدم و هیکل ها و ضعف های اخلاقی که از هر جا بتوانیم گاز می گیریم می کنیم ..."
.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : برداشتهای شخصی از کتاب....
« پاسخ #7 : 23 اوت 2011، 09:21:37 pm »

 
6(
آنها به خود اعتقاد دارند[/r] و
  خیلی بیشتر از آن به نیرویی ایمان دارند که الکلی های مزمن را از ددروازه های مرگ بیرون می کشد [/r] . ص : 25
.
.   
[/r]
6)- یک مورد که در زمان بیماری در بچگی ما رشد زاینده ای داشت و به شدت ما رو تحت تاثیر این بیماری قرار داده این بوده که من افراط و تفریط در عملکرد داشتم "قسمت جسمی و روحی بیماری ما در حالت کلی " ، یا خیلی می خواستم یا اصلا نمی خواستم ، یا خیلی می دادم یا اصلا نمی دادم ، یا خیلی بخشنده بودم یا اصلا نبودم ، یا ... یا ... یا ... می دونی ، اینا دست به دست هم داد تا از من یک شخصیت عجیب درست کرد ، شخصیتی خود خواه ، مغرور و از خود راضی که انتظاراتش از اطرافیان تناسب نداشت و نتونست برای اطرافیانش جایگاه ویژه ای درست بکنه و همه رو با یک چوب می روندم . فهمیدن این موضوع که چرا من یا حرف گوش نمی کنم یا می کنم ، یا فرق نمی ذارم یا به شدت حساس می شم و هزاران ، هزار نوع تفاوت دیگه برای من بیشتر از سی و چند سال تول کشید و تو این مدت دهنم به نحو احسن سرویس شد . راهی هم بلد نبودم فقط می فهمیدم بقیه به اندازه من نمی فهمند و من به اندازه بقیه عملکرد ندارم و همین و همین . تا این که یک نامرد ما رو به این جلسه راهنمایی کرد ، هیچ وقت نمی بخشمش که چه ظلمی و چه سختی به ما رفت . ما همونجور زندگی می کردیم و خبر از عالم بیرون نداشتیم ولی این برنامه پدر منو در آورد و منو خراب زمین زد . مجبور شدم اول از همه قبول بکنم که راهی غیر از این اصول ندارم و باید انجام بدم " تازه بدتر از اون اینکه این برنامه دارای آدمهای احمقی است که روش تجربی رو به روشهای علمی که استنادات این برناه است ترجیح می دهند و این مایه عذاب بیشتر برای من شد و دیگر اینکه درد حاصل از فهمی که این برنامه به آدم می ده کشنده اس و کاش همون روش قدیم ادامه داش... بهر حال فهمیدم که باید هر چی رو یاد دارم کنار بزارم که این کارو رو به مدت سه سال اول و بطور مرتب تکرار کردم و نه فیلم و نه کتاب و فقط نشریات انجمن ها رو خوندم ، فهمیدم که هر چی رو یاد دارم باید به اونهای دیگه یاد بدم تا اونها هم نظراتشونو به من منتقل کنند و بتونیم یک سر جمبندی موضوعی بدست بیارم و این موضوع باعث شد که رهجوهای مختل بگیرم و با آنها قدمهای مختلف رو کار کنم و از همه اینها جالبتر اینکه باید قبول کنم که من مسئولیت کارهایم را مجبورم به عهده بگیرم و راهی دیگه ندارم و به خودم و نیروی برترم اونجوری که شناختمش ایمان و اعتماد داشته باشم تا فط و فقط امروز رو هر جوری که هست مثل یک معجزه طی کنم و اونو رد کنم و واقعا این کار شدنی شد و هنوز ادامه داره و هر روز این معجزه رو می بینم ...
.
.
.
           ................
.....     .....
  ...    ...
    .. ..
      .
     V     
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : برداشتهای شخصی از کتاب....
« پاسخ #8 : 06 سپتامبر 2011، 03:51:42 pm »

نقل قول

....اما بمجرد تحول درونی همان شخصیکه محکوم بنظر میرسید ...........تنها شرط لازم دنبال کردن چند قاعده ساده است
[/q]
[/c]
[/color]
.
.

من فکر میکنم چون خودم رو قبول ندارم هنوز هم نیروی برترم رو قبول ندارم .با اینکه میدونم نیروی برتر من تنها خداست واون میتونه من رویاری کنه اما این مساله رو در ذهنم سرکوب میکنم .این تحول در درون من هنوز هم دستخوش نیروهای مجازی اطرافمه و این باعث میشه که دائما در نوسان باشم .مشکل من اینجاست که از این قواعد فراریم چون احساس میکنم  دست وپاگیر ه واجازه نمیده مثل پیچک به هر طرف که دوست دارم کشیده بشم
« آخرين ويرايش: 06 سپتامبر 2011، 03:55:02 pm توسط رضا - بیل »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : برداشتهای شخصی از کتاب....
« پاسخ #9 : 06 سپتامبر 2011، 04:00:08 pm »

قبول عجز :
بزرگترین گرفتاری وایراد  من در این موردخودخواهی است اینکه هنوز هم سعی میکنم به قول شما متفاوت رفتار کنم نشات گرفته از همین نقصه .من تازمانیکه فکر میکنم بانیروی اراده میتونم هر کاری رو انجام بدم نا خواسته حس خدا بودن رو به خودم منتقل میکنم وخدا عاجز میکنه اما عاجز نمیشه تازمانیکه این حس در من قدرت داره پذیرش عاجزی برام دردناک وسخت میشه .من خود خواه فکر میکنم عقل کل هستم خدای من مواظب من هست اما ممکنه مواظب بچه ی من نباشه پس دست بکار میشم وخودم نقش خدا روبازی میکنم واین باعث میشه کنترل کنم ودائما ضربه ببینم /باخودم میگم فلانی اگه میتونست مشکلش رو خودش حل میکرد دلیلی نداره مسائل زندگیم رو براش باز کنم چون فکر نمیکنم ممکنه اون بهتر از من فکر کنه وهمه ی جوانب روببینه پس تنهابودن رو ترجیح میدم //
قبول دارم که راه نجات کمک از نیروی برتره ،کافیه ازش بخوام اما ذهن من کمک اون رو درغالب اعدادوارقام واحساس وتصور میسنجه واسه همینه که بادودوتا چارتا به این نتیجه میرسم که بهتر ه ازش نخوام چون ممکنه نتونه  /
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : برداشتهای شخصی از کتاب....
« پاسخ #10 : 06 سپتامبر 2011، 04:01:00 pm »

قبلا در مورد اینکه مساله که چون خودم رو قبول ندارم خدا رو هم نمیفهمم حرف زده بودم منظور من دقیقا همین مساله هست که آیا من ابتدا برای خودبیمارم کاری کردم یانه ایا سعی میکنم تا حدودی خودم رو جمع وجور کنم تا راه رو برای ورود خدا وند باز کنم .من شدیدا نیاز به درمان دارم من میدونم که همه چیز سر جای خودش قرار داره بجز من .وچندین ماهه که من در این بیمارستان بستری هستم اما ازاونجایی که شدت بیماریم زیاده درمان من به کندی صورت میگیره .مشکل من اینه که رشد دستام چندین برابر پاهامه .با دستام خیلی کار میکنم وزیادی ازشون کار میکشم کارایی که بیشتر مربوط به دیگرانه .حرکت رو دوست دارم اما به دلیل کوتاه بودن پام قادر به حرکت نیستم ومجبورم ساکن بمونم وبیشتر از همون دستا کمک بگیرم .نقطه ی تعادل در من وقتی بوجود میاد که برخلاف میلم حرکت کنم بیشتر راه برم وکمتر ازدستم کمک بگیرم
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : برداشتهای شخصی از کتاب....
« پاسخ #11 : 06 سپتامبر 2011، 04:01:29 pm »

صحبت در مورد از خود گذشتگی شد .میخوام از خودم شروع کنم من که هنوز خودم رو پیدا نکردم واز درون سیراب نشدم چطور میتونم از خود گذشتگی رو تجربه کنم .شاید به خودم بگم من که سالها برای دیگران زحمت وزجر کشیدم ،من که تمام زندگی خودم رو فدای خواسته های دیگران کردم آیا اسمش رو نمشه گذاشت از خود گذشتگی .باید بگم نه تمام اون کارها صرفا برای ارضای حس خود خواهی من بوده وشاید سر پوش برای قایم کردن ناتوانی های من  ،برای حس تایید طلبی من و خیلی نواقص دیگه .//از خود گذشتگی چیزی ورای این مسائلیست که فکر میکردم باید دارا باشی تا بتونی به دیگران ببخشی وقتی از خودت چیزی نداری چطور میتونی چیزی برداشت کنی وبه دیگران بدی .وقتی خودم را پیدا میکنم دقیقا به همون اندازه خدارو هم پیدا میکنم .وقتی سیراب میشم اون موقع هست که چون نیازی ندارم ظرف آب رو به طرف مقابلم میبخشم .با قبول عاجزی در حقیقت نقطه ی شروع سیراب شدن در ما که عطش زیادی داریم ایجاد میشه هر چه بیشتر به دوستان میپیوندیم دارایی ما بیشتر میشه ودر نتیجه توانایی در بخشیدن هم افزایش پیدا میکنه . اگه دارایی من فقط خدا باشه چون بی نهایته چه بهتر که در مورد اون با دیگران هم سهیم بشم نه تنها این دارایی کم نمیشه بلکه افزایش هم پیدا میکنه .اینجاست که من یاد میگیرم ثروتم رو با هیچ ثروتی عوض نکنم //
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org
 

این صفحه در 0.079 ثانیه 20 نمایش داده شد.