انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

هر چه پیش آید خوش آید ...

کار کن آنطور که به پول احتیاج نداری
دوست بدار آنطور که هیچگاه آزرده نشده ای
برقص مثل اینکه هیچکس تو را نگاه نمی کند
بخوان مثل اینکه هیچکس گوش نمی کند
زندگی کن مثل اینکه در بهشت روی زمینی
قانون #62



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: هم وابستگي؛ بيماري خود گم شده  (دفعات بازدید: 1807 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
هم وابستگي؛ بيماري خود گم شده
« : 21 نوامبر 2010، 08:59:34 am »

هم وابستگي؛ بيماري خود گم شده
هم وابستگي به عنوان يك الگوي جديد به متخصصين ياري رسان و مردم جوياي بهبودي، كمك مي كند تا جنبه معنوي انساني بهتر شناخته شود و نيز تأثير و حضور آن در تمامي ابعاد زندگي انسان مورد توجه قرار گيرد
آيا از تنهايي وحشت داريد؟ آيا وقتي تنها هستيد نمي توانيد لحظه اي را بدون صداي راديو، تلويزيون و نوار موسيقي سر كنيد؟ آيا فقط در زماني كه با ديگران و در جمع هستيد احساس راحتي مي كنيد؟ آيا احساس مي كنيد نقاب به چهره زده ايد؟ به عبارتي ديگر آيا نمي توانيد با خود حقيقي تان يعني آنگونه كه در درون خود هستيد با ديگران رابطه برقرار كنيد؟ آيا در دنياي بيرون از خود به دنبال خوشبختي و آرامش هستيد؟ آيا درگير رابطه  عاشقانه اي شده ايد كه نمي توانيد لحظه اي بدون او احساس شادي، آرامش و خوشبختي كنيد؟ آيا در رابطه اي قرار داريد كه طرف مقابل شما به مسايل اخلاقي بي توجه ، بي بند و بار، بي مسئوليت، دروغگو و پنهان كار است؟ آيا طرف مقابل شما بسيار پرخاشگر، عصبي و بددهن است، شما را آزار مي دهد و حتي كتك مي زند و با اين وجود شما خود را بدون او ناتوان و درمانده مي بينيد؟ آيا در ارتباطات خود با ديگران احساس مي كنيد بارها و بارها مورد سوءاستفاده قرار مي گيريد، بيشتر از آنچه كه دريافت مي كنيد از خود مايه مي گذاريد، سعي مي كنيد همه را راضي و خشنود كنيد ولي در درون از خود راضي نيستيد و به خاطر ترس از تنها ماندن و طرد شدن همچنان روابط خود را با آنها ادامه مي دهيد؟
آيا مراقبت از شخص بيماري را برعهده داريد كه مسئوليت بهبودي و مراقبت خود را نمي پذيرد؟ آيا شخص مورد علاقه شما پرخور است و يا خوره كار است و به سلامت خود هيچ توجهي ندارد و شما خود را مسئول مراقبت از او مي دانيد؟ آيا به سختي تلاش مي كنيد از بازي قمار يكي از اعضاي خانواده و يا دوستانتان جلوگيري كنيد ولي موفق نمي شويد؟ آيا مدت طولاني است كه تلاش مي كنيد فرد الكلي يا معتاد مورد علاقه تان را نجات دهيد و او همچنان به رفتار بيمارگونه خود ادامه مي دهد؟ و آيا اداره و كنترل امور زندگي خود را از دست داده ايد و احساس درماندگي و آشفتگي مي كنيد؟
اگر پاسخ شما به برخي از پرسش هاي بالا آري است، تنها مشكل شما گم كردن خود حقيقي تان است. مفهوم هم وابستگي به شما كمك مي كند خود را از رنج و درد غيرضروري رهايي بخشيد و ضمن احساس شادي و خوشبختي امكان آن را فراهم كنيد تا اگر طرف مقابل شما و ديگران بخواهند و مايل باشند رشد كنند، مسئوليت بهبودي شان را بپذيرند و از مصيبت و رنج  رهايي يابند.
ولي هم وابستگي چيست؟ مفهوم هم وابستگي در حوزه بهبودي از وابستگي به مواد شيميايي شكل گرفته است. درمانگران و مشاوراني كه به درمان الكلي ها و معتادان مشغول بودند، متوجه حالت ها و رفتارهاي غيرمعمولي و غيرطبيعي در اعضاي خانواده وابستگان به مواد شيميايي شدند. آنها مشاهده كردند كه به همان اندازه كه فرد الكلي يا معتاد به الكل و ديگر مواد شيميايي وابسته است؛ همسران، فرزندان و يا حتي آشنايان آنها هم، وابسته به كنترل و مراقبت كردن از آنها هستند. به عبارتي بستگان فرد الكلي و معتاد، به فرد معتاد يا الكلي اعتياد پيدا مي كنند، درست مثل فرد الكلي و معتاد كه به مواد شيميايي اعتياد دارد. آنها يعني همان نزديكان و اعضاي خانواده فرد وابسته به مواد شيميايي بدون توجه به سلامتي و نيازهاي اساسي خود به طور مسئولانه اي كه به نوعي فداكاري هم به نظر مي آيد، به شدت مشغول مراقبت از فرد بيمار مي شوند، چنين رفتارهايي براي افراد عادي و حتي برخي از درمانگران تشخيص اينكه چه رفتارهاي فداكاري، صميميت، نوع دوستي و عشق است يا بيماري، دشوار مي سازد. آنها خسارت هاي فرد وابسته به مواد شيميايي را پرداخت و جبران مي كنند. براي او ترحم و دلسوزي مي كنند، از او در برابر آنهايي كه از رفتارهاي بي مسئولانه و غيرمعمولي فرد وابسته به مواد خسارت ديده اند و آسيب خورده اند حمايت مي كنند. حتي براي دفاع از او دروغ مي گويند و مشكل اعتياد او را انكار مي كنند. درست مثل فرد معتاد يا الكلي كه در حمايت از مصرف مواد خود و ادامه رفتار اعتيادگونه اش؛ پنهان كاري مي كند، دروغ مي گويد و به طور كل مشكل خود را انكار مي نمايد.
درمانگران و مشاوران مشاهده كردند مشكل اين افراد آنقدر شديد است كه حتي وقتي فرد الكلي يا معتاد وارد برنامه بهبودي از وابستگي به مواد شيميايي مي شود همان كساني كه شديداً درگير نجات او بودند با انجام رفتارهايي، شرايط را براي برگشت مجدد فرد به سوي اعتياد آماده مي كنند.
اين گونه به نظر مي آيد كه اعضاي خانواده و دوستان فرد بيمار نيازمند آن هستند كه دست نياز به سوي آنها دراز شود، يعني همان كاري كه فرد معتاد و يا الكلي در آن مهارت كافي دارد. او به طور مداوم نيازمند كمك اطرافيان است تا به مصرف مواد ادامه دهد. از آنها پول مي خواهد تا موادش را تهيه كند. از آنها حمايت مي خواهد تا رفتار مخربش را توجيه كند. از آنها ترحم و دلسوزي مي خواهد تا احساس محق بودن كند. از آنها گريه و غم مي خواهد تا به اين صورت آنها را براي رفتارش سرزنش كند، حتي از آنها دعوا، خشم و پرخاشگري مي خواهد تا خيالش آسوده شود كه اگر دارد تخريب و نابود مي كند، آنها هم دارند تلافي مي كنند، پس چيزي به كسي بدهكار نيست... و اعضاي خانواده و دوستان اينگونه با برآوردن نيازهاي فرد بيمار احساس مثبت بودن مي كنند و نياز خود را ارضاء مي كنند. در اينجاست كه اگر فرد بيمار بهبوديش را آغاز كند و به طرف زندگي مستقل قدم بردارد، اطرافيان وابسته به او احساس مي كنند ديگر مورد علاقه فرد بيمار در حال بهبودي نيستند چرا كه ديگر او مشكلاتي ندارد كه به اطرافيان خود محتاج و نيازمند باشد. حالا ديگر چه كسي باقي مي ماند تا اين افراد با رفع نيازهايش نياز خود را به نجات دادن ارضاء نمايند و از اين طريق احساس رضايت نمايند.
از اين روي براي درمانگران و مشاوران اين رفتارهاي اعضاي خانواده و نزديكان افراد معتاد و الكلي به عنوان نوعي ناخوشي يا بيماري مدنظر قرار گرفت كه در ابتدا آن را هم الكلي و بعدها هم وابسته ناميدند. مفهوم هم وابستگي براي دست اندركاران وابستگي به مواد شيميايي به اين لحاظ اهميت دارد كه تعيين كننده نوعي كمكي است كه مي توان به افراد وابسته به مواد شيميايي اعتياد آور ارائه كرد و بر شكل درماني كه به طور كل اشخاص (معتاد) دريافت مي كنند، تأثير مي گذارد. بنابر اين هم وابستگي مفهوم بسيار مهمي در درمان وابستگي به مواد شيميايي و يكي از مفاهيم بنيادين در توانبخشي اين بيماران است. گاه مشاهده شده است كه برخي از مشاورين و درمانگران به دليل عدم آشنايي با تأثير روابط اعضاي خانواده بر فرد بيمار؛ همسران و نزديكان بيمار را تشويق به مدارا و به اصطلاح تشويق به فداكاري كرده و از آنها مي خواهند بيشتر از گذشته به فرد معتاد يا الكلي خدمت كنند و آنها را به غلط از فراري شدن معتاد از خانه و وخيم تر شدن اوضاع او، مي ترسانند. در حالي كه غافل هستند كه با پذيرش مصيبت هاي فرد معتاد و تحمل او، بيمار را بيمارتر كرده و او را در ادامه مصرف مواد اعتيادآورش و وابستگي بيشتر به رفتار وسواس گونه اش كمك مي كنند.
البته در اينجا بايد به خاطر داشت كه شرايط اقتصادي و اجتماعي برخي از نزديكان فرد بيمار و كمبود حمايت هاي اجتماعي امكان يك زندگي مستقل و عاري از چسبندگي را براي آنها بسيار سخت و دشوار مي سازد و گاهي كنترل و مراقبت از فرد بيمار براي آنها به عنوان تنها راه چاره مطرح مي شود. چرا كه آنها با كنترل و مراقبت از فرد بيمار اولاً تلاش مي كنند رنج و درد غيرضروري ترس ناشي از خسارت ها و صدمات رفتارهاي وسواسي و معتادگونه او را، كاهش دهند تا خود گرفتار نشوند. دوماً آنها هيچ جاي ديگر و منبع درآمد ديگري نداشته (البته اگر فرد معتاد براي آنها چيزي باقي گذاشته باشد) و مهارت لازم براي دستيابي به خودكفايي اقتصادي را هم ندارند و ناچار هستند به قول خود بسوزند و بسازند و يك قرباني تمام عيار باشند. ولي بارها مشاهده شده است كه همسران معتادان و فرزندان آنها بعد از جدايي و مستقل شدن افرادي را براي زندگي مشترك و دوستي انتخاب مي نمايند كه وابسته به مواد شيميايي بوده اند و يا به نوعي دچار رفتارهاي وسواسي و غيرمعمولي هستند. سؤال اين است كه چرا اين افراد بعد از قطع رابطه با يك فرد بيمار، رابطه ديگري را با بيمار ديگر برقرار مي كنند؟ آيا مي توان گفت آنها هم وابسته هستند؟ به نظر آنها نيازمند فرد نيازمندي هستند كه با كنترل و نجات او احساس ارزشمند بودن كنند و از اين روي با وجود جدا شدن از فردي بيمار، جذب فرد بيمار ديگري مي شوند.
گستره مفهوم هم وابستگي به حوزه بهبودي از اعتياد به مواد شيميايي محدود نمي شود. همانطوري كه اشاره شد در ادامه بررسي ها مشخص شد كه اين افراد تنها در كنار افراد الكلي و معتاد چنين رفتارهايي را از خود نشان نمي دهند، بلكه اصولاً درگير روابطي مي شوند كه آن طرف رابطه فردي كژ رفتار و غيرمعمول است. چرا كه آنها از طريق تلاش به منظور كنترل و مهار رفتار چنين افراد كژ كار و نابهنجاري و نجات آنها، جلب توجه كرده و تأييد ديگران را طلب مي نمايند و از آنجايي كه تصور مي كنند رفتار مثبتي انجام مي دهند، احساس خود ارزشمندي مي كنند. آنها در ادامه اين شيوه از زندگي و متمركز ساختن توجه خود بر دنياي خارج از خود حقيقي شان، تماس و ارتباطشان با دنياي درونشان يعني خواسته ها، علايق، باورها، نيازها و احساس هايشان را از دست مي دهند و به عبارتي «خودشان را گم كرده و خود دروغيني مي سازند تا مسئوليت بقا و حيات آنها را در ارتباط با دنياي بيرون برعهده گيرد و اين خود كاذب و دروغين همان نقابي است كه آنها بر چهره مي زنند.» اين افراد مستعد مبتلا شدن به انواع بيماري هايي مرتبط با فشار رواني هستند و اغلب دچار بيماري هاي دستگاه گوارش، فشار خون و به طور كل ناراحتي هاي قلبي و عروقي مي گردند و در كنار مشكلات جسمي هم وابسته ها دچار بسياري از اختلالات روانشناختي مي شوند كه مهم ترين و بارزترين آنها انواع رفتارهاي وسواسي عملي و اعتيادهاست. اعتيادها يي از قبيل : خوردن، ارضاء جنسي، ورزش، تماشاي تلويزيون و رايانه، كاركردن، قمار، استفاده از كارت هاي اعتباري، روابط با ديگران، پول خرج كردن يا خريد نمودن، مخالفت با ديگران و متداولترين رفتار تكراري،اعتياد به الكل يا مواد مخدر و به طور كلي اعتياد به هر نوع مواد شيميايي اعتيادآور.
بنابر اين مشاهده مي شود كه فرد هم وابسته نه تنها در يك رابطه، طرف مقابلش مي تواند يك وابسته به مواد شيميايي باشد بلكه خود او هم مي تواند معتاد به مواد شيميايي باشد. به همين لحاظ برخي از درمانگران و مشاوران وابستگي به مواد شيميايي مي گويند كه هرگز معتاد به مواد شيميايي را نديده اند كه هم وابسته نبوده باشد و هم از آن روي اعتقاد دارند در زير هر نوع اعتياد و وسواس عملي هم وابستگي نهفته است. با توجه به شيوع و گستره انواع اعتيادها و وسواس هاي عملي و همينطور روابط غيرمعمولي و كژكارانه، برخي براين باورند كه ۹۶ درصد از جمعيت كشوري مانند ايالات متحده آمريكا با وجود شرايط اقتصادي و اجتماعي كه امكان زندگي مستقل را فراهم مي آورد، هم وابسته هستند. برخي آنچنان هم وابستگي را همگاني مي بينند كه آن را وضعيت مزاجي بشريت مي دانند.
به دليل مشغوليت فوق العاده فرد هم وابسته با موقعيت هاي دنياي خارج از خود و رنجي كه در اثر تمركز و توجه بيش از اندازه به نيازهاي ديگران و كنترل رفتار آنها، متحمل مي شود، در درمان هم وابستگي به جداسازي و گسستن فرد هم وابسته از اين موقعيت ها و از طرف مقابل رابطه كژكارانه و غيرمعمولي تأكيد مي شود. اين جداسازي به معني رد و عدم پذيرش مسئوليت هاست كه فرد هم وابسته نسبت به طرف مقابل و ديگران احساس مي كند.
رهايي از هم وابستگي فرايندي ساده و سريع نيست. طبق تجارب برخي از متخصصين براي اين منظور ۳ تا ۵ سال به همراه شركت در يك برنامه بهبودي جامع زمان لازم است. برنامه اي متشكل از گروه هاي خودياري هم وابستگان گمنام و گروه خانواده و آشنايان معتادان يا الكلي هاي گمنام كه اصول برنامه دوازده قدم اساس فعاليت هاي اين گروه ها را تشكيل مي دهد و همينطور گروه درماني و مشاوره فردي. هم وابستگي به عنوان يك الگوي جديد به متخصصين ياري رسان و مردم جوياي بهبودي كمك مي كند تا جنبه معنوي انساني بهتر شناخته شود و نيز تأثير و حضور آن در تمامي ابعاد زندگي انسان مورد توجه قرار گيرد.
حسام الدين معصوميان شرقي
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

fgh0z1tersx

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 244
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • ijk085
The leaves are not heartless things, into a joke
« پاسخ #1 : 22 آوریل 2016، 01:04:42 am »

leaves is not heartless, more into flower.
< p > leaves, you put themselves in the hands of the earth, let the vitality and life in the soil extension, the growth; let impurities and selfishness in the earth decay and death. I read you,hogan outlet, read a very broad perspective; I read you,goyard prix, read a more profound thought.
 on the journey of life is always inadvertently People are hurrying to and fro., people trample on your body. I have never read your complaint,louboutin soldes, always like a gentle loving brother. Don't say bitter, only love silently dedication. That dress is the lofty realm of you to stay in the land, the spread of dazzling golden yellow,air max tn pas cher, the persistence of ideal.
 is to let people have many regrets leaves. Some of the leaves in the symbol of the lonely sad but I can't see its decline, mind expansion is another daydream...
 yes, autumn is here. The trees outside the window is no longer so bright,louboutin pas cher soldes, lush, the afternoon sun leaves with golden yellow. The autumn wind,converse femme pas cher, a piece of golden leaves like a butterfly flapping wings silent fluttering, finally fell to the ground.
 has a phrase called "Yeluozhiqiu" also "yiyezhiqiu". Is the metaphor from a small change in the development trend of things. Also the analogy from the phenomenon of nature or all or part of that. The meaning is to see a leaf fall and fall to know.
 finally withered leaves. But have you ever with a touch of green, a few silk deep ink, patches of yellow played a prelude to spring; cut the summer clothes; hold the autumn vast; interpretation of the today's golden; which is already described the soul of spring, soul of summer,ugg pas cher, autumn light. See you again today, I know how to transition from the old to the young is a kind of eternal; read today to you, I read new feelings and hopes. You falling than a sign of aging,hogan outlet online, but to let buds in tomorrow better germination, germination to show new strength.
This
Related Articles:
 
 
   My love ha
 
   Hometown c
 
   Back to the place where I was
 
 
  Out of high school, we think, can finally get rid of examination oriented education, shout, breathing loudly, in order to childhood that may be ambitious, may be small but absolute ideal is not dispensable and hard, only to find university is like Sprite and liquor depth bomb is sweet but is also very easy to let you fall.
خارج شده است

hfgh5t0wea

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 180
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • pqr156
On camel Xiangzi
« پاسخ #2 : 18 مه 2016، 11:14:36 pm »

Xiangzi's life we are not the experience of his era, the poor are destined to be bullied and hungry. I want to be like the first time a little cautious, will not be as miserable as the outcome, in fact, should come back. In life, we can live is not great, but we must not lose to themselves, to overcome their own hearts of the magic, there is hope, there is joy to live.
 looked at this from the countryside to the vitality of the big man to become so, I can only say that the times are forced. Life is so heartless, but from the bottom of my heart to suppress, only need one,hogan outlet, that is the hope. As long as there is a broad mind, the suffering is not to fight.
 from the beginning of Tigress tempted Xiangzi in that moment,hogan sito ufficiale, I saw a woman of strong possessive, she vicious. Tigress is a life of a lot of temptation,hogan outlet, although good-looking, but is very dangerous, as long as the heart is strong enough, encounter the temptation to take a detour, so Xiangzi would never have become a tigress of husband. Although she is vicious, but she can not the rich family to Xiangzi, that he loved Xiangzi enough. He for Xiangzi she helped him to treat money,nike tn pas cher, and still the only money, she often help small children......
< p > this life will encounter a lot of things, sometimes let us full of desire of a better life, sometimes let a energetic people lose themselves,goyard soldes, then the spirit, to the golden years of wasted... In the unsatisfactory, must not forget that there is a dream to have the vitality of the original.
 about camel Xiangzi's
 camel camel Xiangzi Xiangzi camel Xiangzi word
< p > "Camel Xiangzi authors with exquisite pen depicting a in Peiping youth Xiangzi, he was very ordinary, just a rickshaw,hogan sito ufficiale, but I think he represents the Peiping the dark and bright for a class of people. Dark that he finally became the accessory of money, bright is he ever young, vigor their plans and diligently to live.
 Qi
Kathy
< p > in that era, he,tn femme pas cher, through the bereavement, the humanity of the darkest side, his favorite people go from him, and he repeatedly decadent, into the previously thought he hated the most Er Qiangzi, all day long kite drink. The burden of life is too heavy, he did not want to carry, there is no confidence, he used to be so care about decent, he also regretted why he was so strong, so cautious, so honest.
On camel Xiangzi
 small blessing son experience is very sad and helpless,scarpe hogan outlet, she grew up to be two hadron to sell, and two hadron or small Fu son's father, he, for the sake of the greed and at his own daughter. In fact, is forced by the times, in the poor's home, good-looking daughter even know that one day will be sold out. At that time the background of the times, let me this life in second Century students feel shocked and sad, living in this era is really very happy.
Related Articles:
 
 
   
 
   Personalit
 
   The beauti
 
 
   Who stole my purse, but steal some of the waste, some empty quality magic, it from my hand and go to his hand, it will also done thousands of slaves; but who stole the my reputation to, although he is not so rich, but I lose because of it become destitute.
خارج شده است

mhK2gSz3kw

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 200
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • nop560
knock off hermes bracelet avoid contact with the air. banning the match.
« پاسخ #3 : 08 ژانویه 2018، 12:35:08 am »

perfume, silver jewelry because of purity Van Cleef Knockoff and delicacy loved by netizens. walks down the street and occasionally finds a bulgari b zero ring replica small booth for free gold and silver jewelry. all walks of life will come to believe that. daily Van Cleef & Arpels Replica cleaning can hermes jewelry replica be completed, improper operation, the RMB against the dollar long the simplest. this is a normal natural phenomenon.
   avoid van cleef and arpels replica contact with the air. banning the http://www.cngc.co/ match.
 
   http://joypigeon.com/forum.php?mod=post&action=reply&fid=44&tid=6857&extra=page=1&replysubmit=yes&infloat=yes&handlekey=fastpost
 
   http://www.cucaoduyi.org/home.php?mod=space&uid=1073&do=blog&quickforward=1&id=3425
 
   http://park20.wakwak.com/~ventura/cgi-bin/board45.cgi
 
   http://www.francochilenos.com/spip.php?article2750/
 
   http://www.krdex.com/plus/feedback.php?aid=78
 
   http://www.ieenglish.com/plus/view.php?aid=2122
 
   http://park1.aeonnet.ne.jp/~kino/cgi-bin/pfd/pfdbook.cgi
 
   http://www.promo-grimpe.com/spip.php?article124/
 
   http://hosting.spookysin.org/forums/viewtopic.php?pid=436854#p436854
 
   http://www.promo-grimpe.com/spip.php?article241/
 
   http://m.exiaoba.com/plus/feedback.php?aid=40496
 
   http://www.animege-mu.com/forum.php?mod=post&action=reply&fid=33&tid=4083&extra=page=1&replysubmit=yes&infloat=yes&handlekey=fastpost
 
   http://tsdyhz.com/plus/feedback.php?aid=172
 
   http://park19.wakwak.com/~chaka-pom/cgi-bin/clever.cgi
 
   http://www.mrmfxh.com/plus/feedback.php?aid=137
خارج شده است
 

این صفحه در 0.116 ثانیه 20 نمایش داده شد.